کانون تولددوباره چهارمحال(جونقان)

فعالیتها و رویکردهای کانون و گزارش عملکرد و اخبار کانون

در روزهای اول قطع مصرف و ترک اعتیاد، بسياری از ما معتادان دچار عوارض خماری می شویم که می تواند بسیار سخت و دردناک باشد. در اين قسمت پیشنهاداتی جهت آگاهی از عوارض خماری از جمله دردهای فيزيكی و نشانه های ذهنی آن برای کمک به معتادان ارائه شده است تا بتوانند با استفاده از ابزار بهبودی روزهای اول ترک اعتیاد را بهتر تحمل کرده و آن را سپری کنند.

 

  • سازش با عوارض خماری
  • راهكارهای تحمل خماری

  

بسياری از ما معتادين در روزهای اول ترک اعتیاد از عوارض و پي آمدهای قطع مصرف مواد مخدر كه خماری نامیده می شود رنج می بريم. ما به این علت که به بیماری اعتیاد مبتلا هستیم، برای داشتن یک زندگی عادی محتاج مواد مخدر هستیم. هنگامی که مقدار مصرف مواد مخدر را کاهش داده و يا مصرف آن را كاملا قطع مي كنيم بدن و مغز ما به به اشکال مختلف و دردناکی به اين كار واكنش نشان مي‌دهند. چنين به نظر مي رسد كه تمام وجود ما فرياد برآورده و از ما مي خواهد آن چيزی كه به  آن وابسته شده و براي ادامه حيات خود به آن نياز دارد را در اختيارش قرار دهيم. خماری حالتی است كه اكثر ما معتادان هنگام دفع شدن سموم مواد مخدر از بدنمان به آن دچار می شويم. دچار شدن به این حالت نشان دهنده بهبودی تدریجی کارکرد بدن و بازگشت به حالت طبیعی و عادی آن است. نشانه های خماری شامل عرق سرد كردن، تپش قلب، اسهال، دل پيچه، استفراغ ، درد عضلانی، بي خوابی، بي اشتهايی، اضطراب، تندخویی و بی قراری است. فكر كردن به چنين عوارض دردناكی باعث می شود تا بسياری از ما معتادان از قطع مصرف مواد مخدر ناامید شده و از خیر ترک اعتیاد بگذريم.

علاوه بر اين، نمی توان انكار كرد كه مصرف مواد مخدر به ما آرامش می دهد و برای بسیاری از ما حتی تصور زندگی بدون مواد مخدر نیز بسیار مشکل است. مصرف مواد مخدر با وجود همه مضرات و بدبختی هایی که در نهایت برای ما به جای می گذارد، به طور موقت باعث بوجود آمدن انرژی كاذب در ما شده و به عنوان تنها راهی که ما سراغ داریم، به ما كمك می كند تا مشكلات و مسائل زندگی را آسان تر تحمل کنیم.اعتیاد ما به مواد مخدر هم جنبه جسمی و هم جنبه روانی دارد و تنها راه پاک شدن و بهبودی از آن این است که خودمان امکان درمان و معالجه هر دو جنبه این بیماری را فراهم کنیم. ابتدا ذهن و روان ما بايد ياد بگيرند كه چطور بدون اتکا به مواد مخدر با زندگی کنار آمده و مسائل و مشکلات را تحمل کنند؛ و سپس بدن ما بايد ياد بگيرد تا بدون نياز به مواد مخدر فعالیت طبیعی خود را از سر گیرد. برای دستیابی به این هدف بايد دوران دردناکخماری را تحمل كنيم تا بتوانيم بدون احتياج به اين گونه مواد زندگی عادی و سالمی را از سربگيريم. ما برای رسیدن به یک زندگی سالم و عاری از اعتیاد، شجاعانه تصمیم به قطع مصرف مواد مخدر گرفته ایم و اكنون در مرحله ای قرار داريم كه بايد مشكلات و سختی های آن را تحمل كنيم. فراموش نکنید که احتمالا سالیان زیادی از مواد مخدر استفاده کرده ایم و اکنون که هم جسم و هم روان ما به مواد عادت کرده اند به سادگی نمی توانند از آن دست بكشند.

با این حال همواره باید به خاطر داشته باشیم كه علائم خماری موقتی و گذرا بوده و پس از مدتی از بين مي روند. اينكه عوارض خماری چه مدت پس از قطع مصرف مواد مخدر از بين می روند به نوع ماده مخدر (و يا ترکیبی از مواد مخدر)، مدت زمان مصرف و توانايی جسمی ما بستگی دارد. باید شجاع باشيم و بدانيم خداوندی که ما را خلق کرده است، توانایی ترمیم و برطرف کردن آسیب های ناشی از مواد مخدر را نیز به بدن ما داده است؛ و سر انجام پس از مدتی بدون نیاز به مصرف هیچگونه مواد مخدری، بدن ما کاملا به حالت فعالیت طبیعی خود باز می گردد. به یاد داشته باشید که شما سال ها مواد شیمیایی و سموم مختلف را به بدن خود وارد کرده اید؛ و اکنون نیز برای دفع این سموم و بازگشت به حالت طبیعی به زمان نیاز دارید. در انجمن های گمنام شعاری وجود دارد که می گوید: “ما یک شبه معتاد نشده ایم و نباید انتظار داشته باشیم که یک روزه از شر اعتیاد خلاص شویم “.

نکته دیگری که ممکن است جهت تحمل عوارض خماری به شما کمک کند، این است که هزاران نفر از ما معتادان عذاب و درد خماری را تجربه و تحمل کرده ایم و اکنون به صورت روزانه در بهبودی به سر می بریم.  ابزارهایی که برای دستیابی به بهبودی به آنها نیاز داریم عزم و اراده، تمايل شديد برای پاک شدن از مواد مخدر، صبر و شکیبایی برای تحمل لحظات طاقت فرسا، ایمان و امید به کمک خداوند، کارکرد 12 قدم و شرکت در جلسات انجمنهای گمنام در خلال روزهای دشوار خماری است. با بهره گیری از این ابزارها و عمل کردن به این پیشنهادات، در برابر وسوسه های بیماری اعتیاد مقاومت نموده و در مسیر رسیدن به یک زندگی جدید عاری از اعتیاد و مواد مخدر قرار خواهیم گرفت.

 

سازش با عوارض خماری

در این قسمت پیشنهاداتی برای کمک به شما جهت کنار آمدن و غلبه کردن بر عوارض خماری، و همچنین تقویت اراده شما برای پاک شدن از مواد مخدر ارائه شده است.

سازش با عوارض خماری

 

 ۱. مراجعه به پزشک در صورت لزوم

بسیاری از ما معتادان برای درمان و سم زدایی لازم است که به مراكز درمانی مراجعه کنیم. در واقع برای برخی از ما قطع مصرف مواد مخدر و ترک فيزيكی اعتیاد باید تحت نظر پزشک متخصص انجام شود. کاهش یا قطع یکباره مصرف مواد مخدر می تواند خطرناک بوده و به شوک، حملات قلبی و یا صرع منجر شود. بدن ما معتادان مزمن نسبت مواد مخدر مقاومت (تولرانس) پیدا کرده است و از لحاظ جسمی به شدت به آن وابسته شده است. ما به علت در اختیار نداشتن تخصص و اطلاعات لازم، قادر به ارزیابی میزان آسیب وارد شده به بدنمان نیستیم و نمی دانیم که چگونه می توانیم خود را از شَر مواد مخدر خلاص کنیم. شهامت و جسارت تصمیم گرفتن برای ترک اعتیاد و پاک شدن کار مهمی است؛ اما بهتر است این کار با مسئولیت پذیری و از روی عقل و منطق و با کمک گرفتن از افراد متخصص انجام شود.

در برخی از انجمن های گمنام این تصور غلط رواج دارد که هر کس به انجمن مراجعه کند می تواند به سرعت و به یکباره  اعتیاد خود را ترک کند.این تصور نادرست ممکن است از اینجا ناشی شده باشد که کمک گرفتن از بیرون از انجمن غیر ضروری بوده و می تواند ما را به سمت نوعی وابستگی دیگر هدایت کند. اما باید بدانیم برای بسیاری از ما معتادان که می خواهیم بهبودی پیدا کنیم، گرفتن کمک های پزشکی ضرورت دارد. مراجعه به مراكز درمانی برای دریافت کمک های لازم جهت ترک فيزيكی اعتیاد کاری بسیار رایج است. امروزه در بسیاری از نقاط جهان اعتیاد از لحاظ پزشکی نوعی بیماری محسوب شده و به عنوان یک بیماری تحت درمان قرار داده می شود. ما شجاعت و شهامت اعتراف کردن به اعتیاد و وارد شدن در مسیر بهبودی را داشته ایم، اما نباید به خاطر معتاد بودنمان مجازات شویم. ترک اعتیاد و قطع مصرف مواد مخدر بدون دریافت کمک های پزشکی کار قابل تقدیری نیست و باعث عذاب کشیدن بیشتر ما می شود. همین که صادقانه تلاش می کنیم تا از بیماری اعتیاد بهبودی پیدا کنیم و برای دریافت کمک جهت تحمل خماری به مراکز درمانی مراجعه می کنیم خود قدم مهمی  در مسیر بهبودی ما محسوب می شود. دریافت کمک از مراکز درمانی و متخصصان می تواند برای مراجعه ما به انجمن های گمنام نیز مفید باشد، چون بسیاری از ما به علت ترس از سختی های دوران خماری از ترک کردن اعتیاد خودداری می کنیم. باید همواره به یاد داشته باشیم که تنها شرط مورد نیاز برای عضویت در انجمن های گمنام تمایل به قطع مصرف مواد است. هیچ کس در جلسات انجمن حق ندارد ما را به علت مراجعه به مراکز درمانی جهت ترک اعتیاد مواخذه کرده و یا ما را مورد قضاوت قرار دهد. 

 

۲. پرهیز از سیکل مخرب اعتیاد

بيماری اعتیاد دارای یک چرخه یا سيكل باطل است. این بیماری که در ذهن و روح ما ریشه دارد همواره ما را به مصرف مواد وسوسه می کند، اما به محض مصرف، سریعا از کار خود پشیمان شده و احساس گناه می کنیم. سپس برای فراموش کردن و خلاص شدن از این  احساس گناه، مقدار بیشتری مواد مصرف می کنیم اما هرچه میزان مصرف ما بالاتر می رود احساس بدتری نسبت به خود پیدا می کنیم. این احساس در حقیقت جنبه روانی بیماری اعتیاد و ناسلامت عقل فرد معتاد را نشان می دهد. بر اثر همین عدم توازن فكری است که ما معتادان قادر به قطع مصرف مواد مخدر و ترک اعتیاد نیستیم؛ چراکه پس از مدتی پرهیز و قطع مصرف، افکارمان ما را قانع می کند که مشکل اصلی ما اعتیاد نیست و یا اینکه اگر دوباره شروع به مصرف کنیم، این بار خواهیم توانست به اراده خود میزان مصرفمان را کنترل کنیم. همه این افکار بر مبنای این تفکر هستند که اعتیاد یک بیماری نیست بلکه نوعی ضعف شخصیتی و یا رفتاری است که می توان با اراده خود آن را کنترل نمود. ولی باید بپذیریم که یک بیماری به هیچ عنوان ارتباطی با اراده و یا شخصیت ما ندارد و ما به هیچ عنوان قادر به کنترل آن نخواهیم داشت. بعلاوه با شروع مصرف مواد مخدر جنبه جسمی بیماری ما نیز آغاز شده و بدن ما برای حفظ کارکرد عادی خود به مصرف هر چه بیشتر مواد مخدر وابسته شده و دچار پدیده ویار می شود. این حالت ویار بارها و بارها تکرار می شود تا اینکه سرانجام بیشتر ما از زندان يا تيمارستان سر درآورده و یا بر اثر اعتیاد می میریم. مهمترین اقدامی که می توانیم برای درهم شکستن این چرخه باطل و ویرانگر انجام دهیم، خودداری کردن از مصرف مواد مخدر است؛ چراکه وقتی مصرف مواد را آغاز می کنیم، وارد چرخه شده و دیگر قدرت متوقف کردن آن را از دست می دهیم.

به عنوان معتادانی که با علائم و نشانه های خماری دست به گریبان هستیم باید ماهیت بیماری خود را بشناسیم. عذاب خماری هر چقدر هم که زیاد باشد، باید آن را تحمل کنیم؛ چراکه مصرف مجدد مواد مخدر باعث می شود تا چرخه ویرانگر دوباره از سرگرفته شود. اگرچه با مصرف مواد مخدر برای مدتی کوتاه از حالت خماری بیرون آمده و احساس آرامش می کنیم، اما تاوانی که بابت از سرگیری مصرف مواد پس می دهیم بسیار سنگین است چون امکان بهبودی خود را به تاخیر می اندازیم. بهتر است اینطور تصور کنیم که علائم خماری نشانه ای از تلاش روح و جسم ما برای درمان بیماری و به دست آوردن حالت طبیعی خودشان است. توجه داشته باشید که ما معتادان بیمارانی هستیم که تمایل داریم از اعتیاد بهبود پیدا کنیم و باید این موضوع  که ما انسان های بدی هستیم که می بایست مجازات شويم را از ذهن خود پاک کنیم. صبور بودن و مهربان بودن با خودمان می تواند کمک موثری برای تحمل دوره دردناک خماری باشد. 

 

۳. بدان خماری همیشگی نیست

در زمانی که دوران سم زدایی و خماری را می گذرانیم وسوسه و ویار ما برای مصرف مواد مخدر به اوج خود می رساند. نه تنها ذهن معتاد ما برای اثبات نیاز به مصرف مواد مخدر هزاران دلیل می آورد،بلکه جسم ما نیز بيقرار بوده و چیزی که به آن وابسته شده است را از ما می خواهد. اما باید بدانیم که این حالت روانی وحشتناک (ميل شديد به مصرف مجدد) و دردهای جسمی ناشی از خماری، بخشی از روند سم زدایی است. بدن ما نه تنها خود را از شر سمومی  که به آن عادت کرده خلاص می کند،  بلکه تلاش می کند با عبور از اين مرحله دردناك مجددا حالت طبیعی خود را به دست آورد. باید اعتراف کنیم که بهبود یافتن از اعتیاد یک فرایند طولانی است و به صبر و حوصله و تحمل نیاز دارد. همانگونه که در انجمن های گمنام گفته می شود: “ما یک شبه معتاد نشده ایم و نباید انتظار داشته باشیم که یک روزه از شر اعتیاد خلاص شویم “. به عبارت دیگر، ترك مواد مخدر به زمان نیاز دارد.

افکار معتادگونه ما از هر روشی برای متقاعد کردن ما به مصرف مجدد مواد استفاده می کنند، ولی باید بدانیم که علائم سم زدایی و خماری هميشگی نيست و سر انجام پس از مدتی از میان می رود. هر روز که از قطع مصرف مواد مخدر می گذرد ما یک روز به خلاص شدن از علائم خماری نزدیک تر می شویم. از سر گرفتن مصرف مواد برای کاستن از میزان دردی که از آن رنج می بریم ، باعث شروع مجدد همه این دردها خواهد شد. گاهی اوقات گفتن این موضوع به خودمان که عوارض خماری موقت است و سر انجام از بین خواهد رفت به ما کمک می کند تا این عوارض را راحت تر تحمل کنیم. علائم جسمی خماری به صورت موج به سراغ ما معتادان می آید. گاهی فقط برای چند دقیقه دچار لرز و عرق شدید می شویم و گاهی نیز این عوارض مدت زمان طولانی تری باقی می مانند. اما اگر به خودمان بگوییم که من این حالت ها را تحمل خواهم کرد و تسلیم آنها نخواهم شد در آنصورت در مدت زمانی کمتر از آنچه که تصور می کنید این عوارض از بین خواهند رفت. همین حالت در مورد جنبه های روانی و ذهنی خماری نیز صدق می کند. بی قراری، نگرانی، خشم و ترس همگی احساساتی هستند که در دوران خماری به سراغ ما می آیند. این گونه احساسات با آنکه به شدت آزار دهنده و عجیب به نظر می رسند اما چیزی جز احساس و این احساسات قدرت آن راندارند که ما را به مصرف مجدد مواد مخدر وادار کنند. مشکل ما معتادان این است که هرگز راهکارهای سالم و مثبت کنار آمدن با مسائل را یاد نگرفته ایم و نمی دانیم که چگونه باید احساسات خود را کنترل کنیم. ما در برابر دنیا بی تحركی و سستی را در پیش گرفته ایم و مواد مخدر به ما کمک کرده است تا از ناملایمات و ناراحتی ها فرار کنیم. به همین علت طبیعی است که وقتی با درد و عذاب خماری روبرو می شویم می خواهیم با همان روش خودمان از آن خلاص شویم. اما به خاطر داشته باشید که اگر عذاب خماری را تحمل کنید، در آنصورت بهبودی و به همراه آن انواع احساسات خوب همچون احساس آزادی، لذت، و شادمانی نصیب شما خواهد شد که به شما در مسیر تحمل سختی ها و مشکلات یاری می رسانند.

 

 ۴. ایجاد یک سیستم حمایتی و حفاظتی

هنگامی که دچار خماری هستيد بايد از نزديک شدن به مواد مخدر، افرادی که با آنها مواد مصرف کرده ايد، و اماکن و يا وسایلی كه مصرف مواد مخدر را به ياد شما می آورد جداً دوری کنيد. اين موضوع بايد از سوی همه کسانی که در بهبودی به سر مي برند رعايت شود اما کسانی که دوره سم زادیی را سپری می کنند لازم است با جديت بيشتری آن را رعايت کنند. بايد توجه داشته باشيم که بيماری ما با مشاهده آثار و نشانه های محيطی و روانی مربوط به مصرف مواد تحريک (وسوسه) می شود. قرار گرفتن در اماکنی که در آن مواد مخدر وجود دارد ما را به مصرف مواد تحريک کرده و اراده ما برای تحمل عوارض خماری را ضعيف می کند. در خلال اين دوره می توانید به جای نشستن در خانه و لرزيدن و عرق کردن يا همنشینی با دوستی که مواد مصرف مي کند، به جلسات انجمن های گمنام بروید. به ياد داشته باشيد که تعداد زیادی از معتادانی که عوارض خماری را تحمل کرده اند در این جلسات حضور دارند؛ به همین دلیل شما نیز نبايد از اينکه در حال خماری ديده می شويد احساس شرمندگی کنيد چراکه هيچ کس قضاوت بدی درباره شما نخواهد کرد. در اين جلسات هيچ چيز جز اميدواری، دلگرمی، محبت و حمايت ديگران نخواهيد ديد. حضور داشتن  در کنار افرادی که همین عذاب خماری شما را قبلا تجربه کرده اند می تواند به شما در حفظ اراده و تصميم خود برای ترک اعتياد کمک كند.

توجه داشته باشيد که از این پس ديگر تنها نيستند و مجبور نيستند در تنهایی خود و در سکوت عذاب بکشيد. اگر توانسته ايد برای خود یک راهنما پيدا کنيد، اگر توانسته ايد براي خود یک دوست و یا یک همقدم پيدا کنيد می توانید با آن ها تماس گرفته و از حمایت آن ها برخوردار شوید. گاهی همين که با کسي صحبت کنید و وضعیت خودتان را شرح دهید، به کاهش رنج و عذاب شما کمک خواهد کرد. در مقابل رفتن به سراغ مصرف كنندگان که چيزی جز مصرف مواد از شما نمی خواهند و تلاش می کنند تا با کشاندن دوباره شما به سمت مصرف مواد مخدر، از این احساس بد که خودشان همچنان معتاد هستند خلاص شوند بدون شک سبب خواهد شد تا شما بار ديگر مصرف مواد را از سر بگيريد. با کسانی که در برنامه دوازده قدم شرکت دارند معاشرت کنيد، چون اين افراد كسانی هستند که از جان و دل به شما کمک خواهند کرد. قرار گرفتن درکنار افرادی همچون اعضای خانواده که حمايتی از شما نمی کنند و دركی نيز از بيماری اعتياد ندارند و احتمالاً شما را هم سرزنش مي کنند روش خوبی برای اين دوره حساس که شما کاملا آسيب پذير هستيد نمی باشد. براي اينکه بتوانيد علائم خماری را بهتر تحمل کنيد و خود را از شر مواد مخدر خلاص کنيد بايد مراقب خودتان باشيد و از حمايت کساني که کمکی از دستشان بر مي آيد برخوردار شويد. هیچگاه خود را امتحان نکنید و به اماكنی كه در آن مصرف می‌كرديد (زمين بازی) برنگردید.

 

۵. مبارزه با بیماری اعتیاد

اعتیاد يك بيماری بسیار حليه گر، فریبکار و اسرار آمیز است. بیماری اعتیاد می خواهد تا ما را به همان وضعیت سابقی که به آن عادت کرده ایم و در آن احساس راحتی می کنيم بازگرداند. افکار ما به ویژه در دوره سم زدائی و خماری ممکن است به هم ریخته شود و تنها روزهای خوب مصرف را به یاد بیاورد. افکار معتادگونه تلاش می کنند تا ما را متقاعد کند که دوران اعتیاد هم چندان دوره بدی نبوده است و از ما می خواهد تا همه بدبختی ها و نابسامانی هایی که مصرف مواد مخدر بر سر ما و اطرافیانمان آورده است را فراموش کنیم. در این دوره ما بايد بتوانیم با افکار معتادگونه خود مقابله کنیم و واقعیت بلاها و مصیبت هایی که اعتیاد برسرمان آورده است را به یاد بیاوریم.

اگر خماری حالت بسیار آزار دهنده ای پیدا کرد و جداً به این فکر افتادید که دوباره مواد مصرف کنید فقط برای یک لحظه با خودتان فکر کنید و ببینید با از سرگرفتن مصرف مواد مخدر چه وضعیتی برای شما پیش خواهد آمد. واقعیت این است که رنج و عذاب خماری پس از مدت کوتاهی از میان خواهد رفت اما با مصرف مواد مخدر نه تنها مشکلات و مصائب شما از میان نخواهند رفت بلکه سيكل ویرانگر بیماری بار دیگر از سر گرفته خواهد شد. مدتی طول نخواهد کشید که دو باره به همان نقطه شروع باز خواهید گشت، یعنی مشکلات شما بدتر از گذشته خواهد شد و این امکان نیز وجود دارد که شما دیگر امکان و شانس بهبودی را پیدا نکنید. بسیاری از معتادانی كه برای تحمل رنج خماری به مصرف مجدد مواد روی آورده اند ، سرنوشتی جز مرگ نداشته اند.

وقتی که مصرف مواد را قطع کرده و از خماری در عذاب هستیم باید رفتاری کاملا صحیح و عاقلانه داشته باشیم تا بتوانیم این دوره دشوار را پشت سر بگذاریم. باید بدانیم که به چه دلیل تصمیم به ترک اعتیاد و پاک شدن گرفته ایم باید به خود یادآور شویم که خماری حالت موقت دارد و برای رهایی از چنگ اعتیاد چاره ای جز تحمل خماری نداریم چون خماری بخشی از روال پاک شدن جسم ما از سم مواد مخدر است. باید با خود مهربان و ملایم باشیم و اجازه دهیم تا این دوره سپری شود.

در دورانی  که از خماری رنج می بریم ممکن است تصور کنیم که نمی توانیم اعتیادمان را ترک کنیم. ولی واقعیت این است که جسم و روانی که خداوند به ما داده است بسیار قوی هستند و ما سر انجام بهبودی خود را به دست آورده و افراد سالمی خواهیم شد. وقتی که بر اثر خماری رعشه گرفته و عرق سرد سراسر بدن شما را پوشانده است، وقتی چهار ستون بدنتان بر اثر خماری درد می کشد، و شب هایی که حتی یک لحظه نیز نتوانسته اید بخوابید با خود بگویید درست است که عذاب می کشم اما در مسیر رهایی از اعتیاد قدم بر می دارم. از این پس دیگر اجازه نمی دهم که مواد مخدر بر من حکومت کند. من به اندازه کافی قوی هستم که همه این مشکلات را تحمل کنم و اجازه نخواهم داد تا این بیماری من مرا شکست دهد.

 

راهکارهای تحمل خماری

در این قسمت راه حل هایی عملی برای کمک به شما جهت تحمل عوارض خماری ارائه شده است:

راهکارهای عملی تحمل خماری

 

۱. پذیرش وضعیت

بدترین کاری که ممکن است در هنگام خماری مرتکب شویم این است که خودمان را مجازات کنیم. ما به علت اعتیاد و تلاش برای ترک آن، هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی در عذاب هستیم و نباید حال بد خودمان را با خشمگین شدن و یاس و ناامیدی از اینكه چرا به چنین وضعیتی دچار شده ایم از آنچه که هست بدتر کنیم. در پیش گرفتن رفتاری ملایم و محبت آمیز نسبت به خودمان، – همانند رفتار با بیماری که از یک بیماری کشنده در عذاب است – به ما کمک خواهد کرد تا بپذیریم که ما نیز در حال بهبودی از یک بیماری کشنده هستیم که باعث شده تا جسم و روان ما مسموم شوند و اکنون دوره سم زدائی را می گذرانیم. به این ترتیب است که خواهیم پذیرفت خماری، بخش دردناکی از مراحل سم زدایی و بهبودی ما از بیماری اعتیاد است. با پذیرفتن این مسائل راحت تر می توانیم از راهکارهای مربوط به تحمل خماری استفاده کنیم. برای مثال اگر احساس بی قراری می کنید یا نمی توانید بخوابید، به سادگی بپذیرید که فعلا قادر به خوابیدن نیستید. ازجای خود بلند شوید به سراغ کاری مفید و سازنده بروید یا خود را با تماشای یک فیلم یا خواندن یک کتاب سرگرم کنید. این یک تکنیک مثبت روانشناسی بر مبنای اصول برنامه های دوازده قدمی است که به شما کمک می کند تا وضعیت فعلی خود را بپذیرید و به جای مقاومت کردن و جنگیدن با آن، کار مفیدی انجام دهید.

 

۲. پایبندی در انتخاب

زمانی که وسوسه و ویار مصرف مواد به سراغتان می آید و یک لحظه هم شما را به حال خود رها نمی کنند با صدای بلند فریاید بزنید “بس است”. توجه داشته باشید که اين بیماری شماست که شما را به بازی گرفته و تلاش می کند تا شما را متقاعد کند که چاره ای جز مصرف مواد مخدر ندارید. به خودتان بگویید که من امروز از قدرت حق انتخاب برخوردارم و انتخاب امروز من این است که تحت هر شرایطی مواد مصرف نکنم. تاکید بر این نکته که من مجبور نیستم که مصرف مواد مخدر را انتخاب کنم به شما قدرت خواهد داد تا بیماری اعتیاد را که فکر مي کنید شما را مغلوب خود کرده است شکست دهید.

 

۳. استفاده از حمایت

تحمل خماری کار دشواری است و به همین علت باید از همه سیستم های حمایتی خود استفاده کنیم. به راهنمای خود ، یا دوست و همقدم بهبودی خود تلفن کنید یا به جلسات انجمن بروید و یا به سراغ کسی بروید که احساس می کنید از شما برای ترک کردن مواد حمایت می کند. به خاطر داشته باشید که بیماری اعتیاد از جمله بیماری هایی است که نمی توان به تنهایی از آن بهبود پیدا کرد و برای مقابله با شرایطی که به تنهائی قادر نیستيد از عهده آن بربیایید باید از دیگران کمک بگیرید.

  

۴. تجدید تصمیم

یاد داشت هایی تهیه کنید و آنها را در همه جای خانه تان و هر جای دیگری که ممکن است آویزان کنید تا همواره به یاد داشته باشید که به چه علت تصمیم به قطع مصرف مواد مخدر گرفته اید.بنویسید که اعتیاد چه بلاهایی بر سر شما آورده و شما را به کجا کشانده است. همه مصائب و بدبختی هایی که به علت اعتیاد تحمل کرده اید را روی کاغذ بنویسید تا هیچگاه فراموش نکنید که علت تصمیم شما برای ترک اعتیاد چه بوده است. این کار باعث خواهد شد تا اعتیادتان نتواند برای متقاعد کردن شما به مصرف دوباره مواد مخدر بهانه های بیهوده واهی بیاورد.

 

۵. صبر و بردباری

خماری همانند موج است، اول اوج مي گيرد و اندكی بعد فروكش مي كند. در زماني كه خماری در اوج خود قرار دارد و شما احساس می كنيد كه به شدت به مصرف مواد مخدر نياز داريد برای چند دقيقه طاقت بياوريد و منتظر بمانيد تا ويار و وسوسه مصرف مواد مخدر فروكش كند. به خود يادآوری كنيد كه اين لحظات دردآور برای هميشه ادامه نخواهد يافت و نبايد خود را تسليم خواسته ها و احساسات زودگذر كنيد. در اين حالت چند نفس عميق بكشيد. بهتر است حواستان را بر موضوع ديگری متمركز كنيد و به مساله ديگری غير از مواد مخدر فكر كنيد چون از اين طريق راحت تر می توانيد عوارض خماری را تحمل كنيد. روش ساده تحمل كردن و منتظر ماندن حدود ۵ تا ۱۰ دقيقه برای سپری شدن حالت شديد خماری به بسياری از ما معتادان كمك كرده است تا تسليم افكار و احساسات خود نشويم و هنگام خماری به سراغ مواد مخدر نرويم.

 

۶. اتکا به خدا

از خدای خود بخواهيد تا برای پاك شدن از مواد مخدر و تحمل خماری به شما كمك كند. ما فراموش مي كنيم كه خدای ما می تواند به ما كمك كند البته به شرط اينكه به خداوند ايمان داشته باشيم و از صميم قلب از وی كمك بخواهيم. نيرویی برتر از خودمان وجود دارد كه قدرت لازم را به ما مي دهد و به ما برای اجراي تصميم مهم و شجاعانه ای كه گرفته ايم كمك خواهد كرد. براي افزايش نيروی روحاني و معنوی خودتان دعا، عبادت، يا مراقبه را فراموش نکنید. فهرستی از نعمت ها و فعاليت هایی كه شما را به ياد خداوند می اندازد تهيه كنيد. بسياری از ما در دوره خماری به عبادت های روزانه يا ارتباط معنوی با خداوند روی آورده ايم و همين ارتباط به قوی تر شدن عزم و اراده ما برای ادامه راه جديدی كه برای بهبودی خود در پيش گرفته ايم كمك كرده است. دعا كن  

 

هشدار همراه - سم زدایی و خماری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 9:48  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

 

تا کی به انتظار قیامت توان نشست

 

برخیز تا خود هزار قیامت بپا کنی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 9:45  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 




انواع مواد مخدر
 

به طور کلی‌، مواد مخدر را می توان بر اساس خصوصیات آن به چند دسته تقسیم کرد:

الف- آرام بخش ها یا ضد اضطراب ها (ANXIOLYTIC -MINORTRANQULLIZER)

آرام بخش ها از داروهای مخدری هستند که از نظر پزشکی به منظور کاهش اضطراب و افزایش خواب استفاده می شوند. استفاده از آرام بخش ها بدون تجویز پزشک، ‌سلامتی را تهدید می کند (احمدی، ‌1384، ‌150و 151). این مواد، ‌تضعیف کننده سیستم مرکزی اعصاب و جزء آن دسته از داروهایی هستند که مانند مسکن ها و خواب آورها مصرف کم آنان ایجاد حالت آرامش می کند. اثر کلی آن ها روی هیپوتالاموس است و مصرف زیاد و خودسرانه آن نیز می تواند آثاری مشابه مسکن ها و خواب آورهای قوی از جمله مسمومیت، ‌بیهوشی و کما داشته باشد. آرام بخش ها معمولاً برای ناراحتی های خفیف روانی از جمله: عصبانیت، ‌تند مزاجی، تشنج، اضطراب، ‌بی خوابی، هیجان، بی حوصلگی و هم چنین شل کردن عضلانت به کار می روند (کاکویی، ‌1385، 240) شایع ترین داروهای آرام بخش، ‌موادی شیمیایی به نام بنزودیازپین ها هستند . بنزودیازپین ها می توانند اعتیاد آور باشند. آمارها نشان می دهند که هر سال در ایالات متحده آمریکا هزاران تن از این قرص ها مصرف می شوند. نوع دیگری از این داروها باربیتورات نام دارد. ثابت شده است که باربیتورات ها که یک زمانی نوع شایع داروی آرام بخش بودند بسیار اعتیاد آور بوده و در صورت مصرف مقادیر زیاد بسیار مهلک و کشنده هستند (کالات، ‌1386: 239و 238) باربیتورات ها رشته وسیعی از افسردگی های سیستم مرکزی عصبی را تولید می کنند و به عنوان مسکن خواب آور و ضد تشنج مورد استفاده قرار می گیرند. امروزه از نظر پزشکی به عنوان ضد تشنج مورد استفاده قرار می گیرند. از نظر سوء مصرف، در نیمه اول قرن بیستم خیلی شایع بودند. در حالت مصرف معمولی این داروها ایجاد نوعی مستی می کند که شبیه مستی ناشی از مصرف الکل است. آثار و نشانه های آن عبارتند از: اختلال در صحبت کردن، ‌از دست دادن قدرت هماهنگی امور و معیوب شدن قدرت داوری انسان . متناسب با میزان و مدت مصرف، ممکن است وابستگی جسمانی و روانی نسبت به باربیتورات ها ایجاد شود (رحمدل، ‌1386، 37) معروف ترین باربیتورات ها شامل: سکوباربیتال و پنتوباربیتال می باشند. شناخته شده ترین بنزودیازپین ها نیز عبارتند از: دیازپام، کلردیازپوکساید، ‌فلورازپام، ‌لورازپام، ‌آلپرازولام، ‌تریازولام، ‌اکرازپام و تمازپام (سادوک، ‌1383، ‌83).

ب- توان افزاها یا محرک ها (STIMULUSES)

این گونه مواد فعالیت های سیستم عصب مرکزی مصرف کننده را تحریک و به طور موقت موجب هوشیاری و هیجان و فرونشستن خستگی او می شوند. اما مصرف دراز مدت این مواد قوی ترین تأثیرات فرسایشی را بر بدن مصرف کننده دارد(صدیق سروستانی‌، 1386، ‌174). مهم ترین محرک ها عبارتند از:

* کوکایین(COCAIN)

کوکایین پودر سفید رنگی است که به عنوان داروی محرک استفاده می شود و از برگ گیاهی به نام کوکا تهیه می شود. برگ کوکا را ابتدا بومیان آمریکای جنوبی مصرف می کردند و با جویدن آن می توانستند برای مدتی طولانی بدون غذا به سر ببرند و چندین روز از مناطق کوهستانی بالا روند (رحمدل، ‌21:1386) اما برای نخستین بار در سال 1923 شخصی به نام استاتر (STATTER) موفق به تهیه کوکایین از مواد شیمیایی شد (کاکویی، ‌195:1385) ظاهراً اصل کوکایین از کشور پرو بوده و به وسیله بومیانی که از این کشور رانده شدند به خارج از پرو برده شده است. معتاد به کوکایین پس از کشیدن کوکایین بلافاصله روی صورتش احساس سردی می کند. حالت سُکر و نشئه تدریجی به وی دست می دهد که بی شباهت به مستی الکل نیست. با این تفاوت که پس از کشیدن کوکایین در خود احساس نیرومندی شدیدی می کند؛ میل به فعالیت و جنب و جوش و تحرک پیدا می کند و دلش می خواهد به طور دائم با کسی حرف بزند. اما بعد از 30 تا 40 دقیقه خستگی مفرطی جانشین تحریک اولیه می شود. معتادان به کوکایین معمولاً‌ نفس نفس زده و همیشه چشم به نقطه ای می اندازند . مردمک چشم آنها اتساع یافته و حالت نگرانی و دلهره دائمی دارند. همیشه از چیزی می ترسند و این دلهره و هراس وقتی موقتاً از بین می رود که دوباره کوکایین بکشند. هر قدر طول مدت اعتیاد بیشتر باشد گونه های معتاد بیشتر فرو رفتگی پیدا می کند و رنگ صورتش مات می شود. دهان معتاد به کوکایین همیشه خشک است و هر لحظه از خواب می پرد. او خواب های آشفته می بیند و دائماً موقع خواب در کابوس های وحشتناک به سر می برد. معتاد به کوکایین ساعت ها در برابر آینه می ایستد و به تصویر خود خیره می شود؛ گویی در جلوی تلویزیون ایستاده و تصاویر آن را تماشا می کند. گاهی اوقات چیزهایی به نظرش می رسد و غرق در اوهام و تخیلات می شود. یکی از خصوصیات کوکایین این است که معتاد همیشه نقاطی کوچک و ساده روی لباس یا روی پوست بدن خود می بیند که در حال حرکت است و به تصور این که آن ها شپش یا حشرات دیگری هستند دست خود را پیش می برد تا آن ها را بگیرد و گاهی اوقات سنجاق به پوست خود فرو می کند تا حشراتی را که تصور می کند روی دستش در حرکت هستند و در حال فرو رفتن در بدن می باشند، ‌بیرون بیاورد (شامبیاتی، ‌1385، ‌148و149). از نظر روانی اثراتش از هرویین بیش تر می باشد. بعد از مصرف این ماده، معتاد احساس شعف دارد، زیرا در فرد ایجاد لذت می کند. این ماده اغلب در بیهوشی موضعی مصرف پزشکی دارد( اکبری، ‌241:1385) اما فروید در تحقیقی در مورد امکان کاربردهای پزشکی کوکایین به این نتیجه رسید که اگر چه این داروی مخدر سبب وجد و احساساتی عجیب می شود‌، ولی این ماده نه تنها اعتیاد آور است بلکه موجب مرگ بیماران و مصرف کنندگان نیز می شود(احمدی، 1384:146). کوک (COKE)، برف(SNOW)، توت(TOOT) (صدیق سروستانی، 1386، 186) بلاو (BLOW)، کین (CANE) و فری باس(FREEBASE) نام های مستعار این ماده بین معتادان آمریکایی است. کوکایین معمولاً‌به صورت انفیه مصرف می شود. اما قابل تدخین و تزریق نیز می باشد. مسمومیت آن می تواند منجر به بی قراری، تهییج، ‌اضطراب، پرحرفی، ‌فشار تکلم، تفکر پارانوییدی، ‌پرخاشگری، ‌افزایش میل جنسی، ‌افزایش احساس آگاهی، ‌خود بزرگ پنداری‌، بیش فعالی، بالا رفتن فشار خون، اتساع مردمک چشم، ‌لرز، ‌بی اشتهایی، ‌بی خوابی و حرکات کلیشه ای شود. بارزترین نشانه محرومیت از کوکایین میل مفرط به دارو است و خستگی، ‌بی حالی، ‌احساس گناه، ‌اضطراب، بی ارزشی، احساس ناامیدی، ‌درماندگی و افسردگی‌، معمولاً ظرف چند روز به اوج می رسد(سادوک، 1383، 86و 85). کوکایین مجرای بینی را نیز بی حس می کند و در برخی موارد می تواند به ریه ها آسیب برساند (کالات‌، 1386 :236) از جنبه درمانی، گروه درمانی تکیه گاه اصلی درمان سوء مصرف کوکایین است که در آن، شرکت کننده را به راه بردن مقابله ای ویژه مجهز کرده و از نشانه ها آگاه می سازند. هم چنین این احساس که او تنها نیست را در وی پدید می آورند.

* کراک(CRACK)

این ماده در اوایل پاییز سال 1985 به بازار نیویورک عرضه شد. کراک خطرناک ترین ماده اعتیادآوری است که تا کنون به بازار آمده و تا حدی وابستگی آور است که حتی یک بار مصرف آن فرد را معتاد می کند. کراک اغلب با پیپ های شیشه ای و به صورت مخلوط با توتون سیگار یا پیپ دود می شود. نوع مرغوب این ماده راک(ROCK) نام دارد(کاکویی، 1385:211و 222). کراک، ‌از کوکایین هم اعتیاد آورتر است. کوکایین معمولاً‌ پس از استشمام حدود 8 دقیقه طول می کشد تا به مغز برسد و اثر کند، ‌اما کراک فقط در طول چند ثانیه به مغز می رسد و تأثیرات بسیار شدیدتر و متمرکزتری دارد(صدیق سروستانی، 1386، 188). کراک، ‌کوکایینی است که قبلاً به شکل خالص درآمده و آماده کشیدن است. علت این که به آن کراک می گویند این است که وقتی کشیده می شود صدای ترق و توروق می دهد. کراک ظرف چند ثانیه تأثیر قدرتمندی بر جای می گذارد و از انواع دیگر کوکایین سریع تر اثر می گذارد. این تأثیرات عموماً‌ خوشایند توصیف شده اند؛ هر چند برخی افراد به جای آن از اضطراب شدید خبر می دهند و برخی دیگر دچار حملات قلبی یا سایر عوارض جسمانی شدید می شوند. مصرف بلند مدت کراک می تواند به التهاب گلو، ‌سردرگمی ذهنی، ‌بیماری های ریوی و مشکلات جدی دیگر منجر شود. این دارو اعتیاد آور نیز هست؛هر چند روند اعتیاد آن به قدری آهسته شکل می گیرد که مصرف کنندگان مکرر ممکن است خود را با این احساس کاذب ایمنی فریب دهند که «من می توانم هر وقت که بخواهم آن را مصرف یا ترک کنم» وقتی که فرد آن را مصرف می کند، تجربه دارو به خودی خود به قدری کانون توجه قرار می گیرد که فرد از فعالیت های عادی مانند: خوردن و خوابیدن، ‌سرکار رفتن یا مراقبت کردن از اعضای خانواده غافل می شود (کالات، ‌1386 :236و 237) مصرف کراک عوارض متعددی مانند: کم اشتهایی، بی خوابی، افسردگی، کاهش سریع وزن بدن، ناآرامی و هیجان را به دنبال دارد(کاکویی، 1385:224)

* کافئین(CAFFEINE)

کافئین نیز یک داروی محرک است . قهوه، چای و تعدادی از نوشیدنی های بدون الکل حاوی کافئین هستند. این ماده از آمفتامین یا کوکایین ضعیف تر و کمتر خطرناک است. کسانی که همیشه قهوه مصرف می کنند می توانند به آن وابسته شوند و ترک کردن آن می تواند موجب سردرد و خواب آلودگی شود. بیمارانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته اند گاهی از پریشانی خبر می دهند که اطرافیان تصور می کنند ناشی از عمل جراحی است؛ در حالی که این حالت نتیجه مصرف نکردن کافئین است (کالات، 1386، ‌237) یک فنجان متوسط قهوه شامل 100 تا 150 میلی گرم کافئین است. مسمومیت ناشی از آن با علائم بی خوابی، بی قراری، ‌هیجان، ‌برافروختگی صورت، ادرار زیاد، ‌آشفتگی های معده ای و روده ای‌، گرفتگی عضلانی، ‌پریشانی افکار و گفتار همراه است افزایش دوز باعث افزایش علائم اختلالات روان پزشکی نظیر اضطراب و روان پریشی می شود، ‌(مددی و نوغانی، 82: 1384) نیمه عمر کافئین در بدن انسان 3 تا 10 ساعت و زمان رسیدن به اوج غلظت 30 تا 60 دقیقه است. کافئین تمام صفات مواد رایج دارای سوء مصرف را دارد. این ماده به خصوص در مقادیر پایین می تواند به عنوان یک تقویت کننده مثبت عمل کند. تنها 100 میلی گرم از این ماده در انسان می تواند حالت سرخوشی خفیف ایجاد کند؛ولی باید دانست که با افزایش میزان مصرف، ‌دیگر کافئین به عنوان یک تقویت کننده مثبت عمل نمی کند و برعکس، موجب افزایش اضطراب و ملال خفیف می شود(مدرسی، ‌1385، 9) یک انفجار سریع انرژی، افزایش سرعت تنفس و ضربان قلب، افزایش فشار خون و احساس نئشگی حالاتی هستند که کافئین همه این کارها را با چسبیدن به گیرنده های سلولی و آنزیم ها برای آدنوزین یعنی ماده شیمیایی که در تولید انرژی درگیر است، ‌انجام می دهد. زمانی که برای اولین بار کافئین وارد بدن می شود، ‌احساس تحریکی به شخص دست می دهد؛ اما همین طور که سیستم به این دارو عادت می کند، ‌در افرادی که پیوسته از آن مصرف می کنند چنان چه آن دارو را نداشته باشند احساس کندی و تنبلی به آن ها دست می دهد. کافئین معروف ترین دارو در جهان است و پایه اقتصادی بسیاری از کشورها نیز به شمار رفته و عنوان یک قلم از کالاهای غذایی در تجارت جهانی محسوب می شود. برخلاف کوکائین وهروئین، ‌کافئین باعث تحریک مصرف کننده به دزدی از مغازه ها، کشتن و یا خودفروشی برای نگه داشتن عادتش نمی شود. هم چنین برخلاف الکل، کافئین مصرف کننده خود را آهسته و به طور فیزیکی از بین نمی برد. قهوه قانونی است؛ خوشایند است و اثرات منفی جانبی آن ملایم است. اما به هر حال هنوز یک داروی فعال روانی است. این دارو در وضعیت فیزیکی و روانی افراد تغییر ایجاد می کند و باعث تغییرنوع احساسات مردم می شود. ضمن آن که کم و بیش همان قدرت اعتیاد را دارد که داروهای وحشت آور دیگر مانند:الکل، نیکوتین، کوکایین و تریاک دارند(هامر و کوپلند، 1382 :161 و 160).

پ- توهم زاها(HALLUCINOGENS)

داروهایی که اثر عمده آن ها دگرگون ساختن تجرب های ادراکی است، ‌داروهای توهم زا یا روان پریشی زا نامیده می شوند. این داروها عموماً‌موجب تغییراتی در ادراک دنیای درونی و بیرونی می شوند. مثلاً ادراک زمان چنان تغییر می کند که هر دقیقه ممکن است چند ساعت به نظر برسد(اتکینسون، ‌اتکینسون و همکاران، ‌1385، ‌239). اغلب این داروها از قارچ های خاص یا گیاهان دیگر بدست می آیند و برخی از آن ها نیز ساخته می شوند (کالات، ‌1386، ‌242). گونه ای از این مواد به شکل قرص های متنوع و تمبرهایی مانند عکس برگردان وارد می شوند. مصرف توهم زاها چنان تأثیری بر فرد می گذارد که در یک لحظه که او واقعاً فکر می کند که می تواند پرواز کند. به همین خاطر پنجره را باز می کند، سقوط می کند و از بین می رود (هاشمی، 1383: 92). از معروف ترین مواد توهم زا می توان به مواد زیر اشاره کرد:

* کانابیس (CANABIS)

این گیاه به طور خودرو در اکثر مناطق دنیا رشد می کند و به دو صورت شاهدانه نر و شاهدانه ماده می باشد. کانابیس حدود سه ماه بعد از جوانه زدن به رشد کامل می رسد و در زمانی که به گل می نشیند برگ های آن به خصوص برگ های قسمتهای بالایی گیاه ماده دارای غده هایی مملو از رزین می شود که صدها اندام مو مانند تولید می کند. این رزین ها ماده اصلی مخدر و دارای ماده ای به نام تتراهیدروکانابینول (TETRA HYDRO CANNABINOL = THC)است(کاکویی، ‌1385، ‌96و 97). این ماده، ‌گاهی در طبقه توهم زاها قرار داده می شود؛ ولی در واقع طبقه خاص خودش را دارد. این اصطلاح به نوعی شامل برخی از مواد مربوط به آن (گیاه کانابیس، ‌ماری جوانا و هم چنین آن چه برگ های کانابیس و سرشاخه های گل دار معروف است) نیز می شود، نام عامیانه آن «گراس» است که به همه انواع گفته می شود(رحمدل، 1386، ‌20).

* ماری جوانا( MARIJUANA)

ماری جوانا که نام های مختلفی دارد، ‌3000 سال قبل از میلاد مسیح شناخته شده است. این ماده در قرن نهم قبل از میلاد به هندوستان وارد و به شاهدانه هندی معروف شد. سپس از هندوستان به ایران و کشورهای عربی برده شد (رحمدل، 1386 :21)ماری جوانا که در زبان اسپانیایی «ماری خوانا» تلفظ می شود و به معنای «مریم جوان» است. از خرد شده گلبرگ، ‌برگ، ‌تخم و شاخه های ماده گیاه شاهدانه یا (CANNABILIS SATVA)به دست می آید. در بسیاری از کشورها این ماده را در کاغذی سیگارت مانند لوله کرده و می کشند. ماده مؤثر آن عبارت از شیره چسبنده ای است که در جام گل گیاه قرار دارد. مقدار ماده مخدر موجود در خرده های جام و برگ این گیاه خیلی زیاد نیست؛ در نتیجه اثر خفیفی دارد. بررسی های داروشناختی و روان شناختی حاکی از آن است که در اثر مصرف این ماده، ‌دگرگونی هایی در برداشت های حسی و جریان اندیشه پدیدار می شود؛ ولی منجر به پرخاش نمی شود. برخی پژوهش ها نشان داده اند که این ماده اثرات سمی اندکی دارد( شیخاوندی، ‌1379: ‌387).
ماری جوانا صرفاً یک ماده ترکیبی برای دود کردن است و هندیها به آن «بنگ (GANJA)»می گویند(رحمدل، ‌1386، 22و23). بنگ به هر چیزی که از گیاه باقی می ماند گفته می شود (سله چه، ‌1387، ‌18) این ماده باعث تغییر در ادراک عمق، ‌تحریف در ادراک اندازه، ‌کاهش سرعت پردازش اطلاعات دیداری‌، افزایش زمان واکنش در تکالیف ادراکی‌ حرکتی (شمس اسفند آباد، 1384، ‌74و75) ایجاد افسردگی، ‌توهم، ‌عقاید بی ربط و تخریب حافظه می شود (احمدی، 1384، ‌150) از نظر گیاه شناسی گیاهی علفی و سالانه با ساقه ای ضخیم و راست و برگ های پنجه ای است. این گیاه دو پایه بوده و گل های نر خوشه ای و گل های ماده در بغل برگ ها جا دارند. میوه آن خشک و به رنگ خاکستری سبز و براق است. موطن اصلی این گیاه هندوستان است و در مناطق گرم به عنوان گیاه تولید کننده الیاف، روغن دار، ‌دارویی و مخدر کشت می شود. از این گیاه برای تهیه داروهای آرام کننده سیستم اعصاب که در بیماری هایی از قبیل: فشارهای عصبی، اضطراب بیش از حد، ‌کار فکری زیاد، ‌میگرن، سرفه های آسمی و بی حسی موضعی در دندان پزشکی به کار می رود استفاده می شود. این گیاه ماده تخدیر کننده قوی دارد که در صورت مصرف کردن آن یا دود کردن ایجاد حالت تخدیر وهم می کند. PH مناسب گیاه 5/8 تا 6/5 است و به صورت چای، ‌پخته شده در شیرینی، در سالاد، نوشیدنی، بخور، پماد روی محل، ‌به صورت دم کرده، ‌سوزاندن آن و در سیگار استفاده می شود. اگر مقدار مصرف ماری جوانا کم باشد، ‌پیک اثرات پس از 13 تا 20 دقیقه ظاهر می شود. اگر مقدار مصرف زیاد باشد، ‌پیک اثرات پس از 9 تا 17 دقیقه ظاهر می شود(در صورتی که اولین بار مصرف باشد) اما در افراد مصرف کننده بیش ترین آثار بین 4 تا 6 دقیقه پس از آخرین پک سیگار ظاهر می شود(سله چه، 1387 :17و 18). البته ماری جوانا چند مورد مصرف پزشکی بالقوه نیز دارد. به عنوان مثال، این دارو تهوع را کاهش داده، لرزش ها را متوقف کرده، فشار داخل چشم را کاهش داده و بعد از سکته مغزی، ‌از دست رفتن سلول ها در مغز را کاهش می دهد(کالات، ‌1386، ‌240).

* حشیش (GANJA)

حشیش محصول جداگانه ای از شیره چسبنده گیاه کانابیس است. وقتی که این شیره جمع و خشک می شود می تواند به اشکال مختلفی درآید. باید توجه داشت که نباید حشیش را با کانابیس و ماری جوانا اشتباه گرفت اگر چه هم حشیش و هم ماری جوانا از کانابیس گرفته می شوند. در واقع، حشیش محصولی از یک گیاه ماده است که برای به دست آوردن آن باید قسمت سرگیاه را تیغ زد تا به خوبی عمل آید. ماده حاصله از آن «حشیش»و نام هندی آن «گراس»است. حشیش به خاطر کیفیت بالای شیره کانابیس خیلی خطرناک تر از ماری جوانا است و کسانی که دائماً‌ از آن استفاده می کنند اغلب دیوانه می شوند (رحمدل، 1386، ‌20-23). کاربرد حشیش در تاریخ ایران زمین نقش حساسی داشته است. به طوری که فرقه اسماعیلیه را «حشاشیون» می نامیدند. رهبران فرقه اسماعیلیه از حشیش برای ایجاد حالت خلسه در برخی از پیروان استفاده کرده، ‌تصمیمات خود را به آنان القاء می کردند و آنان را برای قتل های سیاسی نظامی یا نشان دادن درجه ایثار خود به امام خویش، ‌به دیگر کشی یا خودکشی وا می داشتند(شیخاوندی، ‌1379، ‌369و 370).
حشیش در کشورهای جهان به صورت های مختلف و به اسامی گوناگون رواج دارد. اثرات حشیش در اشخاص مختلف متفاوت است. «جنون آموک» معروف ترین حالتی است که به اکثر معتادان حشیش دست می دهد. وقتی جنون آموک به کسی دست بدهد، ‌چنان نیروی بدنی غول آسایی پیدا می کند که دو یا سه نفر به راحتی نمی توانند حریف او شوند. چنین آدمی فوق العاده خطرناک شده و اکثر اوقات مجبورند او را از پای درآورند(شامبیاتی، 1385، ‌149).
نام های دیگر حشیش عبارتند از: دیگ (POT) علف هرزه(WEED)، چای (TEA)، داگا(DAGGA) و چرس(CHARAS). شایع ترین اثرات جسمی حشیش عبارتند از: گشادی عروق خونی، تاکیکاردی خفیف در دوز بالا، ‌کاهش فشار خون، ‌افزایش اشتها و خشکی دهان. اثرات جدی حشیش در بیماران مبتلا به مشکلات تنفسی و سرطان ریه بیش تر دیده می شود. هم چنین تخریب در سیستم ایمنی، تخریب کروموزومی، ‌تغییر در غلظت تستوسترون و به هم خوردگی سیکل قاعدگی نیز در پی مصرف حشیش مشاهده می شود. علائم مسمومیت شامل: سرخوشی‌، ‌اضطراب، ‌سوء ظن، ‌خنده های نامناسب و انزوای اجتماعی می باشد. در بعضی از افراد کاهش درجه حرارت و حالت تسکینی خفیف نیز دیده می شود. مصرف طولانی مدت می تواند منجر به افسردگی و اضطراب شود(مددی و نوغانی، 1384، 79و 80) به تازگی نیز مصرف حشیش در بروز سرطان ریه مؤثر شناخته شده است(جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات، 1386، ‌7). از طرفی، محققان امریکایی به این نتیجه رسیده اند که مردانی که به طور متناوب حشیش استعمال می کنند 70 درصد بیشتر به سرطان بیضه مبتلا می شوند. خطر ابتلا در افرادی که از این ماده دست کم هفته ای یک بار استفاده می کنند یا سابقه طولانی مدت در استفاده از حشیش دارند، ‌در مردان حدود دو برابر افرادی است که هیچگاه حشیش مصرف نکرده اند(روزنامه سیاست روز، ش 2176، 4). گزارش انستیتو ملی سوء مصرف مواد(NATIONAL INSTTUTE ON DRUG ABUSE -2004) حاکی از آن است که حدود 50/7 درصد دانش جویان امریکایی در طول زندگی، ‌33/7 درصد در سال گذشته و 19/3 درصد در ماه گذشته حشیش مصرف کرده اند. پلتزر، ‌مالاکا و فاسوانا PELTZER & MALAKA &PHASWANA -2001) نیز در بررسی دانش جویان دانشگاه های آفریقای جنوبی، ‌میزان شیوع حشیش را 6 درصد گزارش کرده اند(طارمیان و همکاران، ‌1386، ‌340).

* ال . اس. دی(L. S. D)

این ماده، ‌مخفف (LTSERGIC SYNTHETIC ACID DIETHYLAMID) می باشد که برای اولین بار در سال 1938 توسط یک المانی به نام آلبرت هافمن (ALBERT HOFFMAN) به طور اتفاقی در آزمایشگاه ساخته شد و تا سال 1950 بیشتر به طور تجربی و به منظور درمان به کار می رفت. برخی از روان کاوان نیز از آن برای وادار ساختن بیماران خود به بازگویی خاطرات متعارض و یا نهفته در درون خود بهره برداری می کردند و بعضی نیز مقدار کم آن را برای بیماران عصبی و الکلی به عنوان روان درمانی تجویز می کردند. اثرات آن که به اصطلاح «سفر» معروف است تقریباً نیم ساعت بعد از تزریق مقدار اندکی از ماده یعنی حدود 150 میلی گرم آغاز می شود(شیخاوندی، ‌1379، ‌389) این ماده مخدر می تواند به شکل قرص باشد؛ولی معمولاً به شکل یک مایع بی رنگ و بو است(رحمدل، ‌1386: 23) مصرف آن در آمریکا بیشتر از سایر کشورها رواج دارد. ال . اس. دی اعتیاد جسمانی ندارد؛ ولی اثرات مغزی و روانی دارد. به همین دلیل زیان بخش است و اعتیاد روانی می آورد(اکبری، ‌1385، ‌241). از آثار منفی ال. اس. دی می توان به: سرگیجه سریع، ‌تهوع، تب و لرز، ‌حالت های شدید هیجانی، بدخلقی و اختلال در حافظه اشاره کرد. افزایش ضربان قلب و فشار خون، ‌قرمز شدن چشم، ‌سرفه، خشکی دهان و آسیب های تنفسی نیز از تأثیرات جسمانی این داروهای مخدر است (احمدی، 1384 :150). هم چنین ال. اس. دی موجب کاهش حساسیت دیداری، ‌تار شدن دید و کند شدن انطباق با تاریکی می شود(شمس ‌اسفند آباد، ‌1384 :74). بعضی از مصرف کنندگان ال . اس. دی دچار توهمات روشنی از رنگ و صدا می شوند. عده ای نیز به تجربه های عرفانی یا مذهبی دست می یابند. واکنش ناخوشایند و ترس آور با سفر بد (BAD TRIP) به دنبال مصرف ال. اس. دی برای هر کسی ممکن است پیش بیاید، ‌حتی کسانی که قبلاً تجربه های خوشایندی را با آن داشته اند (اتکینسون، ‌اتکینسون و همکاران، 1385، ‌40) توهم ناشی از ال. اس. دی. سبب احساس دروغین قدرت و اختلال در درک درست مکان و در نتیجه رفتارهایی مانند پریدن از بالای ساختمان ها یا پریدن جلوی اتومبیل ها و بزرگراه ها می شود (ضیاءالدینی و همکاران، 1388 :19). از طرفی، مدارکی در دست است که نشان می دهد این ماده به کروموزم های انسان لطمه می زند و مصرف کنندگان آن باید احتمال به دنیا آوردن فرزندان ناقص و معیوب را در نظر بگیرند. نشانه هایی نیز در دست است که ال. اس. دی حتی در اشخاص به ظاهر با عزم و اراده هم به ناراحتی های روانی موقتی منجر می شود. اما شخصیت های متزلزل احتمالاً از ناراحتی های روانی طولانی تر رنج خواهند برد. به گفته یکی از پژوهش گران، «ال. اس. دی برای همه دعوتی به جنون موقت و برای بعضی ها جنون همیشگی است». به موجب قانون، در اغلب کشورهای دنیا تولید و فروش ال. اس. دی ممنوع است (گینوت، ‌1386: 172).

* آمفتامین (PHENYL ISOPROPLYAMINE):

دسته ای از ترکیبات شیمیایی محرک و هیجان آور هستند که به طور مصنوعی ساخته می شوند. آمفتامین برای اولین بار در سال 1887 ساخته شد(کاکویی، 1385: 147 و 146). رنگ آن به شکل پودر سفید رنگ و گاهی مایل به قهوه ای روشن می باشد. این مواد به شکل قرص ها و کپسول هایی به رنگ ها و اندازه های مختلف و حتی محلول های قابل تزریق یافت می شوند. سوء مصرف آمفتامین ها به خصوص بعضی از انواع آن مثل: اسپید (SPEED)، ‌شیشه(GLASS)، ‌کریستال(CRYSTAL) و میتسی بوش (MISTSIBUSHIS) اخیراً در کشور ما رواج بیش تری پیدا کرده است و بیشتر توسط جوانان در مهمانی های شبانه مورد سوء مصرف قرار می گیرد (خانکه، ‌نوروزی تبریزی، ‌فلاحی خشکناب، ‌ره گوی و رنجبر، ‌1388، 83). البته مصرف آمفتامین ها در بین جوانان جوامع غربی شایع تر است(احمدی، 1384، 151). گاهی اوقات پزشکان این مواد را برای بیماران خود تجویز می کنند. از آن جایی که آمفتامین سیستم مرکز عصبی را تحریک می کند، لذا بسیاری از رانندگان بیابانی، کارگران شب کار و دانش جویان آن را مصرف می کنند (اکبری، 1385: ‌241). اثرات روان شناختی آن ممکن است ساعت ها دوام بیاورد. فرم خالص آن یخ ICE نام دارد که بسیار قوی می باشد. شیوه مصرف آن استنشاقی، ‌تدخینی، ‌تزریقی (سادوک، ‌1383: ‌85) و خوراکی است که گاهی همراه با مشروب استفاده می شود (خانکه و همکاران، ‌1388: 83). که البته سوء مصرف وریدی آن به مقدار زیادی اعتیاد آور است(مددی و نوغانی، 1384: ‌84). مهم ترین عوارض ناشی از مصرف آمفتامین عبارت است از: احساس گرما، ‌سرخوشی، ‌کم توجهی، ‌ناآرامی، ‌اختلال در حافظه، پرخاشگری‌، هذیان های چشمی و گوشی، کاهش قدرت قضاوت، ‌اختلال در رفتارهای اجتماعی، ناتوانی جنسی، ‌افزایش ضربان قلب و فشار خون، تهوع، بزرگ شدن مردمک چشم، رعشه، ‌بی خوابی و ضعف شدید (کاکویی، ‌1385، ‌152-154).

* مت آمفتامین یا شیشه (METAMPHETAMINE)

مت آمفتامین از مشتقات آمفتامین است. این دارو در جنوب شرقی آسیا به خصوص تایلند، سنگاپور، مالزی، و هم چنین در آزمایشگاه های مکزیک و کالیفرنیا به مقدار زیادی تولید شده و به تمام جهان قاچاق می شود. شکل آن به صورت پودری کریستالی رنگ، بی بو، تلخ مزه و شبیه خرده های یخ است. طریقه مصرف آن به این صورت است که مقداری از شیشه را روی یک تکه فویل آلومینیومی می گذارند ودر زیر آن آتش روشن می کنند. ماده آب می شود و مواد متصاعد شده از آن با تنفس عادی و یا از طریق تنفس مستقیم وارد مغز می شود. البته به تازگی مت آمفتامین به شکل قرص هم به بازار آمده است. این ماده که به خاطر شکل آن در ایران به نام شیشه یا کریستال نامیده می شود برخلاف اکستاسی حالت های هیجانی و سرخی چشم ندارد اما می تواند به سادگی ریشه جوانی را بخشکاند و از بین ببرد.
مت آمفتامین در همان مصارف اولیه بر مغز فرد آسیب جدی وارد می کند و به جای قدرت تشخیص و توان تصمیم گیری او را دچار توهماتی می کند که باعث آزار بیش از حد اطرافیانش می شود. در شرایط حاد‌ این توهمات روانی ممکن است منجر به اسکیزوفرنی شود(کاکویی، 1385: ‌157-159). علاوه بر این، ‌مطالعات کوپر (COOPER-2002)و پرکینز(PERKINS-2002) نشان داده است که گسترش پرشتاب مصرف مواد و مشکلات وابسته به آن در جمعیت دانش جویی و وجود مواد آزمایشگاهی مانند شیشه پی آمدهای زیان باری چون: بی انگیزگی تحصیلی، افت تحصیلی، بیماری های جسمی و روانی، خودکشی، رانندگی با بی احتیاطی، تخریب اموال عمومی، رفتارهای پرخاشگرانه، ‌احساس بی هویتی و رفتارهای جنسی پر خطر را به همراه دارد(طارمیان وهمکاران، ‌1386: ‌336).

* اکستاسی (ECSTASY=X =XTC=MDMA)

واژه اکستاسی در فرهنگ های لغت به معنای: حظ یا خوشی زیاد، وجد، ‌نشاط از خود بی خود شدن و لذت یا شادی عمیق آمده است. این واژه در عرفان نیز به معنای وجد، ‌خلسه، ‌نشئه، ‌جذبه، بیهوشی به هنگام الهام و انصراف روح از تن و اشتغال آن به امور الهی تعریف شده است. اکستاسی در دسته توهم زاهای مصنوعی قرار دارد و منبع گیاهی آن، ‌درخت جوز هندی است که از روغن آن ساخته می شود. قرص های اکستاسی در رنگ های مختلفی مثل :آبی پر رنگ و کم رنگ، خاکستری، ‌صورتی و قرمز مصرف می شود. آمریکا به صورت قرص های خوراکی، آدامس های جویدنی، ‌کپسول، ‌مواد تدخینی و تزریقی و پودر غذایی موجود است (کاکویی، ‌1385 :168-163). در سال 1995 در آمریکا مصرف این قرص ها در پارتی های شبانه موسوم به رِیو(RAVE) به شدت رواج پیدا کرد. هم چنین در زمانی خاص، در اروپا مصرف این نوع مواد انرژی زا و شادی بخش برای کاهش مصرف سایر مواد مخدر تشویق می شد؛ ‌به طوری که مصرف آن در اروپا در سال 1996 از 500 هزار قرص در سال به 30 میلیون قرص در سال 1998 رسید. مصرف این قرص ها بعد از چندین بار مصرف منجر به افسردگی و کاهش هیجانات لذت بخش در فرد می شود (ستوده، 1386، 186). بزرگ ترین گروه اکس باز گروه (PATH LION) بود. این گروه اعتقادات خاصی در مورد قرص اکس داشتند و معتقد بودند انسان با مصرف این ماده به نور و روشنایی می رسد! این اعتقاد خرافی از آن جا سرچشمه می گیرد که فرد پس از مصرف اکستاسی دچار حساسیت شدید به نور می شود تا حدی که گاهی در هنگام شب نیز ناگزیر به استفاده از عینک آفتابی می شود و به همین دلیل معمولاً اکس پارتی ها در محیطی کم نور و نسبتاً تاریک برگزار می شود. علاوه بر این، ‌حرکات ریتمیک چشم، ‌توهمات بینایی، ‌و نیز دیدن هاله ای نورانی اطراف اشیاء از عوارض قرص اکستاسی است. بنابراین القاء و باور این خرافات چندان هم سخت و دشوار نبود. به تدریج با تشکیل گروه های اقماری و با نام های مختلف و تولید روز افزون و البته غیر قانونی اکستاسی با اسامی و نام های مختلف، دامنه اکس پارتی به سراسر دنیا کشیده شد و متأسفانه کشور ما نیز از این گزند بی نصیب نماند و امروزه مصرف این قرص ها و برگزاری اکس پارتی ها از واقعیت های تلخ جامعه ایرانی می باشد(طالب پور، 1387: ‌34). در ایران، ‌اکستاسی به عنوان قرص شادی بخش، با مارک های مرسدس بنز، ریال K. O، صلیب و میتسوبیشی مصرف می شود (ستوده، 1386، ‌186). برخی بررسی ها نشان می دهند که درصد قابل توجهی از جوانان و افرادی که به مصرف اکستاسی و شرکت در اکس پارتی کشیده می شوند متعلق به خانواده هایی هستند که شرایط زیر را دارند:
ـ خانواده هایی که کانون گرم خانواده در آن ها از هم پاشیده و منتهی به طلاق والدین شده است.
ـ خانواده هایی که به هر دلیل فرزندان مجبور هستند در بیشتر اوقات در خانه تنها بوده و به تنهایی زندگی کنند.
ـ خانواده هایی که ارتباط مستقیم وعاطفی بین والدین و فرزندان ضعیف وکم رنگ است.
ـ خانواده هایی که شرایط نشاط و تفریح سالم را برای فرزندان خود فراهم نمی کنند.
ـ خانواده هایی که بنیان ها و باورهای اعتقادی و مذهبی و پای بندی آن ها به آموزه های اخلاقی و دینی ضعیف است.
ـ البته تعداد افرادی که به قشر مرفه و تحصیل کرده تعلق داشته و به اکستاسی آلوده می شوند نیز کم نیست(طالب پور، 1387 :35).
آثار اکستاسی معمولاً 30 تا 60 دقیقه بعد از مصرف آشکار می شود و در عرض 2 تا 4 ساعت به حداکثر می رسد و برای چند ساعت باقی می ماند. برخی از نتایج و آثار مصرف اکستاسی عبارتند از: تعریق، خشک شدن دهان، ‌افزایش فشار خون، ‌افزایش درجه حرارت بدن و ضربان قلب، تهوع، ‌اختلال حافظه، ‌احساس نزدیکی و صمیمیت با دیگران، ‌ترس، ‌جنون، آرامش کاذب، مشکلات کبدی، ‌آسم، ‌کاهش شدید آب بدن، ‌تضعیف سیستم ایمنی بدن، طولانی و زیاد شدن قائدگی در زنان و یا قطع آن(خانکه و همکاران، ‌1388: ‌92). کاهش خواب‌، کاهش اشتها، افسردگی، ‌افزایش حساسیت نسبت به هیجان ها، ‌کاهش توانایی انجام تکالیف بدنی و روانی‌، تغییر در ادراک زمان، ‌خستگی، ‌کاهش لیبیدو، ‌قفل شدن فک ها، ‌افزایش اضطراب و بی قراری، سردرد و تنگ شدن مردمک چشم. برای درمان اعتیاد به این ماده، به روان درمانی و کار سخت گروهی نیاز است و هیچ پادزهری برای مسمومیت بااکستاسی وجود ندارد(کاکویی، 1385: 177-179). از نظر شیوع مصرف این ماده‌، انستیتو ملی سوء مصرف مواد (NATIONAL INSTITUTE ON DRUG ABUSE-2004) گزارش داده است که حدود 12/9 درصد دانش جویان آمریکایی در طول زندگی 4/4 درصدد در سال گذشته و 1 درصد در ماه گذشته اکستاسی مصرف کرده اند(طارمیان وهمکاران، ‌1386: ‌340).

* گرد فرشته یا فن سیکلیدین(PCP)

این ماده، ‌یک داروی هوشبر تجزیه ای است با اثرات توهم زایی که اغلب پارانویا و خشونت غیر منتظره به وجود می آورد و باعث می شود مصرف کننده آن را مورد توجه طبی قرار دهد. این ماده «K ویژه» هم نامیده می شود. نشانه های مصرف آن عبارتند از: ستیزه جویی، تهاجم، تهییج، رفتار تکانشی و غیر منتظره، افزایش فشار خون، ‌افزایش ضربان قلب، کرختی یا کاهش واکنش به درد، تشنج و حساسیت شنوایی. معمولاً ‌با ماری جوانا و توتون دود می شود؛ اما قابل تزریق، ‌خوردن یا استنشاق نیز می باشد. آثار آن وابسته به میزان دوز است. در دوزهای پایین به عنوان مسکن عمل می کند. با دوزهای متوسط ایجاد آتاکسی (فقدان هماهنگی بین احساس ها و افکار)، ‌تشدید رفلکس ها و تعریق می کند و با دوزهای بالا منجر به تحریک، ‌تب، ‌حرکات نابهنجار و نارسایی کلیوی می شود. مسمومیت با مقادیر شدید این ماده می تواند باعث تشنج، تعریق‌، ریزش بزاق، ‌تسکین تنفسی، ‌بهت با چشم های باز، ‌کما و مرگ شود. به دلیل آثار ضد درد، ‌بیمار ممکن است توجهی به جسم خود نکرده و جراحاتی شدید ضمن حالت تحریک و ستیزه جویی پیدا کند(سادوک، 1383: ‌88). تأثیرات فن سیکلیدین در مقادیر مصرف کم به تأثیرات الکل شباهت دارد(کالات، ‌1386: ‌243).

* مواد استنشاقی(NSPIRATLONAL METALS)

انواع زیادی از چسب ها، حلال ها و پاک کننده ها فرار بوده و می تواند به خاطر آثار روان گرا استنشاق شوند. این مواد شامل: بنزین، کروزون، ‌چسب پلاستیک و لاستیک، چسب هواپیما و لوازم منزل، رنگ ها، ‌لاک الکل، ‌لعاب کاری‌، تینر رنگ، ‌بوتیل نیترات و مایعات پاک کننده باشند. مواد استنشاقی را بیشتر نوجوانان متعلق به گروه های پایین اجتماعی اقتصادی سوء مصرف می کنند. برخی از هم جنس گرایان نیز در ضمن عمل جنسی از آمیل نیترات و بوتیل نیترات به منظور تشدید ارگاسم ناشی از تأثیر رگ گشایی این داروها که به احساس سبکی سر، ‌گیجی و نشئگی منجر می شود استفاده می کنند. علائم مسمومیت خفیف شبیه مسمومیت با الکل یا مسکن ها است. آثار روان شناختی این مواد عبارتند از: نشئگی، ستیزه جویی، رفتار تهاجمی، اختلال در قضاوت و رفتار تکانشی. آثار فیزیکی نیز مشتمل بر: آتاکسی، گم شدن زمان و مکان، ‌تکلم مبهم، سرگیجه و کاهش رفلکس ها هستند. آسیب مغزی، آسیب کبدی و ضعف مغز استخوان نیز از عوارض مصرف این مواد می باشد(سادوک، 1383 :88و 89).

ت- کند کننده ها (DEPRESSANTS = DOWNERS)

برخلاف محرک ها، ‌مواد کند کننده موجب کاهش فعالیت سیستم عصبی از طریق تأثیر بر هیپوتالاموس مغز می شوند و به همین خاطر عضلات را شل کرده، ‌اضطراب را از بین می برند. و درد را تسکین می دهند. اختلال تنفسی ناشی از زیاده روی در مصرف این مواد یا مصرف ترکیبی از آن ها با خطر مرگ مصرف کننده همراه است(صدیق سروستانی. 1386 :174و175). تریاک، مرفین و هرویین از مشهورترین مواد کند کننده به شمار می آیند.

* تریاک(OPIUM)

تریاک شیره خشک شده گیاهی به نام خشخاش است که از آن مواد اعتیاد آور گوناگونی مانند: سوخته، ‌شیره، ‌کدئین، ‌مرفین، ‌پتیدین، ‌هروئین، متادون، دیفنوکلاک و بویژه نورفین به دست می آید. رنگ آن معمولاً قهوه ای سیر به شکل خمیر است و بویی خاص دارد. این ماده شایع ترین ماده مخدر مورد سوء مصرف در ایران می باشد(خانکه و همکاران، ‌1388 :76). هم چنین تریاک از قدیمی ترین مواد مخدری است که در اکثر جوامع به ویژه در کشورهای آسیایی و آفریقایی، ‌افراد مسن آن را سوء مصرف می کنند( اکبری، 1385: 240). طریقه مصرف آن به صورت خوردن و کشیدن می باشد. مصرف تریاک نیز مانند سایر داروهای مخدر دارای عوارضی از جمله: تهوع‌، یبوست، ‌تعریق، ‌زیاد شدن ادرار، ‌تنگ شدن مردمک چشم، اشکالات تنفسی، ‌اضطراب، افسردگی، بداخلاقی، ‌خواب آلودگی، از دست دادن اشتها و آسیب های مغزی است(کاکویی، ‌1385: 39-43). در ایران، ‌تریاک از عهد باستان به مقدار کم برای تسکین و درمان بسیاری از امراض به وسیله طبیبان نام آوری مانند: ذکریای رازی و ابن سینا در قرن های دهم و یازدهم میلادی تجویز می شده است (شیخاوندی‌، 1379 :376). اثرات سمی تریاک و مشتقات آن بسیار قوی است؛ تا آن جا که می توان زهر جانوران گزنده مثل عقرب و مار را به وسیله آن خنثی کرد. استعمال تریاک و خوردن آن برای افراد غیر معتاد سم مهلک است و مسمومیت شدیدی ایجاد می کند(شریعتی سبزواری، 1385: ‌68و69).

* مرفین (MORPHINE)

مرفین در سال 1805 به دست یک شیمی دان به نام سرتورنر(SERTURNER) از آلکالوئید تریاک ساخته شد (رحمدل، 1386: ‌20). در واقع از هر 10 واحد تریاک، 1 واحد مرفین خالص به دست می آید که رنگ قهوه ای روشن دارد. علاوه بر نوع پودری آن، به صورت قرص، کپسول و آمپول هم ساخته می شود (صدیق سروستانی، 1386: ‌186 و 185). نام مرفین برگرفته از مرفئوس(MORPHEUS) خدای رویاهای یونانیان است. این دارو مصرف پزشکی بسیار مهمی به عنوان مسکن دارد و در صورتی که برای این منظور استفاده شود اعتیاد آور نیست(کالات، ‌1386 :239). معمولاً شروع مصرف مرفین را به ماه عسل تشبیه می کنند؛ زیرا مرفین تمام احساس ها را تغییر می دهد و به تجربه های ادراکی‌، خلقی و احساسی و اصولاً ارتباطات شخص با دنیای خارج، ظاهر دل نشینی می بخشد. اما پس از اعتیاد به مرفین، زوال سریع فیزیکی روانی و اجتماعی صورت می گیرد و افرادی که قدرت ذهنی خود را حفظ می کنند رنج فراوان می کشند؛ زیرا دیگر از ماه عسل خبری نیست و فقط لحظات پر اضطراب و سخت وجود دارد. مقدار کم مرفین می تواند سبب بروز اختلالات در تعداد تنفس، حجم هوای دم و بازدم و گاهی ایست قلبی شود. هم چنین باعث کاهش ترشح شیره معده و کم شدن حرکات معده و تأثیر در تخلیه محتویات معده به روده می شود که نتیجه آن یبوست است. تهوع و استفراغ، خواب آلودگی، کاهش فشار خون، ‌مشکل در ادرار کردن، اسپاسم صفرا یا مثانه، خشکی دهان‌، تعریق، ‌سردرد، ‌برافروختگی صورت، سرگیجه، کاهش ضربان قلب تپش قلب، ‌افت فشار خون وضعیتی، کاهش دمای بدن، ‌توهم، تغییر خلق وخو، حالت خماری، اختلال در تفکر، تنگی مردمک چشم، ‌کهیر وخارش از عوارض جانبی دیگر مرفین محسوب می شود. البته مرفین اثر متوقف کننده و فرو نشاننده بر دستگاه اعصاب دارد و با تظاهراتی چون: آرامش بخشی‌، خواب آلودگی، تسکین درد و پایین آمدن درجه حرارت بدن، اثر ضد استفراغ دیر رس دارد(اخوان بهبهانی، ‌1385‌، 20).

* هرویین(HEROIN)

این ماده برای اولین بار در سال 1898 تولید شد(رحمدل، 1386: 20). از هر 100 کیلو تریاک 1 کیلو هرویین به دست می آید و بسیار قوی تر و اعتیادآورتر از تریاک است. وقتی انسان هرویینی می شود، از خود بی خود شده و وقتی خمار است حالت جنون به او دست می دهد و هر کاری که انجام می دهد بی اراده است و در قبال هرویین، ‌هر چه که از او بخواهند انجام می دهد. اختلالات قلبی، ‌عروقی، کبدی و تنفسی، انتقال ویروس ایدز و انواع مسمومیت ها به دلیل ناخالصی از جمله عوارض ناشی از مصرف هرویین می باشد(شامبیاتی، ‌1385: 147و148). یافته های هسر، ‌انجلین و پاورز(HSER ANGLIN & POWERS -1993) نشان داده اند که خطرات مصرف هرویین بسیار زیاد است و افرادی که زیاد هرویین مصرف می کنند به طور متوسط در 40 سالگی می میرند( اتکینسون، ‌اتکینسون و همکاران، 1385 :237). هروئین را می شود دود کرد‌، از طریق بینی استشمام کرد، ‌از راه دهان خورد و به زیر پوست، ‌عضله و یا داخل رگ تزریق کرد(صدیق سروستانی، 1386 :186). مطالعات نشان می دهند که در ایران مصرف هرویین تزریقی یکی از مشکلات آسیب زا و جدی است و مهم ترین علت آلودگی به ویروس ایدز در کشور ما به شمار می رود (اختیاری و همکاران، 1387: 270). هرویین معمولاً از طریق ترکیبات شیمیایی ساخته می شود و مصرف آن در بیشتر نقاط رایج است. تا سال 1336 شمسی در ایران معتاد به هرویین وجود نداشت؛ اما از آن زمان به بعد به مرور در تهران و سپس در شهرستان ها مصرف آن شیوع پیدا کرد. در پژوهشی که درباره بررسی علل اجتماعی، روانی و اقتصادی روی آوردن به هرویین و آثار و عواقب آن در دانشکده علامه طباطبایی صورت گرفت، ‌محقق علل روی آوردن افراد به هرویین را تفریح، ‌رفع خستگی، داشتن حرفه ای که به مواد مخدر مربوط می شود، ‌بیماری روانی، ‌افسردگی، تسکین دردهای جسمانی‌، سیاست استعماری دولت های سودجو، ‌سازمان های جنایت کار بین المللی مانند مافیا و قاچاقچیان داخلی که از راه فروش مواد مخدر سودهای کلانی می برند ارزیابی کرد (اکبری، 1385: 240و241). ضیاء الدینی، ‌زارع زاده و حشمتی(1385) متوجه شدند که میزان مصرف هرویین 5/5 درصد می باشد و این افراد علاوه بر خطراتی که سلامتی خود و خانواده آن ها را تهدید می کند، عامل خطری برای جامعه و دوستان به شمار می روند (باریکانی‌، 1387 :196). البته هرویین برای بیمارانی که دردهای مزمن مانند سرطان دارند بسیار مؤثر است(مددی و نوغانی، 1384 :78).

ث- سیگار(CIGARETTE)

شروع اعتیاد در افرادی که زمینه آن را دارند با کشیدن سیگار شروع می شود. سیگار کشیدن مقدمه ای برای ابتلای نوجوانان و جوانان به مواد مخدر است. تحقیقات صورت گرفته نشان می دهند که اکثر معتادان در ابتدا از سیگار شروع کرده اند و سرانجام به کشیدن مواد مخدر به صورت یک اعتیاد عادت کرده اند (اکبری، 1385: 231و232). با این وجود، مصرف سیگار که حاوی ماده مخدر نیکوتین است در بین جوانان مصرف می کنند، سیگار کشیدن کم تر رفتاری نابهنجار تعریف می شود و آن ها به ندرت این مواد را مضر و خطرناک برای سلامتی می دانند. به همین خاطر سیگار به سهولت در دسترس جوانان کم سن و سال قرار دارد (احمدی، 1384: 150). نیکوتین موجود در سیگار به عنوان آلکالوئید گیاه تنباکو، ماده ای اعتیاد آور است که با تأثیر بر مغز، ‌موجب تحریک آن و اشتیاق به مصرف سیگار می شود. این اعتیاد آور بودن نیکوتین از سال 1982 برای دانشمندان روشن شده است، ‌یعنی از زمانی که ویلیام پولین (W. POLLIN) مدیر مؤسسه ملی سوء مصرف مواد (NIDA) در حضور اعضای کنگره امریکا ثابت کرد که مصرف سیگار شکلی از وابستگی به مواد است و نیکوتین تمامی معیارهای موادی که ایجاد وابستگی می کنند را داراست (گلانتر و هارتل، ‌1386: ‌558)؛ زیرا نیکوتین نورون هایی را تحریک می کند که باعث می شوند نورون های دیگر دوپامین را در هسته اَکومبنس آزاد کنند. یعنی همان منطقه از مغز که داروهای اعتیادآور دیگر نیز آن را تحریک می کنند(کالات، 1386: 359و 360). آخرین مطالعات و تحقیقات صورت گرفته در این زمینه نشان دهنده آن است که نیکوتین بر روی دو مکانیسم مشخص در مغز عمل می کند. هر کدام از این مکانیسم ها احتمالاً به تنهایی کافی است که نیکوتین را یک داروی اعتیاد آور کند. اما این دو مکانیسم با یکدیگر گره ظریف و محکمی را برای اعتیاد به وجود می آورند. زمانی که دود سیگار به درون برده می شود، ‌فقط چند ثانیه طول می کشد تا نیکوتین به مغز برسد و اولین مکانیسم وارد عمل شود. نیکوتین به پروتئین ویژه ای که گیرنده نورونی «اَستیل کولین نیکوتینیک» نام دارد و با بادگیری و حافظه درگیر است، می چسبد. در حالت طبیعی با چسبیدن این گیرنده ها می توانند با نیکوتین که یک سم درختی است تحریک شوند. این چیزی است که باعث می شود نیکوتین تحریک کننده مغز شودو راهی است که نیکوتین باعث سرحال شدن مصرف کننده می شود و قدرت تمرکز او را افزایش می دهد. مکانیسم دوم زمانی وارد عمل می شود که نیکوتین، ‌رهایی دوپامین را از هسته اَکومبنس تحریک می کند(هامر و کوپلند، ‌1382: 188). با این حال، ‌در کنار کافئین، ‌نیکوتین وسیع ترین داروی فعال مصرفی در جهان به شمار می رود؛ طوری که تصور مقدار مصرف روزانه آن موجب سرگیجه می شود(همان، 12) از نظر سبب شناسی، ‌برخی مطالعات نشان می دهند که بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی بیشتر از دیگران سیگار مصرف می کنند و شاید یکی از دلایل استعمال سیگار توسط بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، ‌حساسیت فوق العاده محرک های حسی در این بیماران باشد(مددی و نوغانی، 1384 :80). تحقیقات دانشمندان استرالیایی(2006) نیز نشان می دهد که ریشه اصلی و دلیل عمده سیگاری شدن افراد را باید در وضعیت و شرایط مادرشان در دوران بارداری جست و جو کرد. این محققان معتقدند احتمال سیگاری شدن کودکانی که مادرشان در دوران بارداری سیگار می کشیده اند بیشتر از کودکان و نوجوانانی است که مادرشان هرگز سیگار نکشیده اند(کریمی، 1385: ‌23). اما بر اساس تئوری چند مرحله ای اریکسون در مورد تکامل روانی اجتماعی، تلاش برای فائق آمدن بر حقارت و یافتن هویت فردی، ‌از جمله عوامل شروع مصرف سیگار در بین جوانان است. هم چنین بر طبق تئوری فراگیری اجتماعی باندورا بچه ها با مشاهده مصرف سیگار توسط اطرافیان خود، سیگار کشیدن را یاد می گیرند. آن ها به طور ضمنی یاد می گیرند که طبق اظهارات فرد سیگاری، کشیدن سیگار اضطراب و نگرانی را کاهش می دهد و موجب تسکین درد در مصرف کننده می شود. هم چنین آن ها به دفعات شاهد اعمالی هستند که به ظاهر لذت بخش هستند، اما دارای منع اجتماعی و بهداشتی می باشند که آثار سوء آن ها به فوریت مشخص نیست. در خصوص زنان و توجیه علت شیوع سیگار کشیدن در آنان نیز مجموعه ای از عوامل مطرح است که از جمله می توان به: استعداد بیشتر دختران برای تأثیرپذیری از گروه هم سال، اعتقاد به تأثیر مصرف سیگار بر کاهش وزن، ‌پایین بودن سن بلوغ دختران نسبت به پسران و کمبود فعالیت تفریحی دختران اشاره کرد(دفتر پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر، 1381: ‌37-34). هم چنین برخی مطالعات نشان می دهند افسردگی با مصرف سیگار ارتباط دارد و مردمی که اظهار می کنند بیش از حد طبیعی افسرده هستند، ‌نسبت به مردم دیگر 4 برابر آمادگی بیش تر برای سیگاری شدن دارند(هامر و کوپلند، ‌1382 :188). از طرفی، ‌تحقیقات آلوئیس یانگ، گراهام و هانسن (ALOISE YOUNG GRAHAM& HANSEN 1994) نشان داده است نوجوانانی که سیگاری می شوند، ‌اغلب این کار را برای عضویت در گروه هم سالان که مطلوب آن ها تلقی می شود انجام می دهند (اسدورو، ‌1384: ‌168). تعارف سیگار از جانب افراد سیگاری به نوجوانان و جوانان و به دوستان صمیمی خود برای ابراز محبت خویش در کلوپ ها، دسته ها، ‌فرقه ها و هیئت ها چه به صورت رسمی یا غیر رسمی نیز از جمله عواملی است که باعث اعتیاد به سیگار می شود. اما در خصوص پی آمدهای مصرف سیگار، ‌تحقیقات نشان می دهد که از نظر اجتماعی، فرد سیگاری با کشیدن سیگار سلامت و زندگی هم نوعانی که در اطرافش هستند را به خطر می اندازد و با مزاحمت های ناشی از دود سیگار حق آنان را ضایع می کند که این خلاف ارزش های انسانی است(اکبری، 1385 :233و 234). بررسی ها و تحقیقات دیگری نیز نشان داده است که نمره IQ در افراد سیگاری به طور واضحی پایین می آید و سیگار ضریب هوشی و حافظه فرد را مختل می کند. دلیل آن هم این است که نیکوتین و مونوکسیدکربن که در اثر مصرف سیگار وارد بدن می شود به راحتی خون رسانی و اکسیژن رسانی به بافت ها از جمله بافت مغزی را مختل کرده و روند یادگیری را کند می کند(آذری پور، ‌1388: 17). مطالعات متعدد ثابت کرده اند که مصرف سیگار برای بسیاری از سیستم های بدن زیان بار است. مثلاً می تواند باعث بروز بیماری هایی نظیر: کاتاراکت یا آب مروارید، ‌سرطان های دهان، التهاب های عروقی (سندروم برگر)، اسکلروز چند طرفه( ام. اس) دیابت نوع2، ‌سرطان ریه، ‌برونشیت و آمفیزم، ریزش مو، ‌افزایش خطر طاسی سر، سکته و حمله قلبی، کاهش رشد جنین، سقط جنین(جمعیت مبارزه بااستعمال دخانیات، ‌1386: 5-8). تغییرات ژنتیکی دایمی در شش ها و افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه شود(احمدی، ‌1384 :150). نتایج یک تحقیق میدانی که بر روی 1600 نفر مبتلا به سرطان حنجره انجام شد نشان داد که 98 درصد آنان سیگاری بوده اند(اسعدی، ‌1381: ‌28، ‌29). هم چنین استعمال سیگار بر بینایی تأثیر می گذارد که بیشتر این تأثیر به خاطر استنشاق مونوکسید کربن است(شمس اسفند آباد، ‌1384 :72). مطالعات مربوط به تأثیر نیکوتین بر جریان خون مغزی نیز نشان داده اند که در کوتاه مدت، ‌مصرف نیکوتین جریان خون مغز را بدون تغییر در متابولیسم اکسیژن مغزی افزایش داده اما مصرف طولانی مدت، ‌آن را کاهش می دهد. در مقابل برای اثرات تحریکی سیستم عصبی مرکزی، نیکوتین به عنوان یک شل کننده عضلات اسکلتی عمل می کند(مددی و نوغانی 1384 :81). از نظر شیوع مصرف، ‌آخرین آمارها نشان می دهند که در هر 8 ثانیه 1 نفر بر اثر مصرف سیگار از دنیا می رود. در این میان، ‌بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، ‌شرکت های دخانی با هدف قرار دادن زنان و دختران جوان در تبلیغاتشان، آمار شیوع مصرف دخانیات را در بین آنان به طرز چشمگیری افزایش داده اند(برادران نصیری، 1389 :1). هم چنین آمارها نشان می دهند که در انگلستان، 21 درصد زنان و 19 درصد مردان سیگار می کشند. اما در ایران، ‌آمار مصرف کنندگان مواد دخانی حدود 10 میلیون نفر است که رقم در میان مردان 20 تا 25 درصد جمعیت و در میان زنان حدود 4/5 درصد می باشد(همان، 17). برخی آمارها نیز حاکی از آن است که 15 درصد ایرانی ها سالانه بین 55 تا 60 میلیون نخ سیگار دود می کنند(اصولی، ‌1387: ‌11). که بالغ بر 1700 میلیادر تومان هزینه دارد. در جهان نیز حدود 1 میلیارد و 300 میلیون نفر سیگار مصرف می کنند که 80 درصد این عده در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند(آقایی، 1389 :5). آمارها هم چنین نشان می دهند که طی سال های 1995 تا 1999 سالانه 440 هزار مرگ ناشی از مصرف سیگار رخ داده و بیش از 12 میلیون مرگ زود هنگام نیز به سیگار نسبت داده شده است. طبق گزارش یونسکو (UNESCO-1999)اغلب افراد مصرف تنباکو را پیش از 18 سالگی شروع می کنند(باریکانی، 1387: 193و 195). پلتزر، ‌مالاکا و فاسوانا (PELTZER MALAKA &PHASWANA-2001) در بررسی روی دانش جویان دانشگاه افریقای جنوبی، ‌میزان شیوع سیگار را در بین آنان 13 درصد گزارش کردند(طارمیان و همکاران، 1386 :340). تحقیقات سانتراک(2001) نیز نشان داد که 18 درصد از جوانان امریکایی سیگار می کشند(احمدی، ‌1384 :150). بررسی انجام شده توسط کان، ‌کینچِن و ویلیامز(KANN KINCHEN & WILLIAMS 2000) در ترکیه و آمریکا که بر روی دانش آموزان آمریکایی انجام شد گویای این واقعیت بود که 35 درصد آن ها طی یک ماه گذشته اقدام به مصرف سیگار کرده بودند. پژوهش های اوزکان و اوزکان (Y. Z OZCAN & K. M OZCAN -2002) نیز نشان دهنده افزایش مصرف سیگار در نوجوانان و جوانان بود. هم چنین یک بررسی در سوریه که توسط مازیاک(MAZIAC-2002) صورت گرفت نشان داد که 17 درصد پسرها و 7 درصد دخترها سیگار کشیده اند؛ که با یافته های بررسی باریکانی(1387) هم خوانی دارد. علاوه بر این، ‌بررسی های انجام شده توسط کنداس، کریس و آنتونی(CONDACE CHRIS & ANTONY -2004) گویای افزایش مصرف سیگار در نوجوانان بود. ضیاء الدینی، ‌زراع زاده و حشمتی (1385) نیز پس از بررسی بر روی دانش آموزان کرمانی سابقه دست کم یک بار مصرف مواد را در 26/5 درصد پسران 11/5 درصد دختران گزارش کردند(باریکانی‌، 1387: 193و 195). در خصوص راه کارهای مؤثر در پیشگیری یا درمان سیگار، نتایج بررسی های محققان دانشگاه مینه سوتا نشان می دهد که وقتی والدین در وعده های منظم با نوجوانان خود غذا می خورند، ‌احتمال این که فرزندانشان در سنین بالاتر به سیگار و مواد مخدر گرایش پیدا کنند بسیار کمتر می شود. این بررسی ها نشان می دهند که درصد مصرف مواد مخدر و کشیدن سیگار در بین دانش آموزانی که با خانواده و دور هم عصرانه و سایر وعده های غذایی را صرف می کنند به میزان قابل توجهی پایین تر است، چون با وجود برنامه های خانوادگی، احتمال فعالیت های پس از مدرسه و داشتن زمان آزاد بیشتر در خارج از منزل کاهش پیدا می کند( هفته نامه سلامت، ش 181 :32). تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می دهد که مصور شدن پاکت های سیگار به ناهنجاری ها، ‌کاهش 10 تا 12 درصدی مصرف سیگار را به دنبال دارد (شرافتی 6: 4804). یکی از مهم ترین تحقیقاتی هم که در مورد سیگار کشیدن انجام شده، ‌تحقیقی از مک گوئر (MC. GUIRE,S) است. وی به کمک فیلم های آموزشی، به محصلان نحوه مقابله با فشار دوستان و قدرت «نه گفتن»را آموزش داد. در این فیلم ها، اطلاعاتی در مورد مضرات استعمال سیگار بر بهداشت فردی و اجتماعی، اثرات فشار دوستان در شروع مصرف، اثرات ارتباط نزدیک والدین و دانش آموز در پیشگیری از استعمال دخانیات و تأثیر رسانه های گروهی در تقبیح استعمال دخانیات به مخاطبان داده شد و به دنبال نمایش فیلم ها، ‌مباحثه برای تفهیم بیشتر فیلم ها صورت گرفت. او از دانش آموزان پرسش هایی به عمل آورد و در نهایت با افرادی که تحت آموزش قرار نگرفته بودند مقایسه کرد. نتایج مطالعه 3 ساله او حکایت از آن داشت که دانش آموزانی که تحت آموزش به روش فوق بودند، نسبت به جمعیت عادی و هم چنین هم سن و سال های خود کمتر اقدام به کشیدن سیگار کردند(دفتر پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر، ‌1381: 43و 44). اما ترک سیگار با علائمی همراه است که در عرض 2 ساعت از آخرین سیگار کشیدن شروع شده و در 24 تا 48 ساعت بعد به اوج می رسد(مددی و نوغانی، 1384: 81).

ج- قلیان (HOOKAH)

قلیان وسیله ای آبی است که برای کشیدن تنباکو که در خاورمیانه و آسیای مرکزی متداول است. قلیان برای استفاده از دود حاصل از تماس ذغال گداخته و تنباکو است، که به این عمل کشیدن، ‌قلیان می گویند. برخلاف تصوراتی که قلیان را اعتیاد آور نمی پندارند، این پدیده به علت بالا بودن میزان نیکوتین آن خاصیت اعتیادآوری دارد. از آن جایی که تهیه و تدارک قلیان کمی زمان بر است، کسانی که قلیان را به شکل تفننی استفاده می کنند، ‌وقتی به سطح خونی خاص نیکوتین می رسند و در واقع معتاد به مصرف دخانیات می شوند، ‌راه کار آسان تری را که همان مصرف سیگار است برای رفع نیاز خود در نظر می گیرند و به این شکل اعتیاد به سیگار نمایان می شود. صاحب نظران اجتماعی که مصرف قلیان را یک ضد ارزش فراگیر می دانند، بر این باور هستند که قلیان شبیه یک نوع بازی است و در مصرف آن قبحی وجود ندارد و متأسفانه در میان اقشار جامعه زشتی ویژه ای در پدید قلیان مشاهده نمی شود. روان شناسان نیز معتقدند که قلیان، ‌انگیزه و کشاننده اصلی نیست؛ بلکه کشاننده اصلی خوش گذراندن است که به تدریج جنبه اعتیاد پیدا می کند. روی آوردن به چنین خوش گذرانی ها، ‌ناشی از بیکاری و بی مسئولیتی بیشتر افراد است. یعنی فردی که در محیط خانه هیچ نوع مسئولیتی از او خواسته نمی شود، فضای زندگی خود را با این گونه سرگرمی ها و خوشی ها پر می کند و برای تخلیه روانی نیز در بین بسیاری از خانواده ها به خصوص قشر مرفه محدودیتی وجود ندارد. به همین دلیل این اقشار به چنین پدیده ای روی می آورند و اقشار متوسط و پایین هم از آنان پیروی می کنند. کشیدن قلیان در دختران بیشتر جنبه مد دارد؛ برای این که آن ها می خواهند جلب توجه کنند. استفاده از قلیان در قهوه خانه ها و کافی شاپ ها باعث توقف در اماکنی می شود که اوقات فراغت افراد را پر می کنند و ممکن است شکارگاه افرادی شود که می خواهند اعتیاد را پشت عرصه قلیان فراهم کنند. کارشناسان معتقدند که احتمال سرطان زایی از نوع حاد آن در کسانی که قلیان می کشند بیش از افرادی است که معتاد به سیگار هستند. نامرغوب بودن تنباکو، ‌درجه حرارت زیاد، ‌تولید گاز CO2 و مکش های ریوی، ‌سرطان های مختلفی را برای افراد قلیان کش فراهم می کند. اگر چه استفاده از قلیان به تنهایی یک نوع آسیب اجتماعی به شمار نمی آید، اما جوان هایی که قدرت دفاع از خود و توانایی «نه گفتن» را ندارند، ‌در معرض آسیب های اجتماعی بزرگتری قرار می گیرند(دیوانی، ‌1388، ‌115-118). نتایج یک تحقیق (1387) بر روی 326 دختر و 374 پسر راهنمایی و دبیرستانی در شهر تهران نشان داد که 30/6 درصد این افراد قلیان مصرف کرده اند؛ که با یافته های انجام شده در کشور مصر یعنی 20/4 درصد نزدیک است(باریکانی، ‌1387: ‌195و196). هم چنین آمارها( 1388) در استان تهران نشان می دهد که 48 درصد مردم قلیان می کشند وعوارض مصرف 1 بار قلیان برابر با استعمال 40 تا 80 نخ سیگار است

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی 1393ساعت 16:46  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

شش اشتباه رایج در باره اعتیاد 

اغلب افراد تصور می‌کنند که اعتیاد فقط جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد اما گاهی اوقات فراموش می‌کنیم که باورهای غلط درباره اعتیاد نیز اعتیادآفرین هستند. شناسایی برخی از این باورهای غلط به ما کمک می‌کند که از این معضل اجتماعی پیشگیری کنیم.در این نوشته، سعی می‌کنم ۶ باور رایج اما غلط در جامعه را در همین موضوع بازگو کنم…

۱ قرص‌ها و داروها خطری ندارند!

بسیاری از والدین و خانواده‌ها فکر می‌کنند، اعتیاد فقط به مواد مخدری مانند تریاک، شیره، هرویین و کراک خطرناک است و اگر در وسایل فرزندانشان قرص یا دارو پیدا کنند، گمان می‌برند، دارو ضرری ندارد و چون کارخانه‌های دارویی آن را تهیه می‌کنند و داروخانه آن را عرضه می‌کنند، پس به طور کامل بی‌خطر هستند! باید بدانیم که این یک تصور غلط است و داروهایی مانند ترامادول، دیفنوکسیلات، انواع داروهای حاوی کدیین، بنزودیازپین‌ها یعنی داروهایی که به زپام ختم می‌شوند (دیازپام، کلونازپام، فلورازپام و…) کلردیازپوکساید، فنوباربیتال و زاناکس یا آلپرازولام نیز از جمله داروهای اعتیادآورند که درمان اعتیاد آنها بسیار دشوار است.

۲ شیشه‌ اعتیادآور نیست و مورفین را می‌شوید!

بسیاری از فروشندگان مواد برای تبلیغ مواد خود، ادعا می‌کنند که ماده شیشه اعتیاد ندارد. این در حالی است که شیشه از اعتیادآورترین مواد شناخته شده است. بسیاری از معتادان سابقه‌دار می‌گویند ما به تریاک، شیره و سایر مواد خانواده تریاک معتاد بوده‌ایم. بارها ترک کرده‌ایم و ماه‌ها و سال‌ها پاک مانده‌ایم ولی دوباره اعتیادمان عود کرده است. در صورتی که ترک کردن اعتیاد به شیشه اساسا معنی ندارد. همچنین، هستند نوجوانانی که یک بار برای کنجکاوی ماده شیشه را تجربه کرده‌اند و الان به آن معتادند. در ضمن، اعتیاد به سایر مواد (خانواده تریاک و حاوی مرفین) به هیچ وجه موثر نیست و این ادعا یک دروغ محض و فریبنده است.

۳ ترک اعتیاد آسان است!

این جمله با روح پیشگیری در تضاد است. ترک اعتیاد به هیچ‌وجه آسان نیست. تجربه نشان داده است، از هر صد نفر معتاد مراجعه کننده به مراکز درمانی، شاید بتوان فقط بیست نفر را آن هم در طول فقط یک سال پاک نگه داشت. شایان ذکر است، حرف‌هایی مانند درمان تضمینی، ترک اعتیاد در چهار ساعت، ارسال دارو به شهرستان و کپسول‌های ماهواره‌ای، بیشتر به مزاح و شوخی شبیه است. مگر می‌توان یک معتاد با بیماری مزمن را در چهار ساعت درمان کرد؟ درمان اعتیاد حداقل به یازده ماه زمان نیاز دارد.

۴ پسر من ورزشکار است، پس هیچ‌وقت معتاد نمی‌شود!

متاسفانه، برخی از افراد معتاد در پشت پرده ورزش، مصرف مواد را آغاز کرده‌اند. به یاد داشته باشیم، برای حفاظت از فرزندانمان آگاهی و توانمندی‌های ضروری زندگی مانند مهارت «نه گفتن»، «حل مساله» و «تصمیم‌گیری» لازم است. ورزش کردن نقش پیشگیرانه دارد اما کامل نیست. در کنار ورزش، ارتباط صمیمی با فرزند و آموزش خطرهای مواد اعتیادآور، پرهیز از مصرف سیگار و قلیان نیز از ضرورت‌های پیشگیری از اعتیاد محسوب می‌شود.

۵ پسرم دانشجو شده و دیگر خیالم راحت است که معتاد نمی‌شود!

این باور غلط، بسیاری از دانشجویان و خانواده‌های آنان را گرفتار کرده است.خانواده‌هایی هستند که تصور می‌کنند فرزندشان در شهرستان در حال گذراندن واحدهای درسی دانشگاهی است اما یک سال است که او از دانشگاه اخراج شده است. اگر فرزند ما توانسته است از سد کنکور بگذرد، این نشان از توانمندی او دارد اما این توانمندی برای اعتماد زیاد و یک طرفه و حس غرور کاذب در برخی دانشجویان، آنها را گرفتار مواد اعتیادآور و مشکلات درمان کرده است.

۶ خانواده ما در مکانی آلوده زندگی می‌کند، پس قسمت فرزندانمان است که معتاد شوند!

بسیارند خانواده‌هایی که در مکان‌های آلوده زندگی می‌کنند اما به طور دقیق به توصیه‌ها و آموزش‌های کارشناسی توجه کرده‌اند و اکنون فرزندانی سالم دارند. پس این باور درستی نیست و نباید خانواده‌ها از این مکان‌های آلوده ترسی به دل راه بدهند. البته اگر خانواده‌ها می‌توانند، باید در محیط سالمی برای رشد فزرندانشان زندگی کنند اما توجه به اصول عملی پیشگیری و اجرایی کردن آن، حتی در آلوده‌ترین مناطق نیز نقش موثری در سلامت فرزندان دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 9:47  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

 

كودكان خانواده های بهبود يافته از دام

 

بيماري اعتياد

 

[عکس: gh-love-n1223-7.gif]

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 9:46  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

 


اصول پیشگیری اعتیاد :

 گروهی از روان شناسان و روان پزشکان مشهور جهان معتقدند:

(( عوامل اجتماعی وابسته به فقر بشر ، در وابستگی انسان به مواد افیونی موثر هستند و میزان بروز اعتیاد در گروه های پایین اجتماعی/ اقتصادی ، بالاتر است. بنابراین در جامعه ، اعتیاد معلول استرس و فشارهای روانی می باشد. دکترکاپلان و سادوک ، استفاده از هروئین را بعنوان ضد اضطراب برای پوشاندن احساس پایین بودن ، احترام به نفس ، درماندگی و ناتوانی و جهت کنترل بر موقعیت زندگی ، قلمداد می کنند )).

نقش گروه همسالان و فشار جمعی در محیطهای جوان ، در گرایش آنان به مواد مخدر بسیار حائز اهمیت است. افراد ، در دو جهان زندگی می کنند: ۱- خانواده ۲- همسالان.

نوجوانان به راهنمایی و همکاری ، اعتماد ، انضباط ، درک متقابل ، دلسوزی و محبت نیازمندند. کوتاهی و کاستی در هر کدام ، باعث گرایش فرد به غیر از والدین و خانواده و یافتن آن نقطه در فرد دیگری می شود یا به نوعی به دوست و همسالان گرایش پیدا می کند. گاهی نفوذ بسیار بالای همسالان در زندگی جوان ، ممکن است ناشی از مورد توجه واقع نشدن در خانه یا به دلیل جذابیتهای گروه همسالان باشد و از آنجا پیوند جوانان با والدینشان به تدریج ضعیف تر شده و همسالان در رشد روانی آنها نقش حساسی می یابند. بنابراین ، اولین عاملی که باعث جذب جوانان به محیطهای غیر از خانواده و خانه می گردد ، عدم رابطة صحیح والدین و افراد خانواده می باشد ، که در این صورت جوانان اولین گام را به سوی گروه همسالان بر می دارد و زمینه برای لغزیدن در جادة انحراف و کجروی فراهم می شود.

بطور کلّی ، پیشگیری به سه نوع الف : اولیه ب : ثانویه ج : ثالث ، تقسیم می شود. نوع اولیه ، افراد عادی را از تجربة مصرف مواد مخدر باز می دارد یا آن را به تاخیر می اندازد. مخاطبان ثانویه ، افرادی هستند که پس از مصرف مواد ، هنوز علایم بیمارگونه ای نشان نداده اند ، اما در معرض خطر ابتلاء به مشکل قرار دارند. پیشگیری ثالث ، برای گروه هایی متمرکز است که مشکلات ناشی از مصرف مواد مخدر به همراه مسائلی چون گریز از مدرسه یا خانه ، مشکلات یادگیری و یا جرم و جنایت را دارا می باشند. بطور کلّی ، آشنایی زودرس با مواد مخدر ، یک عامل مخاطره آمیز جهت سوء استفادة آتی از مواد است. جوانان دارای شرایط ذیل ، در معرض آسیب پذیری بیشتری قرار دارند:

۱- افرادی که والد یا والدین مبتلاء به اعتیاد دارند.

۲- افرادی که در کودکی ، قربانی آزار و اذیت دیگران قرار گرفته اند.

۳- افرادی که ترک تحصیل کرده اند.

۴- افرادی که از مدرسه فرار کرده اند.

۵- افرادی که اعمال خشونت بار و یا تخلّف در رفتار دارند.

۶- افرادی که اقدام به خودکشی کرده اند.

در خصوص پیشگیری ، بدیهی است کلیّة متغیرهایی که در امر تکوین و پیدایش اعتیاد و قاچاق مواد مخدر دخیل هستند ، بایستی زمینه های تاثیر گذاریشان کاهش یافته و رفته رفته خنثی گردد تا ضریب اطمینان قابل اعتمادی برای پیشگیری از اعتیاد و قاچاق مواد مخدر فراهم گردد.

اصول کلان در پیشگیری عبارتند از:

۱- برنامه های پیشگیری از اعتیاد ، باید به گونه ای طراحی شود که موجب تقویت عاملهای بازدارنده گردد و عوامل مخاطره آمیز را تضعیف کند.

۲- برنامه های پیشگیری از اعتیاد ، باید همة انواع سوءمصرف دارویی را مورد هدف قرار دهد.

۳- برنامه های پیشگیری از اعتیاد ، این مهارت را به افراد آموزش دهد که در مقابل پیشنهاد سوءمصرف مواد ، از خود مقاومت نشان دهند.

۴- برنامه های پیشگیری ، باید دربرگیرنده مباحثه های متقابل بین جوانان باشد.

۵- برنامه های پیشگیری ، باید دربرگیرنده والدین ، مراقبان کودک و نوجوان باشد.

۶- برنامه های پیشگیری ، باید طی دوران مدرسه نیز وجود داشته و مدت آن طولانی باشد.

۷- برنامه های پیشگیری ، باید کودک ، نوجوان و خانواده را تواماً دربرگیرد.

۸- برنامه های پیشگیری ، باید برنامه های اجتماعی را که شامل یک رشته اقدامات و تغییر رویّه ها و سیاستهاست ، دربرگیرد.

۹- جهت پیشگیری در همة انواع مُدلهای پیشگیری ، به اُلگوهای رفتاری قوی تر نیاز است.

۱۰- همة دانش آموزان ، باید توانایی رسیدن به فرصتهای پیشنهادی مدرسه را داشته باشند.

۱۱- در یک جامعة قانون مدار ، برنامه ریزی های پیشگیری ، باید به ماهیت خاص مسئلة سوءمصرف مواد ، اشاره کند.

۱۲- هرچه سطح احتمال خطر ابتلاء به اعتیاد در جمعیت هدف ( جمعیت مورد نظر ) بیشتر و بالاتر باشد ، تلاشهای پیشگیری باید با شیوه ای پرقدرت در سنین پایین تر آغاز شود.

۱۳- برنامه های پیشگیری ، باید براساس سن ، طراحی شود.

استراتژي‌هاي پيشگيري از اعتياد

براي برنامه ريزي راههاي موثر در پيشگيري از اعتياد، ابتدا بايد علل و عوامل موثر در شروع مصرف و اعتياد به مواد را در نوجوانان و جوانان شناخت. عوامل ژنتيكي، شخصيتي، پسيكوپاتولوژيك،فارماكولوژيك، خانوادگي، محيطي و اجتماعي همگي دراتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند و عوامل متعدد درمقابل بايكديگر به سوء مصرف و سپس اعتياد منجر مي‌گردند.

براي انتخاب و به كارگيري مناسب استراتژي‌ها، دانستن نيازها و مشكلات و پتانسيل‌ها و توانائي‌هاي اجتماعي ضروري است. اجراي هربرنامة پيشگيري به شناخت دقيق منطقه،‌بررسي كامل وضعيت بهداشتي و روان شناختي و بررسي‌هاي همه گيرشناسي بستگي دارد تا به اين وسيله عوامل موثر بر مصرف مواد آشكار شود. به عنوان مثال، بايد شايع ترين نوع مادة مصرف و گروه سني افراد در معرض خطر، موقعيت‌ها و محل‌هاي مصرف، باورهاي نادرست وعوامل مخاطره آميز، امكانات و منابع موجود را شناخت و براساس آن مدل فعاليت‌هاي پيشگيري را تعيين نمود. تحقيقات نشان داده اند كه نمي‌توان يك روش واحد را به عنوان بهترين روش براي همه افراد و گروه‌ها انتخاب نمود. بهره گيري از استراتژي‌هاي مختلف براي تاثير برشيوع اعتياد ضروري است زيرا عوامل متفاوتي در ايجاد اعتياد موثرند.

مهمترين استراتژهاي پيشگيري از اعتياد كه درجهان از آنها استفاده مي‌شود عبارتند از :

۱- آگاهسازي افراد در مورد خطرات و مضرات مواد.

۲- افزايش مهارت‌هاي زندگي مانند مهارت تصميم گيري، حل مسئله، ارتباطات اجتماعي .

۳- تقويت فعاليت‌هاي جايگزين به جاي مواد براي ارضاي نيازهاي رواني اجتماعي نوجوانان وجوانان.

۴- مشاوره و مداخلة حين بحران، دربحران‌هاي مختلف در طول زندگي .

۵- ارتقاء فرهنگي و مذهبي.

۶- تقويت قوانين و مقررات مبارزه با مواد .

۷- درمان معتادان براي جلوگيري از سرايت اعتياد.

استراتژيهاي فوق در قالب فعاليت‌هاي زير مورد بحث قرار مي‌گيرند:

۱- فعاليت‌هاي متمركز برفرد.

۲- فعاليت‌هاي متمركز برآموزش و آگاه سازي والدين .

۳- فعاليت‌هاي متمركز برمعلمان ومدرسه .

۴- فعاليت‌هاي پيشگيري بااستفاده از رسانه‌ها .

۵- فعاليت‌هاي پيشگيري از طريق محلهاي كار و مكان‌هاي تجمع.

۶- فعاليت‌هاي پيشگيري با استفاده از شبكة مراقبت‌هاي بهداشتي اوليه .

۷- وضع واجراي قوانين و مقررات .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 9:32  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

ت

يارب اين شهر چه شهريست كه صد يوسف دل            به كلافي بفروشيم و خريداري نيست

- ۵۵ درصد از طلاق‌ها در کشور به دلیل بيماري اعتیاد است.

- ۶۵ درصد از همسرآزاری‌ها به دلیل بيماري اعتیاد است.

- ۳۰ درصد از کودک‌آزاری‌ها به دلیل بيماري اعتیاد است.

- ۲۵ درصد از قتل‌ها به دلیل بيماري اعتیاد است.

- ۲۳ درصد از نزاع‌ها و خشونت‌ها به دلیل بيماري اعتیاد است.

- ۳۵ تا ۴۰ درصد از سرقت‌ها به دلیل بيماري اعتیاد است.

- ۶۵ درصد زندانی ها مستقیم یا غیر مستقیم با مقوله مواد مخدر سر و کار دارند.

- برای مبارزه با مواد مخدر ۳ هزار و ۷۵۰ نفر شهید شده اند و ۱۲ هزار تن دیگر جانباز.

...............................

مجلسی ها بفرمایند آیا این فاجعه بزرگ ملی نیاز به طرح های چند فوریتی و البته نظارت بر اجرای

قاطع مصوبات ندارد؟

آیا برای دیدن عکس جوانان مملکت که در وضعیت اسفناک اعتیاد گرفتار شده اند هم مانیتورهای

صحن علنی مجلس را روشن خواهند کرد یا فقط زنان و دختران ساپورت پوش را می بینند؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 20:53  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

 

اعتیاد به موادمخدر یکی از عوامل اصلی شیوع بیماری‏های ایدز و هپاتیت

 

5شنبه اي ديگر و ييامي ديگر

سلام به همنوعان عزيز و گرامي ام

عزيزان من:

اگر تنها با تكيه كردن به ترك مواد مخدر باور داريد ياك ميمانيد بدانيد كه

هنوز بيماريتان را باور نكرديد

بدانيد كه يكبار ديگر محكوم به مصرف مواد مخدر خواهيد  شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 20:50  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

عوارض تریاک و هروئین
 
مخدرها( تریاک- هروئین)
 

 

 

لازم به ذکر است از سه روش ذکر شده روش تزریق خطرناک ترین روش است و ترک آن نیز از دو روش دیگر سختر می باشد بعلاوه اینکه خطر ابتلا به بیماریهای عفونی خصوصا ایدز و هپاتیت بیشتر است. بعد از تزریق ترک افرادی که استنشاق می کنند سختر می باشد.

مشخصات ظاهری:

-         غالبا پوست انگشت شصت و سبابه افرادی که هروئین مصرف می کنند سفت و دارای سوختگی است.

-         در دستها و پاها در جاهایی که رگ مشهود است غالبا آثار تزریق و زخم مشاهده می شود

-         وجود عفونت و جراحتهایی که به علت استفاده از سوزنهای غیر استریل برای تزریق استفاده می کنند در دست و پا قابل مشاهده است.

-         دندانهای خراب و تیره دارند.

آثار مصرف:

- بی تفاوتی                                                                     - سرخوشی

- پرحرفی                                                                       - مور مور شدن بدن

- سرحالی                                                                       - احساس بهتری

علائم ترک( خماری)

- درد بدن                                                                       - کوفتگی

- دل پیچه                                                                       - تهوع و استفراق

- بی حوصلگی                                                                - عصبی شدن    

- پرخاشگری                                                                  - کم غذایی

- بیحالی                                                                         - احساس شکست

- آبریزش از بینی                                                

- احساس تنفر از خود                                                     

ملاحظات:

-  افرادی که هروئین مصرف می کنند کمتر به حمام می روند زیرا حمام رفتن زمان خماری را جلو می اندازد. پس ما معمولا می بینیم افرادی که هروئین مصرف می کنند ظاهری کثیف و نامرتب دارند.

-  دلیل اصلی لاغری افرادی که هروئین مصرف می کنند این است که چون ترشی جات و مرکبات زمان نشئه بودن آنها را کوتاه می کند اصلا از این مواد مصرف نمی کنند و همین مصرف نکردن میوجات و مرکبات به همراه مصرف نکردن سایر مواد پروئینی باعث لاغری و سوء تغذیه این افراد می شود.

-  افرادی که اعتیاد خود را با حشیش شروع کرده اند بیشتر تمایل به تزریق وریدی هروئین دارند.

- بیض ها آخرین نقطه تزریق افرادی است که هروئین را تزریق می نمایند.

یک معتاد به تریاک زمانی به سمت هروئین گرایش پیدا می کند که :

1-  زمان کافی برای کشیدن تریاک را نداشته باشد.

2- بیماری دستگاه گوارشی خصوصا زخم معده ناشی از خوردن تریاک گرفته باشد

3-  پول برای تهیه تریاک به اندازه ای که او را به حالت نشئه برساند نداشته باشد.

4- تریاک در دسترس نداشته باشد.

5-  به غلط دربین مردم باب شده است که نشئه گی مصرف هروئین مثل  تجربه جنسی است و فرد بدلیل اینکه چندین سال است این احساس را تجربه نکرده برای اینکه یکبار دیگر به این احساس برسد بسمت مصرف هروئین می رود.

6-  فرد بدلیل اینکه ازاعتیاد خود خسته شده است و از دوستان خود می فهمد که تزریق او را زودتر به کام مرگ می فرستد برای اینکه زودتر به مرگ برسد هروئین را مصرف می کند.

 

کراک:

کراک موجود در ایران همان هروئین فشرده شده است با درصد خلوص 90 %

روش مصرف:

- کشیدن: مقدار کمی از کراک را توسط یک جسم نوک تیز مثل سنجاق نگه داشته به منبع حرارت که معمولا فندکهای مخصوصی می باشد نزدیک کرده دراثر حرارت کراک تبخیر شده و دود حاصل را از طریق دهان به بدن منتقل می نمایند. تاثیر کراک بر جسم فوق العاده سریع می باشد و اثر تخدیری آن در مدت کمتر از یک دقیقه بر بدن اثر می گذارد.

- مقداری از کراک را در قسمت گود پایپ ریخته زیر آن را حرارت داده و بخار حاصل را مصرف می کنند.

- تزریق: در این روش که به تست کردن نیز معروف است کراک را توسط آب مقطر یا آب جوشیده شده  حل کرده  و به بدن تزریق می نمایند.( لازم به ذکر است که این روش بسیار خطرناک  می باشد زیرا علاوه بر خطر انتقال بیماریهایی که از طریق سرنگ آلوده به بدن سرایت می نماید، می تواند یک فرد کاملا سالم را ظرف مدت سه سال به کام مرگ روانه کند.

 چون کراک همان هروئین فشرده شده در ایران می باشد کلیه آثار مصرف- عوارض مصرف- علائم خماری و...  همانند هروئین می باشد که در بالا توضیح داده شده البته بسیار شدید تر و با تاثیر بیشتر. البته گزارشات و علائم بالینی کراک مانند  سایر مخدر ها مثل تریاک نیز باشد.

چرا کراک:

- اکثر افرادی که به سمت کراک گرایش پیدا می کنند معتقدند چون کراک بو ندارد، وقت نمی گیرد، روش مصرف آسان است، جای بخصوصی نمی خواهد، زود اثر می گذارد، بهتر تهیه می شود و ابزار بخصوصی برای مصرف احتیاج ندارد بر سایر مخدر ها ارجعیت دارد.( درضمن در مصاحبه هایی که با افراد ی که کراک مصرف می کردند انجام شد عده ای از آنها معتقد بودند کراک اعتیاد ندارد!)

کراک بدلیل خلوص بالای هروئینی که دارد باعث از بین رفتن و مرگ سلول های بدن می شود، بطوریکه اگر فرد کراکی پیدا شود و مدت 6 سال کراک مصرف کند و نمرده باشد اگرغضروف های بدن وی را بیش از حد بکشیم آن عضو کنده خواهد شد.

تریاک:

تریاک یا اپیوم یکی از قدیمی ترین مواد مخدر اعتیاد آور می باشد با سابقه ای حدود 7000هزار سال

نحو استعمال تریاک:

-         کشیدن

-         خوردن

تریاک و هروئین

مشتقات تریاک:

- سوخته تریاک( بعد از کشیدن حاصل می شود که پس از حل شدن در آب خورده می شود)

- شیره

-  تفاله

-جوهر نگاری( از سوزاندن شیره پخته شده تهیه می شود)

مشخصات ظاهری افرادی که تریاک مصرف می کنند:

-لبهای سیاه دارند.

-دندانهای آنها زرد، جرم گرفته و خراب است.

-سفیدی چشم ازسفیدی به زردی گرایش پیدا می کند.

-زیر چشم و گونه ها حالت پف کردگی دیده می شود.

علائم و آثار مصرف:

- ضد درد                                                                                

 - آرام بخش

- احساس خشکی در دهان(خشن شدن صدا)                                    

- کاهش ضربان قلب

- خارش در سطح پوست( بیشتر در ناحیه بینی)                                

- سرگیجه

- تنگی مردمک چشم( مردمک ته سنجاقی)                                     

- کاهش وزن و سوء تغذیه

- کاهش فشار خون( پریدگی رنگ)                                    

- بهم خوردن قاعدگی درخانم ها

- احساس جسارت و پرحرفی                                                        

- توانایی ممتد در کار

- درصورت مصرف بیش از حد لحن صحبت سنگین می شود و عدم هوشیاری نسبت به زمان و مکان ایجاد   می شود.

- فراموشی غم و غصه، غرور کاذب و احساس جرات( بدلیل تخریب حافظه کوتاه مدت)             

- احساس نشاط  و شادی بدلیل  تحریک نقاط شادی در مغز

- ظاهراافزایش توانایی جنسی(در مورد رابطه مصرف مواد مخدر خصوصا تریاک و افزیش توانایی جنسی ذکر این نکته قابل توجه است که مواد مخدر از همان ابتدا فرد را دچار ناتوانی جنسی می کند ولی چون فرد در اوایل مصرف است این ناتوانی جنسی را با افزایش توانایی جنسی اشتباه می گیرد و به مصرف ادامه می دهد تا جایی که بطور کلی توانایی جنسی خود را از دست می دهد).

عوارض جسمی مصرف تریاک:

- وابستگی جسمی

- تغییر ساعات خواب و بیداری

-تیره شدن رنگ پوست بدلیل تحریک ملانوسیت های پوست

-یبوست مزمن( تریاک باعث کند شدن حرکت غذا در لوله گوارش می شود که این کندی حرکت باعث یبوست فرد می باشد)

- لرزش دست

-  آسیب جدی به کبد

- آسیب به کلیه و مجاری ادراری

- سوء تغذیه

-  آسیب شدید به مجاری تنفسی وقتی که بصورت کشیدن مصرف می شود

- اسیب جدی به دستگاه گوارش وقتی که بصورت خوراکی مصرف می شود

عوارض روانی مصرف تریاک:

-  بیکاری بدلیل غیبتهای مکرر و عدم حضور بموقع در سرکار

-  مشکلات مالی بدلیل بیکاری و افزایش هزینه های مصرف

- احساس بی انگیزگی و نفرت از زندگی

- بهم خوردن روابط عاطفی بین زن و شوهر بدلیل نداشتن رابطه جنسی

- بروز اختلافات خانوادگی، خشونت و پرخاشگری

- افسردگی بدلیل کاهش عملکرد شغلی، پایین آمدن مناسبات اجتماعی، کاهش میل جنسی، اختلافات خانوادگی و طرد اجتماعی)

- اختلال حواس، ضعف در حافظه، زوال عقل

- تخریب حافظه کوتاه مدت

- اختلال در تمرکز

علائم مسومیت با تریاک:

-  انقباض شدید مردمک چشم

- افت شدید فشار خون

- اختلال در حافظه و توجه

- ضعف شدید تنفس

- دلیریوم( فراموشی)

- کاهش درجه حرارت بدن                         

- اغما

علائم ترک( خماری):

-  درد استخوان و مفاصل( نکته قابل توجه ذکر این مطلب است که چون بدن خود بصورت ذاتی مواد مخدر وضد درد« انکفالین ها» ترشح می کند،زمانی که فرد بصورت غیرمستقیم ( مصرف مواد مخدر) این مواد را به بدن ارسال می نماید، این مواد دیگر در بدن ترشح نمی شود و زمانی که این مواد به بدن   نمی رسد فرد درد استخوان و مفاصل را تجربه می کند)

-   دل پیچه و اسهال                                                            

- آبریزش از چشم و بینی

-  احساس شکست                                                              

- سکسکه و خمیازه

-   بیقراری                                                                        

- احساس خارش در گلو

-  عصبانیت و پرخاشگری                                                   

- استفراق

-   احساس تنفر از خود

لازم به ذکر است که مصرف شبه مخدرها نیز در فرد علائم فوق را ایجاد می نماید البته با شدت کمتر

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 9:3  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

بیماری اعتیاد چیست و آیا ترک اعتیاد و یا بهبود اعتیاد ارتباطی با ضعف اخلاقی دارد؟

 

اعتیاد یک بیماری است،

و ارتباطی به ضعف اخلاقی و یا تغییرات رفتاری ندارد

 

اعتیاد چیست؟

بسیاری از معتادان به علت عدم آگاهی از شرایط و وضعیت خود و انکار و خود فریبی درباره مشکلی که با آن دست به گریبان اند و یا داغی که به عنوان معتاد بر پیشانی آنان خورده است، کسانی هستند که در سکوت و تنهایی رنج می برند و کسی از رنج آنان آگاه نیست. وحشت و عدم آگاهی از چگونگی ترک اعتیاد سبب شده است تا بسیاری از معتادان نتوانند برای رهائی از وضعیتی که می توان آن را با موفقیت بهبود بخشید درخواست كمك کنند. در این مقاله اطلاعات کلی لازم در مورد این که چرا اعتیاد به مواد مخدر نوعی بیماری تلقی می شود و همچنین وجود دو نوع متفاوت از اعتیاد یعنی اعتیاد به مواد مصرفی و اعتیاد های رفتاری و نقاط تشابه این دو تشریح شده است.

 

اطلاعات کلی در مورد بیماری اعتیاد

  • بیماری اعتیاد یک مساله اخلاقی نیست
  • تعریف اعتیاد
  • انواع اعتیاد
  • تفاوت میان عادت و اعتیاد
  • تست اعتیاد
  • ترک اعتیاد

 

 

 

بیماری اعتیاد یک مساله اخلاقی نیست

کسانی که معتاد می شوند افرادی سست عنصر و بی اراده یا از لحاظ اخلاقی فاسد نیستند. وجود چنین برداشت نادرستی سبب می شود که بسیاری از معتادان نتوانند درخواست كمك کنند و به خاطر اعتیادشان دچار احساس شرمساری شوند؛ کاری که هیچ نتیجه مثبتی به همراه ندارد واز این رو اقدام به ترک اعتیاد نمی کنند. معتادان به علت احساس شرمندگی ، ترس ، خشم و عذابی که می کشند، به حمایت نیاز دارند نه به چیز دیگری که حال آنها را نسبت به خودشان بدتر کرده و آنان را مقصر کند. واقعیت این است که اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری جسمی است .بیماری اعتیاد منجر به بروز اختلال در فعالیت پیام رسانی در سیستم مغز می شود. اکثر معتادان به سختی حاضر می شوند به این واقعیت تن دردهند که اعتیاد نوعی بیماری است و همین امر سبب می شود تا فرد معتاد احساس خجالت و شرمندگی کرده و بیماری اعتیاد خود را انکار واز ترک اعتیاد خود سرباز زنند.

 

تعریف بیماری اعتیاد

اعتیاد یک بیماری مزمن، عمده، پیش رونده و كشنده است. بیماری اعتیاد نوعی ارتباط تسکین دهنده با یک ماده مخدرتأثیر گزار بر ذهن و یا رفتاری است که معتادان در برابر آن قدرت تصمیم گیری و کنترل خود را از دست می دهند.

 

 

 

آثار فیزیکی اعتیاد و تاثیر آن بر ترک اعتیاد

اعتیاد به عنوان حالتی تعریف می شود که در آن بدن انسان برای انجام فعالیت های عادی خود به یک ماده (مانند تریاک، الکل، شیشه و...) یا یک رفتار خاص (مانند قمار، سکس، خوردن و...) وابسته می شود. زمانی که ماده مورد نیاز در اختیار بدن قرار نمی گیرد یا انجام رفتاری که شخص معتاد بدان اعتیاد پیدا کرده است میسر نمی شود، شخص با علائم خماری جسمی و روانی رو به رو شده و نتواند با اراده جلوب خودش را بگیرد. به همین علت علیرغم همه مشکلات و زیان هایی که این کار برای وی به همراه دارد، وی به مصرف مواد ادامه می دهد وبه ترک اعتیاد خود فکر نمیکند. اعتیاد را می توان اجبار به انجام کاری تعریف کرد که فرد از پی آمدهای زیانبار آن آگاه است. بیشتر اعضای خانواده معتادان نیز از اين واقعيت كه اعتياد نوعي بيماری است آگاه نیستند و بیشتر اوقات اعتیاد عزیزشان را یک ضعف اخلاقی به شمار می آورند و تصور می کنند که فرد معتاد با کمی اراده و قدرت، خواهد توانست مصرف خود را متوقف کرده و ترک اعتیاد نماید.

 

با آنکه از واژه "اعتیاد" اغلب برای اشاره به وابستگی به مواد مخدر یا مشروبات الکلی استفاده شده و تحت عنوان اعتیادهای مواد مصرفی یا اعتیاد به مواد مخدر نیز از آن یاد می شود، این احتمال نیز وجود دارد که انسان به فعالیت های دیگری چون قمار، پرخوری، سکس و روابط عاطفی، تماشای تصاویر مستهجن یا فعالیت های اینترنتی نیز معتاد شود. از این گونه اعتیاد ها تحت عنوان اعتیاد های رفتاری نام برده می شوند.

 

 

 

تعریف انجمن درمان اعتیاد درآمریکا از واژه اعتیاد

بنا به تعریفی که انجمن درمان اعتیاد در آمریکا از واژه اعتیاد ارائه داده است، اعتیاد یک بیماری مزمن و عمده می باشد که در مدارهای پاداش، انگیزه، حافظه و دیگر اجزای مربوط به مغز اختلال ایجاد می نماید. این اختلال ها به ایجاد ویژگی های جسمی ، روانی، اجتماعی و روحانی خاصی در انسان منجر می شود. بروز چنین حالت هایی در انسان سبب می شود که وی برای دستیابی به پاداش (لذت) یا تسکین به مصرف یک ماده مخدر یا انجام رفتاری ويرانگر ادامه دهد. علائم بارز اعتیاد شامل مختل شدن کنترل رفتار، ویار و ناتوانی در پاک ماندن مداوم، کاهش قدرت شناخت مشکلات جدی رفتاری، وکاهش قدرت برقراری ارتباط با دیگران است که تمام این عوامل برقدرت تصمیم گیری فرد در ترک اعتیاد موثر است .

 

ترک اعتیاد درمان قطعی اعتیاد نیست

درمان اعتیاد نیز همانند دیگر بیماری های مزمن قابل درمان دائمی نبوده و لذا درمان اعتیاد یا ترک اعتیاد عملا امری غیر ممکن خواهد بود و یک معتاد هیچگاه نخواهد توانست که کاملا از بیماری اعتیاد بهبودی پیدا کند. مثلا فردی که اعتیاد به تریاک داشته باشد می تواند اقدام به ترک اعتیاد به تریاک کرده و مصرف خود را متوقف نماید، اما هیچ تضمینی برای ادامه یافتن این تصمیم و عدم مصرف دوباره تریاک و جود ندارد. با این حال کاملا شبیه به سایر بیماری های مزمن مانند مرض قند یا دیابت، فرد می تواند به صورت روزانه در بهبودی به سر ببرد. فرد دیابتی باید به صورت روزانه انسولین تزریق کرده و از مصرف قند و شکر پرهیز نماید تا بتواند بهبودی خود را حفظ نماید. به همین ترتیب فردی که به مصرف تریاک اعتیاد دارد نیز می تواند با کارکرد روزانه برنامه 12 قدم و استفاده از حمایت انجمن های گمنام و شرکت در جلسات ترک اعتیاد آنان، بهبودی خود را به صورت روزانه حفظ نماید ودرمان اعتیاد خود را ادامه دهد.

 

 

 

انواع اعتیاد

اعتیاد را می توان به دو نوع کلی تقسیم کرد:

اعتیاد به مواد مخدر

اعتیاد رفتاری

 

١. اعتیاد به مواد مخدریا مصرفی

– همچون اعتیاد به تریاک، اعتیاد به شیشه، اعتیاد به الکل

اعتیاد به مواد مخدر در مواقعی که مصرف مواد به طور ناگهانی و یکباره قطع می شود، اغلب با عوارض و نشانه های خماری همراه است. در عین حال اعتیاد جسمی با سازگار شدن بدن انسان با مواد مخدر یا همان تولرانس همراه است و همین موضوع سبب می شود که برای دستیابی به نشئگی قبلی میزان مصرف خود را دائمأ افزایش دهیم. علائم رایج خماری عبارتند از لرزش، اسهال و دل پیچه و تهوع. سرعت معتاد شدن هر فرد به نوع مادۀ مصرفی، دفعات و فواصل مصرف، شیوه های مصرف و ویژگی های ژنتیکی و روانی وی بستگی دارد و همین امر ترک اعتیاد را برای افراد معتاد مشکلتر میسازد

 

۲. اعتیاد های رفتاری

- همچون اعتیاد به غذا، اعتیاد به سکس، اعتیاد شغلی، اعتیاد هم وابستگی، اعتیاد به عشق، و خود آزاری قطع عضو

اعتیادهای رفتاری یک الگوی رفتاری هستند که چرخه ای مشابه اعتیاد به مواد مصرفی دارند. در ابتدا معتاد از انجام یک رفتار احساس لذت می کند و سپس آن رفتار را به عنوان روشی برای بهتر نمودن تجارب زندگی خود انتخاب می کند و سرانجام برای تحمل اضطراب و استرس به همان رفتار ادامه می دهد. فرایند تلاش برای لذت بردن از آن رفتار همواره شتاب بیشتری پیدا می کند و دفعات پرداختن به رفتار مورد نظر، بیشتر و بیشتر شده و حالت آئین و مراسمی خاص به خود می گیرد تا این که سرانجام به بخش عمده ای از زندگی روزمرۀ وی تبدیل می شود. پس از معتاد شدن به آن رفتار همواره وسوسه پیدا می کند تا آن رفتار را با وجود پی آمدهای زیانبارش مجددا تکرار کند و ترک اعتیاد برایش مشکلتر میشود .

 

اعتیاد های رفتاری جنبه واقعی دارند و در بسیاری از بخش های زندگی معتادان مشکلاتی به بار می آورند. چنین اعتیادهائی همانند اعتیاد به مواد به روابط آنها با دیگران آسیب می رسانند. فردی که رفتار معتاد گونه دارد روابط خود با دیگران قربانی رفتار اعتیاد آور خود نموده و سبب می شود تا اعتماد اعضای خانواده اش از وی سلب شود. بعلاوه این افراد در زندگی اعضای خانواده، بستگان و دوستانشان نیر تاثیرات ناگواری می گذارند. شواهد فزاینده ای وجود دارند که نشان می دهند کسانی که از نوعی اعتیاد رفتاری در عذاب هستند قدرت اراده برای قطع کردن و یا کنترل آن رفتار را از دست می دهند. خوشبختانه برای کسانی که از اعتیادهای رفتاری رنج می برند برنامه های ۱۲قدم و انجمن هایی درمان اعتیاد وجود دارند که ابزار و حمایت کافی و موثر برای بهبودی روزمره آنان را ارائه می دهد. این جمله این انجمن های رفتاری می توان به موارد زیر اشاره نمود: انجمن معتادان جنسی گمنام، انجمن هم وابستگان گمنام، انجمن قمار بازان گمنام، انجمن پرخوران گمنام و...که یه بهبود اعتیاد این گونه افراد کمک زیادی میکنند.

 

 

 

تفاوت میان عادت و اعتیاد

بسیاری از انسان ها به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی خاص عادت می کنند اما از این بابت صدمه ای به آنها وارد نمی شود چون هر زمان که اراده کنند می توانند مصرف ماده اعتياد آور یا پرداختن به آن فعالیت خاص را کنترل وترک اعتیاد یا عادت کنندآنچه که اعتیاد را از عادت متمایز و متفاوت می سازد این است که افراد معتاد، ماده مورد نظر یا رفتار خاص را با وجود پی آمدهای منفی که آشکارا قابل پیش بینی و خطرناک هستند همچنان ادامه می دهند..

 

١. عادت :

با داشتن انتخاب همراه است. فردی که به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی عادت کرده است می تواند هر زمان که اراده کند، با کمی صبر و اندکی سختی از عادت خود دست بردارد.

 

٢. اعتیاد :

اعتیاد با مشکلات روانی و جسمی همراه است. فرد به دلیل ابتلا به بیماری اعتیاد، اراده خود برای قطع و یا کنترل کردن مصرف خود ر از دست داده و علیرغم پی آمد های زیانبار مواد مخدر یا رفتار اعتیادآور، همچنان به آن ادامه می دهد و ترک اعتیاد برایش مشکلتر میشود

 

تست اعتیاد

هيچ كس بهتر از خود فرد نمی تواند تشخیص دهد که به بیماری اعتیاد مبتلا شده است یا خیر. پرسشنامه آزمایش اعتیاد شامل سوالاتی است که به افراد کمک می کند تا از وضعیت مصرف خود آگاه شده وبه کمک این تست اعتیاد تشخیص دهند که آیا به بیماری اعتیاد مبتلا شده اند یا خیر.

 

نحوه پاسخ گویی به پرسشنامه تست اعتیاد:

به پرسش های تست اعتیاد با "بله " يا "خیر " پاسخ دهيد. چنانچه پاسخ شما به يكی از اين پرسش های تست اعتیاد شما "آری" باشد در آن صورت شما با خطر بالقوه اعتياد به مواد مخدر روبرو هستيد. اگر پاسخ شما به دو پرسش از سوالات تست اعتیاد شما مثبت باشد در آنصورت شما احتمالاً به مواد مخدر اعتیاد دارید و سرانجام اينكه، اگر پاسخ شما به سه پرسش از سوالات مثبت باشد می توان نتيجه گرفت كه شما به بیماری اعتیاد مبتلا شده اید و یک معتاد هستيد.و میبایست جهت ترک اعتیاد خود اقدام نمایید.

 

پرسشنامه تست اعتیاد:

  1. آيا به علت مصرف مشروبات الكلی یا مواد مخدر زمان كارتان را هدر می دهید؟
  2. آيا مصرف تریاک یا سایر مواد مخدر باعث محرومیت خانواده شما از شادی می شود؟
  3. آيا به علت خجالت وعدم راحتی با ديگران، اقدام به مصرف مشروب يا مواد مخدر می كنيد؟
  4. آیا به خاطر مصرف مواد مخدر و یا اصرار در برخی از عادت های رفتاری اعتبار خود را از دست داده اید؟
  5. آيا پس از مصرف هروئین يا مواد مخدر افسوس خورده و احساس پشيمانی كرده ايد؟
  6. آيا به علت مصرف بیش از حد مواد و یا تکرار برخی از رفتار ها مانند قمار با مشكلات مالی روبرو شده ايد؟
  7. آيا کشیدن تریاک یا حشیش و یا انجام رفتاری به خصوص باعث رفتن به محیط های نامناسب و قرار گرفتن شما در میان افرادی با سطوح پائین تر از خودتان شده است؟
  8. آيا مصرف مشروب يا مواد مخدر شما را نسبت به رفاه و آسايش خانواده خود بی تفاوت کرده است؟
  9. آیا به خاطر استفاده از تریاک یا مواد مخدر آروزها و امیدتان برای زندگی کم شده است؟
  10. هر روز درساعت خاصی هوس می کنید مشروب بخورید یا از مواد استفاده کنید
  11. آيا از صبح که بیدار می شوید به فکر چگونگی یافتن و مصرف مواد مخدر هستنید؟
  12. آيا به علت مصرف مواد مخدر و یا مواد روانگردان برای خوابیدن مشکلی دارید؟
  13. آيا تاکنون مصرف الکل يا مواد مخدر به کیفیت کار شمار لطمه زده است؟
  14. آيا برای فرار از نگرانی ها و مشكلات اقدام به مصرف مواد مخدر می كنيد؟
  15. آيا به تنهايی و در خلوت به خوردن مشروب يا مصرف مواد مخدر مبادرت می کنید؟
  16. آيا تا كنون به علت مصرف مواد مخدر دچار فراموشی شده اید؟
  17. آيا تا كنون به خاطر مصرف نکردن مشروبات الكلی يا مواد مخدر عوارض خماری را تجربه نموده اید؟
  18. آيا تاکنون برای افزايش اعتماد به نفس به مصرف مشروبات الكلی يا مواد مخدر اقدام كرده ايد؟
  19. آيا تا كنون به علت مصرف مشروبات الكلی يا مواد مخدر بستری شده ايد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 12:9  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 


اعتیاد یک بیماری است. یک بیماری روانی ورفتاری که ریشه در اصل فرد دارد حال ممکن است ارثی به او رسیده باشد یا از روشهای دیگری به او منتقل شده باشد اعتیاد نیمه تاریک وجود انسان است که باعث بروز نواقص شخصیتی می گردد وفرد را وادار به کارهایی می کند که اصلا دوست ندارد انجام دهد هر بیماری علتی دارد واعتیاد هم علتهای به خصوص خودش را دارد وریشه این علتها بر می گرددبه دوران کودکی ونقش والدین ، خانواده واجتماع نداشتن مهارتهای تربیتی والدین که او را صحیح تربیت کنند،الگو برداری نا سالم فرد،نبودن فضای مناسب برای احساس آرامش کردن،نبود امنیت در خانه واجتماع،توجه نکردن به حرفهای فرد توسط والدین، ترس از پدر ومادرواحساس راحت نبودن وفرد مجبور شودمحرم اسرارش را در بیرون پیدا کند،شکست های زندگی باعث کمبود اعتماد به نفس می شودکه نتوانند در بعضی مواقع نه بگویند،تحمیل کردن عقاید پدر ومادر ودیگران به فرزندان،تبعیض قایل شدن بین فرزندان ومقایسه او با همسن و سالهایش که باعث می شود فرد احساس نا امیدی خود کم بینی حقارت وبی ارزشی بکند در نتیجه فرد منزوی می شودودر این دنیای بزرگ احساس تنهایی می کند واو کم کم از خانواده دور می شود چون احساس اهمیت وامنیت نمی کند از پدر ومادر فاصله می گیرد چون می ترسد مشکلاتش را به آنها بگوید وآنها او را سرزنش ونصیحت ویا تنبیه کنند واین عوامل باعث می شودکه نیمه تاریک وجود او بیدار شود واز این به بعد الگوی رفتاری خود را غلط تعیین کند با کسانی که قبلا رفت وآمد نداشت سعی در بر قراری ارتباط با آنها میکندومشکلات خود را به آنها می گوید و آنها هم چون کسانی مثل خودش هستند او را غلط راهنمایی می کنند واو هر روز از اجتماع وخانواده بیشتر فاصله می گیردوسعی می کند که آن کمبود محبت ودرک نشدن در خانه را در بیرون از خانه بدست بیاورد وسعی در انجام دادن کارهایی می کند که دیگران به او توجه کنند واو را درک کنند واو برای این احساس تایید شدن واینکه دیگران فکر نکنند که اوکم می آوردو یا مشکل دارد حاضر به انجام هر کاری می شود مدتی این احساسات او پر می شودولی بعد از مدتی احساس خلا وکمبود شدیدی به سراغش میاید وکنجکاوی در او ظاهر می شود ومی خواهد همه کار انجام دهد تا از این احساسات رهایی پیدا کند وترس در این میان نقش زیادی دارد ترس از تایید نشدن ترس از توجه نکردن به او ترس از آینده وتنهایی باعث می شود تا همه کارهایش از روی ترس باشد وترس می شود زیر بنای اعتیاد.

یکی دیگر از زیر بنای اعتیاد خود خواهی است چون فرد اعتماد به نفس ندارد از غرور کاذب استفاده می کند وغرور هم باعث خود خواهی ودر این حال فرد مصالح ومنافع دیگران را در نظر نمی گیرد حرف هیچ کس را قبول ندارد هر کاری به نظر خودش درست باشد انجام می دهد.وقتی فرد به گذشته نگاه می کند احساس رنجش پیدا می کند که چرا دیگران با من رفتار درستی نداشته اند. دیگران مقصر بودند که من فرد موفقی نشدم من را درک نکردند وهمه را مسول بد بختیهای خود می داند وبه دلیل خود خواهی نقش خود را نمی بیند ووقتی که هم به آینده نگاه می کند احساس ترس به او دست می دهد که در آینده چه اتفاقی احتمال دارد بیفتد ودر این حال تصورات باطلی در ذهن او نقش می بندد در این وقت او از همه چیز وهمه کس بدش میاید و در مثلث خود محوری خود می چرخد گذشته تلخ وآینده نا معلوم وزمان حال او پر می شود از احساسات منفی ومی خواهد کاری کند که از این حال رهایی یابد چون نمی تواند واقعیت را قبول کند سعی در فرار ازواقعیت را دارد.

وتنها فکری که به ذهنش خطور میکند این است که به دنبال چیزی بگردد که از این حالت خارج شود واین افکار را با خود حمل می کند زمانی که می بیند دوستانش در حال انجام دادن هر کاری هستند او هم به خاطر کم نیاوردن همان کار را انجام می دهد اگر در یک مکان به او پیشنهاد هر کاری بدهند به خاطر نبود اعتماد به نفس نمی تواند نه بگوید مثالی می زنم اگر در یک جمع ببیند سیگار ویا الکل مصرف می شود او پیش خودش فکر می کند که این چیزی که آنها مصرف می کنند چیست چرا من هم مصرف نکنم تا اینکه به او پیشنهاد مصرف داده می شود واو هم نمی تواند نه بگوید در این حال فکر می کند که اگر بگوید نه نمی توانم مصرف کنم آنها چه فکری درباره او می کنند لذاقبول می کند واین ماده حالا هر چه که باشد را مصرف می کند در این وقت حالت لذتی آنی به داده می شود واو فکر می کند این همان چیزی است که من به دنبالش می گشتم برای مدتی احساس آرامش وبی خیالی می کند واو سعی می کند که برای همیشه از این ماده استفاده کند تا مدتی او مصرف می کند و به این ماده وابسته می شود بعد از مدتی می بیند که دوباره باز همان احساسات در او پیدا شده ودیگر این ماده هم جواب نمی دهد وکاملا هم وابسته شده به آن به دنبال چیز دیگری می گردد وآن را در مواد های دیگری پیدا می کند وهمین طور ادامه می دهد زمانی که برایش مشکلی پیش میاد ونمی تواند مشکل را حل کند وبه دلیل غرور کاذب وخود خواهی از دیگرا ن هم کمک نمی گیرد می رود مواد بیشتری مصرف می کند فکر می کند مشکل حل شده است در حالی که مشکل سر جایش است حال امکان دارد که فرد به مواد مخدر روی نیاورد ووابسته به یک چیز دیگری شود ولی مسئله مورد نظرما اعتیاد به مواد مخدر است .

این خلاصه ای بود از مفهوم اعتیاد. اعتیاد بیماری لاعلاج،مزمن وپیشرونده است که اگر جلو پیشروی آن گرفته نشود منجر به مرگ ونیستی می شود بیماری اعتیاد از بین نمی رود ولی می توان جلو پیشروی آنرا بگیریم اعتیاد فقط مصرف مواد مخدر نیست آن چیزی که باعث می شود یک فرد وابسته یا معتاد به مواد مخدر شود بیماری اعتیاد است نه مواد مخدربعضی ها فکر می کنند که اعتیاد یعنی مصرف مواد مخدر ولی اعتیاد یعنی عادت و وابستگی حال به هر چیزی که باشد.

مثل اعتیاد به سکس ، قمار، طمع ، اینترنت و غیره..... هر فردی که دارای این بیماری باشد تعادل در زندگی او وجود ندارد در هر کاری افراط و تفریط میکند هر چیزی که به او لذت بدهد حتی اگر آنی باشد آن را انجام میدهد آنهم به شکل افراطی اختیارات زندگی را از دست میدهد و چیزی به اسم کنترل در تمام زمینه های زندگی ندارد و اراده خود را از دست میدهد.

در کل نتیجه میگیرم که اعتیاد یک بیماری روانی مثل سایر بیماری ها میباشد و میتوانیم جلوی آن را بگیریم یک فرد معتاد فکر میکند که اگر مواد مصرف نکند همه چیز درست شده ، اما اینطور نیست. باید قبل از هر چیز مشکل اصلی را حل کرد که این مشکل باعث شده فرد مواد مخدر را مصرف کند مشکل یک فرد معتاد از نظر خودش مواد مصرف کردن است در حالی که هزاران بار ترک کرده از لحاظ جسمی بهبود پیدا کرده اما همیشه فکر و ذکر او مصرف دوباره مواد بوده است و این فکر مربوط به قسمت روانی بیماری اعتیاد است پس باید اعتیاد را مهار کرد اول قطع مصرف مواد بعد مهار اعتیاد .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:0  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

کاربران عزیز میتوانند در این وبلاگ قدم های


وابستگی را بصورت اینترنتی کار کنند.


به قسمت پیوندهای وبلاگ (کارگاه قدم) بروید

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 8:41  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

گفتگو با فتح‌الله بيطرفان مردي که از اعتياد رها شد
من 55 ساله متولد 1380
اگر می‌شد کمر مرگ را شکست و صورتش را به زمین مالید، اگر می‌شد عفریت بدبختی را به زیر کشید و خوشبختی را تمرین کرد، اگر غیرتی می‌جوشید تا همه چیز دوباره از صفر شروع شود، اگر کنار خیابان خوابیدن و لولیدن میان آشغال‌ها و تحقیر شدن نهیب می‌زد و همت را به جوش می‌آورد، اگر دست و پا زدن در منجلاب، ترس غرق شدن را جدی می‌کرد و عشق به نجات را می‌جوشاند و اگر می‌شد در اوج مرگ زنده شد، آن وقت دنیا چه دوست داشتنی می‌شد.
وقتی می‌گویند مرده‌ها نمی‌توانند زنده شوند و آدم‌ها نمی‌توانند پوست بیندازند و دوباره متولد شوند، آدم خنده‌اش می‌گیرد.
فتح‌الله بیطرفان هم حتما به این حرف‌ها خندیده است، مردی 55 ساله، اسیر 30 سال اعتیاد، با قامتی بلند، موهایی کم‌پشت و سفید، لبخندی دائمی، نگاهی نجیب با چشم‌های پشیمان و درصدد جبران و صداقتی که ناخودآگاه محترمش می‌کند. او وقتی در فروشگاه کتابش که نوشته‌ها تا سقف آن خزیده‌اند، روی صندلی سفیدش می‌نشیند و بی‌غرور از دوره کودکی‌اش می‌گوید و اشک چشم‌ها و بغض گلویش خاطرات تلخ کارتن‌خوابی‌ها و دزدی‌ها و زباله‌گردی‌هایش را ناتمام می‌گذارد، باورش می‌کنم. حتی وقتی می‌گوید بعد از 30 سال در به دری و ذلیل اعتیاد بودن، با ترک یابویی جسم و روح پاک از نشئه و خمار و سیخ و سنگ و دود و زرورق‌اش را به مکه رسانده و با شنیدن نجوای اللهم لبیک مبهوت شده که من کجا و اینجا کجا؟ باز هم باورش می‌کنم. فتح‌الله حالا پاک است؛ مردی 55 ساله متولد 8 سال قبل که مو لای درز صداقت و اراده‌اش نمی‌رود.

از همان اولی که سراغ مواد رفتید برایم بگویید، از همان اول اول.

من در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم. مادر و پدرم خیلی دوست داشتند که من درس بخوانم اما اختلافاتی که بین من و مادرم بود و عاطفه‌ای که میانمان نبود، مرا به بیراهه کشاند. پدر و مادرم نمی‌توانستند با من ارتباط برقرار کنند. آنها مرا به مدرسه فرستادند. 7 سال هم رفتم اما فقط 3 کلاس بالا آمدم، آن هم با التماس‌ها و باج‌هایی که مادرم به مدیر و ناظم و معلم می‌داد.

مادرم تکیه‌کلامش «داداش» بود. به مسوولان مدرسه هم می‌گفت داداش. شاید همین داداش گفتن‌های او باعث شد مرا در مدرسه نگه دارند. پدرم وضع مالی خوبی داشت و خیلی به من می‌رسید اما ارتباط خوبی با هم نداشتیم. او فکر می‌کرد اگر بهترین میوه و لباس و خانه را برای خانواده تهیه کند، دیگر آنها هیچ چیزی لازم ندارند. الان بعد از 55 سال هنوز صدای پدرم در گوشم هست و هنوز از فتح‌الله گفتن او می‌ترسم. حالا او به من می‌گوید دوستت دارم، من هم می‌گویم دوستت دارم اما الان دیگر مثل بچگی‌هایم نمی‌خواهم با این حرف، کلاه سرش بگذارم و پول از او بگیرم.

اولین باری که مواد کشیدم، می‌خواستم برای کسی موادفروشی کنم و سهم فروشندگی‌ام را بگیرم. یک روز مردی که برایش مواد می‌فروختم، نیامد و مشتری‌هایش علاف شده بودند. برای همین رفتم در خانه‌اش. من فکر خماری مشتری‌ها نبودم. فقط می‌خواستم دستمزد فروشندگی‌ام را بگیرم. اما او از من پرسید «می‌کشی؟» من هم برای این که کم نیاورم، گفتم «آره می‌کشم».

من با نه گفتن مشکل داشتم. برای همین پای بساط نشستم و کشیدم. همان موقع که دود می‌گرفتم، با خودم گفتم من با بقیه معتادها فرق دارم، عاقلم، زرنگم، پسر فلانی‌ام، بچه تهرانم. این حرف‌ها را که با خودم می‌زدم در عین حال ترس هم داشتم. برای همین تا 2 سال دیگر سراغ مواد نرفتم. مشکل من این بود که نمی‌توانستم نه بگویم و همین مرا به گوشه خیابان کشاند. من عاشق محبت دیدن بودم، دنبال کسی که مرا دوست داشته باشد اما خانواده‌ام همیشه با من دعوا می‌کردند و فحش می‌دادند. وقتی می‌دیدم بچه‌ها با پدر و مادرشان به گردش می‌روند، آه می‌کشیدم.

پس کمبود محبت و این که نمی‌خواستید کم بیاورید، باعث اعتیادتان شد؟

کمبود محبت من باعث شد با آدم‌های بزرگ‌تر از خودم دوست شوم. اگر پدر و مادر به من محبت می‌کردند من دنبال کس دیگری نمی‌رفتم. دوستان بزرگ‌تر از خودم از من می‌خواستند که از جیب پدرم پول بردارم و با هم برویم سینما، پارک، باغ وحش. من هم که عقده تفریح داشتم، به حرف‌هایشان گوش می‌دادم. اهل ورزش هم نبودم و دوست داشتم بگردم و قمار کنم. حال که فکر می‌کنم، می‌بینم من از بچگی اعتیاد داشتم. آن وقت‌ها من از جیب پدرم دزدی می‌کردم و پول‌ها را خرج دوستانم می‌کردم که بگویند دمت گرم.

اولین باری که به قول خودتان دود گرفتید، چه حسی داشتید؟

اولین باری که این کار را کردم، همه بدبختی‌ها جلوی چشمم آمد؛ ولی از مصرف مواد هم احساس خوبی داشتم، یعنی هم مواد حال خوبی به من می‌داد و هم چون آدم‌های معتاد و عاقبت‌شان را زیاد دیده بودم، می‌ترسیدم.

احساس خوبی داشتم، یعنی دقیقا چه جور احساسی؟

مثلا روی ابرهای صورتی بودم، می‌توانستم ارتباط برقرار کنم، صحبت کنم، می‌توانستم عرض اندام کنم و چیزی که نبودم باشم. بعضی وقت‌ها فکر می‌کردم با این کارها بزرگ می‌شوم.

از کی رسما معتاد شد؟

از زمانی که زن گرفتم. من 18 ساله بودم که ازدواج کردم. پدر و مادرم می‌خواستند به مکه بروند؛ اما من گفتم زن گرفتن من واجب‌تر از مکه است. دلیل اصلی ازدواجم هم این بود که از آن خانواده فرار کنم. پدرم همیشه ما را می‌زد، مادرم دعوا می‌کرد و غش می‌کرد. به خاطر فرار از تنهایی هم بود که ازدواج کردم. می‌خواستم یک هم‌صحبت داشته باشم. فکر می‌کردم اگر زن بگیرم، همه مشکلاتم حل و تنهایی‌ام پر می‌شود؛ اما نمی‌دانستم دلیل تنهایی من چیزهای دیگری است. 6 ماه بعد از ازدواجم شروع به مصرف مواد کردم. آن موقع رفته بودم تا یک نفر را ترک بدهم؛ اما خودم گرفتار شدم. گفتم بیا امروز با هم بکشیم و از فردا با هم نکشیم.

یک سال بعد که معتاد شدم، پدرم برایم مغازه خرید. فکر می‌کرد با این کار از دوستانم جدا می‌شوم؛ اما نمی‌دانست مشکل من، کله خراب من است. بعد از آن اعتیادم بیشتر شد و به زندان افتادم. دوباره آزاد شدم و پدرم باز برایم یک مغازه خرید،‌چون فکر می‌کرد با این کار مشکل من حل می‌شود؛ اما من نمی‌توانستم مدیر خوبی برای مغازه باشم، چون یک چیزی که دستم می‌آمد خودم را با همان چیز بدبخت می‌کردم.

همسرم هم فکر می‌کرد اگر بچه‌دار شویم، اوضاع خوب می‌شود اما پس از تولد دخترم هم اوضاع فرقی نکرد. تازه آن موقع دنبال دزدی، دلالی و قاچاق‌فروشی رفته بودم. البته توان دزدی هم نداشتم. برای همین رفتم دنبال گدایی و زباله جمع‌کنی. یادم است یک روز در خیابان صفی‌علیشاه دست کردم داخل کیسه‌ای که پوشک بچه‌ درونش بود، چون مواد را دوست داشتم و می‌خواستم اول صبح اولین مواد را من بخرم تا این که یک روز از زور سرما با همان کیسه زباله‌ام رفتم در جلسه 12 گامی معتادان گمنام. آنجا من اولین معتاد پاک شده ایران را دیدم؛ ولی باورم نشد. یک روز هم دیدم فردی که ترک کرده، جلوی همه از خانواده‌اش می‌گوید. با خودم گفتم چه آدم بی‌غیرتی است که از زن و خواهر و مادرش می‌گوید، چون فکر می‌کردم معدن غیرت منم، با این که 5 سال بود از بچه‌ام خبر نداشتم و نمی‌دانستم کجاست و چه کار می‌کند.

تا این که یک روز رفتم کمپ سرخه حصار، نه برای ترک کردن چون دیگر امیدی نداشتم و همه چیزم را از دست داده بودم. من رفتم آنجا تا یک سقف بالای سرم باشد و تنها نباشم. یادم هست پاچه‌خاری می‌کردم تا مرا آنجا نگه دارند البته آنجا هم دزدی کردم و بیرونم کردند تا این که با التماس از آقای فروهر بنیانگذار جلسات دوازده‌گامی چند تا کتاب گرفتم تا بفروشم. او به من کتاب نمی‌داد چون من لیاقت چند تا کتاب را هم نداشتم.

پاک شدن من از همین جا شروع شد یعنی کاسبی می‌کردم و طبق دستورات جلسات دوازه‌گامی آویزان کسی نمی‌شدم. البته در دوره پاکی‌ام زیاد گرسنگی کشیدم. خوبی‌ام این بود که دستورات این جلسه را خوب گوش کردم و بهتر این که عمل کردم. کم‌کم کار کتاب‌فروشی‌ام هم گرفت. الان حدود 2000 عنوان کتاب دارم که برای 20 عنوان کتاب خودم سرمایه‌گذاری می‌کنم. من سی‌دی هم می‌فروشم و مرکز پخش کتاب مکمل بچه‌های دوازده‌گامی و خانواده در ایران و خارج کشور شده‌ام. الان خیلی‌ها با اسم فتح‌الله آشنا هستند.

برایمان از دوره کارتن‌خوابی‌ات بگویید.

(اشک امانش نمی‌دهد)‌ بگذار از دوره بی‌کسی‌ام بگویم. من پدر و مادر و خواهر و فامیل داشتم، اما هیچ کس را نداشتم و می‌رفتم توی خیابان می‌خوابیدم. یادم هست یکی از روزهایی که کنار خیابان خوابیده بودم، خانمی محجبه برایم غذا و پتویی تمیز و ملحفه شده آورد، اما از پتو استفاده نکردم و مواظب بودم کثیف نشود تا صبح آن را بفروشم و با پولش مواد بخرم.

من خیلی بدبختی کشیدم. سر چهارراه‌ها گدایی کردم، دزدی کردم، از کسانی که طلب کمک می‌کردم کتک خوردم و موقعی که کارتن‌خواب بودم به آدم‌هایی رو می‌انداختم که قبلا هیچ حسابشان نمی‌کردم. اعتیاد آدم را له و مچاله می‌کند.

ترک کردن کار سختی است؟ خیلی‌ها از ترک کردن می‌ترسند.

این ترس هنوز هم با من است. من چرا دزدی می‌کردم برای این که می‌ترسیدم فردا خمار بمانم، اما وقتی روی ترسم پا گذاشتم، موفق شدم.

کار سختی بود؟

خیر. فقط گام اول این است که نترسی و از کسانی که ترک کرده‌اند سوال کنی و حرف‌هایشان را گوش بدهی. نه دوست، نه خانواده و نه دوستانم هیچ کدام نتوانستند به من کمک کنند فقط شیوه ترک یابویی و حرف گوش کردن به من جواب داد.

به نظر من، مردی که معتاد می‌شود؛ اول از همه به زن و بچه‌اش ظلم می‌کند. حالا که پاک شده‌اید، بیشتر دلتان برای چه کسی می‌سوزد؟

الان دلم برای خانواده‌ام می‌سوزد اما خوشحالم که مادرم وقتی مرد که من 7 سال پاکی داشتم و من و دوستانم را باور می‌کرد. آن دوره در واقع من بیمار بودم، اما الان دارم با خدمت کردنم به جامعه، خسارت‌هایی را که به دیگران زده بودم، جبران می‌کنم. من با این‌که سواد ندارم به معتادها و خانواده‌هایشان مشاوره می‌دهم و به همدردهای خودم کمک می‌کنم.

آقای بیطرفان! حتما نظر ویژه‌ای نسبت به خدا داری، مثلا حسی که یک غریق به نجات غریق دارد، در این باره بگو.

همه اینهایی که گفتم، کار من نبود، کار خدای من بود. همیشه می‌گویم چرا من مثل خیلی از دوستانم به خاطر اعتیاد نمردم. فکر می‌کنم من باید زنده می‌ماندم تا یک روز اینجا باشم و به آدم‌هایی مثل خودم کتاب بدهم. خدا مرا نگه داشته تا به مردم خدمت کنم. اگر من نمردم یعنی خدا با من کار داشت. من فکر می‌کنم که معجزه‌ام، البته باید بگویم معجزه واقعی، دخترم است؛ ندا سرطان خون داشت، همه از او قطع امید کردند، اما خدا نجاتش داد. وقتی مکه رفتم و از هر طرف ندای لبیک اللهم لبیک می‌شنیدم، با خودم گفتم خدایا من چرا اینجا هستم (گریه، حرف‌هایش را قطع می‌کند).

من سپردن کارها به خدا را یاد گرفته‌ام و زندگی خیلی خوبی دارم. یک موقع اگر با من حرف می‌زدی، با صورت توی شیشه می‌کوبیدم اما الان با لطف خدا لقب من «آرامش» است، فتح‌الله آرامش.

اگر بخواهی با کسانی که هنوز معتاد نشده‌اند، اما وسوسه مواد ول‌کنشان نیست، حرف بزنی چه می‌گویی؟ فقط یاد بگیرید به کارهای خلاف «نه» بگویید، چون آخر این کارها گوشه زندان و خیابان و دربه‌دری است.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 20:0  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 


عکس های دیدنی از ایران ، 30 آبان 1392 (35 عکس)

گناه من چیست روی کره ی زمین؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 7:33  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

هشدار : مراقب الگو برداری کودکانمان باشیم

ظلم در حق کودکان (11 عکس)

ظلم در حق کودکان (11 عکس)

نمونه های دیدنی از عکاسی پرتره (67 عکس)

ظلم در حق کودکان (11 عکس)


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 13:51  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 


خدایا

من نه آنقدر خوبم که کمکم کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی

میان این دو گمم

هم خود را و هم تو را آزار می دهم

هرچه تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو می خواهی و

هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی

بی تو تنهای تنهایم

هیچگاه رهایم نکن.


آمین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 10:4  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

خداوند پاک است و دلهای پاک را دوست دارد.








بعد یه عمر دلواپسی تو کوچه های اشتباه
من موندمو وتاریکی ها یه دل پر از درد و گناه .

خسته شدم .خسته شدم از دست روزهای سیاه.

خورشید میخوام روشن کنه راهمو از تاریکیها

تاریکی ها تموم شدن نقش یه خورشید میبینم.

مثل قدیما نمیخواهم یه گوشه تنها بشینم.

امشب تازه یک سالمه. یک ساله که یارم خداست .

پیش بدیها نمیرم خوب میدونم خوبی کجاست.

امشب تازه یک سالمه یک ساله بین آدما .

اولشم آدم بودم اما نفهمیدم کجام.

امشب می خوایم از ته دل خدامونو صدا کنیم .

تو این راهی که اومدیم به عهدمون وفا کنیم.

میخواهیم بگیم که ای خدا آرامشو از ما نگیر .

تو زندون غصه و غم دلامونو نکن اسیر

میخوایم بگیم که ای خدا یه عمر میخوایم پاک بمونیم .

تا وقتی که تو رو داریم پاک میمونیم ما میتونیم.

دوای درد هممون پیدا شده تو این روزها.

از خودمو رها میشیم .دلو بدیم دست خدا.

...............................................

شمع هامونو روشن کنیم .خدامونو صدا کنیم.
ریشه خشم و نفرتو .از دلمون جدا کنیم

اول راه زندگی .با همه مهربون باشیم .

برای درد همدیگه مثل یه هم زبون باشیم.

روزهای تلخ رفته رو میخوایم فراموش بکنیم .

چراغ خونه غمو بیاین و خاموش بکنیم

اشک چشام راهی شدن .کی میگه از روی غمه.

اشک شوقن میریزن هر چی بریزن بازم کمه.

اول راه زندگی اول راه بودن .

تا کوچه دوازدهم دلامونو رسوندن.

شبای بی ستاره تون تموم شده شکر خدا .

خداوندا

خود را تقدیم تو میدارم با من کن و از من آن ساز آنچه خود اراده کنی

از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم

مشکلاتم را از من بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد.

برای کسانی که با قدرت تو . راه تو و عشق تو یاریشان خواهم داد.

باشد که همیشه بر اراده تو گردن نهم.

آمین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 8:58  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 


مصرف و اعتیاد به شیشه و کراک و تاثیر بر دهان و دندان


مصرف و اعتیاد  به شیشه و کراک و تاثیر بر دهان و دندان

بعضی ها در هر لبخند، یک ردیف دندان سیاه در دهانشان نمایان می شود. خیلی ها در چنین مواقعی، اولین حدسشان این است که طرف، معتاد است...

به بازار آمدن مواد مخدر و محرک جدیدی مانند شیشه و کراک و عوارض وحشتناکی که بر دهان و دندان می گذارند، خیلی از متخصصان را به این فکر انداخته است که کشف کنند این مواد با چه مکانیسمی بافت های زنده دهان و دندان را تخریب می کنند. با دکتر دنیا صدری، دانشیار بخش آسیب شناسی فک و دهان دانشکده دندان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تهران، درباره همین موضوع گفت وگو کرده ایم.

▪ خانم دکتر! چرا وضعیت دهان و دندان بیشتر معتادان، مخصوصا معتادان به مواد مخدر و محرک جدیدی مانند کراک و شیشه، اینقدر وحشتناک است؟

در مطالعاتی که چندی پیش در بخش آسیب شناسی دهان واحد دندان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی روی ضایعات دهانی مصرف کنندگان داروهای روان گردان متاآمفتامین (کراک، کریستال، شیشه و...) صورت گرفت، مشخص شد این داروها اثرات مخرب و جبران ناپذیری روی سلامت دهان و دندان مصرف کنندگان ایجاد می کنند. متاآمفتامین، پودری شیشه ای، سفید، بدون بو و تلخ مزه است که به راحتی در آب و الکل حل می شود؛ به شدت اعتیادآور است و از طریق تدخین، استنشاق، بلع و تزریق داخل وریدی استفاده می شود و چون برخلاف سایر مواد مخدر، مصرف آن آسان و بدون نیاز به لوازم و ادوات خاصی است، ابعاد مشکلات آن نیز گسترده تر است.

▪ این مواد از کجا سروکله شان پیدا شده؟

آمفتامین ها در ابتدا برای درمان افسردگی های مقاوم به درمان، نارکولپسی (اختلالات خواب)، مشکلات تمرکز حواس و کاهش وزن استفاده پزشکی داشته اند و اولین بار در سال ۱۸۹۳ میلادی به صورت غیرقانونی در ژاپن ساخته شدند و امروزه با عناوین تجاری کراک، کریستال، شیشه و... شناخته می شوند. تاثیر شیمیایی این مواد از طریق آزاد کردن دوپامین در مغز است که نتیجه اش احساس لذت، افزایش تمرکز حواس، احساس پرانرژی بودن، پرحرفی و احساس سرخوشی است.

این داروها اشتها را به شدت کاهش می دهند و به افزایش تمایلات جنسی منجر می شود و به همین دلیل، گروه هدف آن عمدتا جوانان هستند. آمفتامین ها با جلوگیری از حذف مجدد نوراپی نفرین، قدرت سمپاتیک را نیز افزایش می دهند و باعث تپش قلب، افزایش فشار خون و تنفس سریع می شوند. عوارض روانی سوءمصرف این مواد عبارتند از: اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، توهم، تغییرات ناگهانی روانی و رفتار خشونت آمیز. قدرت اعتیادآوری این دارو از کوکائین نیز بیشتر است؛ چراکه میزان بقای کوکائین در بدن بعد از مصرف ۸ تا ۲۰ دقیقه است ولی متاآمفتامین ها ۶ تا ۸ ساعت دربدن باقی می مانند.

علایم سیستمیک متاآمفتامین از جمله تخریب کبد و کلیه، کاهش دمای بدن، سوءتغذیه، کاهش قدرت سیستم ایمنی، درد قفسه سینه، سکته قلبی، عرق شدید، احساس بی حسی پوست، تنفس کوتاه و تند، عدم کنترل حرکات ماهیچه ای، افزایش فشارخون، تخریب عروق مغزی و سکته های مغزی است.

▪ این مواد چه ضایعاتی در دهان و دندان مصر ف کنندگان ایجاد می کنند؟

ضایعات دهانی مصرف کنندگان متاآمفتامین شامل خشکی دهان، بهداشت نامناسب دهان و دندان، احساس مزه بددهان، ایجاد پوسیدگی های گسترده دندانی در سطح گونه ای دندان ها و مناطق بین دندانی و همچنین انقباضات عضلات جونده است که به دندان قروچه و سایش های متعدد دندانی و نیز بیماری های پریودونتال (لثه) و مشکلات مفصل (فکی گیجگاهی) منجر می شود.

▪ با وجود این همه تخریبی که این مواد در دهان و دندان ایجاد می کنند، آیا این ضایعات قابل درمان و ترمیم اند یا نه؟

شرط اصلی درمان، توقف کامل مصرف این مواد است و بعد از آن به این افراد توصیه می شود روزانه ۸ تا ۱۰ لیوان آب بنوشند؛ از مصرف تنباکو، نوشابه های الکلی و کافئین دار خودداری کنند؛ بهداشت دهان و دندان شان را رعایت کنند؛ وضعیت تغذیه خود را بهبود بخشند و همچنین با استفاده از محصولات حاوی فلوراید (ژل، دهانشویه و...) از گسترش پوسیدگی های دندانی پیشگیری کنند.

▪ شما به این افراد برای رفتن به مطب دندان پزشکی چه توصیه ای دارید؟

افراد معتاد به این مواد، معمولا مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی و پارانویا (بدبینی) دارند و برای تخفیف اضطراب درمان های دندان پزشکی، این مواد را قبل از مراجعه به دندان پزشک مصرف می کنند. پیش از توصیه به این افراد، من به دندان پزشکان توصیه می کنم با علایم دهانی مرتبط با سوءمصرف روان گردان ها، عوارض بالینی و خطرات پزشکی حین درمان در این بیماران به خوبی آشنا شوند و ضمن مصاحبه و معاینه بیمار به بررسی علایم ناشی از سوءمصرف بپردازند؛ چرا که استفاده از بی هوشی عمومی یا بی حسی موضعی با داروهای دارای اپی نفرین یا نیتریک اکساید در افرادی که بیش از ۶ ساعت از سوءمصرف دارو در آنها نگذشته است، می تواند به ایست قلبی و مرگ ناگهانی منجر شود. همچنین این افراد ممکن است به دلیل رفتارهای پرخطر، ناقل بیماری های خطرناکی مانند ایدز و هپاتیت باشند.

▪ در ایران، آمار این افراد معتاد چقدر است و اصلا چقدر احتمال دارد به مطب دندان پزشکان مراجعه کنند؟

سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۹ تخمین زد که درسراسر دنیا ۳۵ میلیون نفر درگیر سوءمصرف روان گردان ها هستند که 10/5 میلیون نفر آنها در ایالات متحده آمریکا ساکن هستند. از لحاظ جهانی ایالات متحده آمریکا، مکزیک، آمریکای جنوبی، خاورمیانه، کشورهای عربی، آسیا و استرالیا بیشترین درگیری را با این مواد دارند. ایران چون از نظر جغرافیایی در منطقه خاورمیانه قرار دارد و چون جوانان بخش عمده ای از هرم سنی جمعیتش را شامل می شوند، از کشورهای در معرض خطر است و به گزارش مقامات مسوول، تغییر مصرف مواد مخدر سنتی به سمت مواد نوپدید در سال گذشته ۱۴ درصد افزایش داشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 11:46  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

«همایون هاشمی» روز سه شنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: سازمان بهزیستی معرفی معتادان را به مراکز تحت پوشش برای درمان و بستری آنها به صورت رایگان انجام می دهد.

وی خاطر نشان کرد: این سازمان از خانواده های معتاد و قشرهای کم درآمد نیازمند نیز حمایت جدی می کند.

رییس سازمان بهزیستی کشور تصریح کرد، افراد معتادی که از طول عمر بهبودی آنها دو سال می گذرد، زیر نظر این سازمان بیمه می شوند و برای این امر سهمی از مشارکت های مردمی، پنج درصد از سهم مسکن و اشتغال سازمان نیز در نظر گرفته شده است.

وی گفت: تحت حمایت قرار دادن این افراد به منظور پویایی و ماندگاری آنان در مسیر بهبودی انجام می شود.

هاشمی تصریح کرد، سازمان بهزیستی سال گذشته مبالغی را برای حمایت از خانواده های معتاد و مشکلات معیشتی آنها در نظر گرفت که خوشبختانه امسال این رقم تا 30 درصد افزایش یافته است.

رییس سازمان بهزیستی بدون اشاره به مبلغ حمایتی این سازمان برای خانواده های معتاد تصریح کرد، سازمان بهزیستی از خانواده های بی بضاعت، دارای معلولیت و همچنین در معرض آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد حمایت می کند.

وی با بیان اینکه تا کنون گزارشی از نپذیرفتن معتادان معرفی شده به کمپ های ترک اعتیاد به سازمان گزارش نشده است، افزود: هر بیمار متقاضی ترک که به کمپ ها مراجعه کند، براساس استاندارد ها باید پذیرش شود و در پذیرش ها سلیقه ای عمل نخواهد شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت 10:57  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

،شیشه از خانواده آمفتامین‌هاست که از سال 1384 وارد کشور شد. تبلیغات دروغین در ‌خصوص عدم اعتیادآور بودن آن باعث افزایش میزان مصرف آن توسط جوانان شد.

مخدرها و محرکهای صنعتی در واقع ترکیبی از مواد سنتی با مواد شیمیایی هستند که به علت ترکیب شیمیایی که دارند، سیستم مرکزی اعصاب را تحریک کرده، باعث بروز نوعی تشنج و حرکات غیر قابل کنترل می‌شوند.

این مواد روانگردان جدید از جمله شیشه به دلیل مصرف آسان، بی بو و بی دود بودن مورد استقبال گسترده جوانان قرار گرفته‌ و متأسفانه به علت خاصیت بی‌اشتهایی که می آورد موج بالایی از مصرف را در میان زنان به منظور لاغری نیز ایجاد کرده است.

معتاد شیشه‌ای از تجربه اولین مصرفش می‌گوید

ع.ر معتاد شیشه‌ای است که از 27 سالگی مصرف شیشه را آغاز کرده و سه سال و نیم است که پاک شده است.

وی در مورد اولین مصرف خود می‌گوید ابتدا مصرف‌کننده تریاک بودم و برای ترک آن به سمت شیشه رفتم. به مرور شیشه مصرف می‌کردم تا اینکه متوجه تغییر نگاه اطرافیان شدم در حالی که 10 سال تریاک می‌کشیدم اما کسی نفهمید ولی کمتر از 5 ماه شیشه نکشیده بودم که همه فهمیدند چون رفتارم تغییر کرده بود و بی‌خواب شده بودم.

وی می‌گوید: 11 شب به خانه می‌آمدم اما انگار اول صبح بود. تعمیرات موبایل و کارهای فنی سخت انجام می‌دادم تا ساعتم طی شود. از کارهای سخت و ظریف لذت می‌بردم.

این معتاد شیشه‌ای می‌گوید: بعد از مصرف شیشه به قدری تندخو و پرخاشگر شده بودم که همسر و فرزندم جرئت نمی‌کردند به سمتم بیایند. پس از دو سال مصرف دچار توهمات شدید شدم. فکر می‌کردم کسی من را تعقیب می‌کند و مراقبم است.

وی می‌افزاید: با این وجود هیچ وقت همسرم به رویم نیاورد و همیشه من را حمایت می‌کرد حتی او من را برای ترک ترغیب می‌کرد. اما من فکر می‌کردم معتاد نیستم به نظرم فردی معتاد بود که توی خیابان و پارک می‌خوابید.

وی می‌گوید: مصرف شیشه اختلالات جنسی برایم ایجاد کرده بود و روزهای سختی را تجربه می‌کردم. روزی یک گرم شیشه مصرف می‌کردم و برای تهیه آن حتی راحت‌تر از تریاک بودم به کسی زنگ می‌زدم و 10 دقیقه‌ای برایم می آورد.

این معتاد ادامه می‌دهد: برای اینکه در هزینه‌ها و وقتم صرفه‌جویی کنم پایپ را خودم می‌ساختم. زمانی که همسرم از منزل خارج می‌شد از لوله‌های لوستر استفاده می‌کردم و چون دیده بودم که چگونه به شیشه‌ دیگری وصل می‌شود به راحتی آن را درست می‌کردم. مصرفم به حدی شده بود که هر دو ساعت مصرف می‌کردم و هر بار هم نیم ساعت طول می‌کشید.

قبل از مصرف بداخلاق می‌شدم و تا مدتی آرام بودم. در زمان اعتیاد همکارانم از دستم فرار می‌کردند و در جلسات اداره هم شرکت نمی کردم چون فکر می‌کردم ظاهرم نشان می‌دهد که معتادم.

جوانی که آرزوی پولدار شدن او را کارتن‌خواب کرد

ایمان. پسری 25 ساله است که از تجربه مصرف شیشه‌اش می‌گوید.

او می‌گوید: در یک رستوران کار می‌کردم و به پول زیادی نیاز داشتم. یکی از دوستانم به من پیشنهاد داد اگر شیشه را مصرف کنم کار یک هفته‌ای را در یک روز انجام می‌دهم. او می‌گفت شیشه اعتیاد ندارد اما این گونه نبود.

ایمان هیچ وقت بار اول مصرف را یادش نمی‌رود آن قدر انرژی داشته که نمی‌دانسته چه کند به قول خودش 48 ساعت به خانه نرفته و غذای 2 روز دیگر رستوران را هم آماده کرده است.

وی می‌افزاید: دست خودم نبود نمی‌شد سرجایم بنشینم تمام رستوران را 3 نیمه شب شستم. اما پس از 48 ساعت از مصرف دوباره انرژی من تمام می‌شد و میل کشیدنم بر می‌گشت. حتی یک بار به شمال رفتم و به دلیل مصرف شیشه، 72 ساعت چیزی نخوردم. خسته بودم اما نمی‌توانستم بخوابم چون انرژی غیرقابل درکی در من وجود داشت.

وی می‌گوید: در این شرایط خیلی اذیت می‌شدم بعد از مصرف و تمام شدن اثر آن، تا یک هفته اعصابم خورد بود چون هر روز به دلیل گران بودنش نمی‌توانستم شیشه بخرم.

ایمان می‌گوید: وقتی اثر شیشه می‌رفت با کوچکترین اتفاقی داد و بیداد می‌کردم در خانه نمی‌ماندم و بیرون می‌زدم به ماشین‌های خیابان و آدم‌های اطراف آسیب می‌رساندم اما بعدش ناراحت رفتارم می‌شدم که چرا این کار را کردم.

وی در مورد توهماتش می‌گوید: صداهای زیادی می‌شنیدم و افراد زیادی را می‌دیدم که مدام مرا تعقیب می‌کنند این افراد آشنا نبودند اما می‌دیدم که توی ماشین بغلی نشسته‌اند و من را می‌پایند.

ایمان می‌افزاید: آخرین روزهای مصرفم کارتن‌خواب شده بودم و حسرت خوردن یک وعده غذای مادرم را داشتم. حتی یک سال به خانه خواهرم نرفتم و فقط با رفقایم بودم به همین دلیل از خانواده طرد شده بودم. پسری که بچه آخر خانواده بود و ارتباط صمیمی با پدر و مادرش داشت دیگر آنها را نمی‌دید تا اینکه همه این شرایط مرا وادار به ترک کرد.

توهماتی که تمامی نداشت

بهرام.م جوان دیگری است که از تجربه مصرف شیشه‌اش می‌گوید، 18ساله بوده که توی دوران سربازی با تریاک آشنا شده و تا 27 سالگی شیشه‌ای حرفه‌ای شده است.

وی که اکنون 3 سال است پاک شده می‌گوید: برای ترک تریاک که خودم اقدام به آن کردم،حال وخیمی داشتم که یکی از دوستانم پیشنهاد داد برای خلاصی از این اوضاع شیشه مصرف کنم.هیچ وقت یادم نمی‌ره انگار کسی داشت منو از زمین بلند می‌کرد، من واقعاً اینو حس کردم، موهام سیخ شده بود و انگار یکی از موهام منو بلند می‌کرد.

این معتاد شیشه ای می‌گوید: اینجوری شد که هفته‌ای یکی تا دو بار شیشه مصرف کردم. 3، چهار ماه نشد که یک معتاد شیشه‌ای کامل شده بودم چون شیشه سیر صعودی سریعی داره و زودتر از مشتقات مرفین به بدن اثر می‌ذاره.پس به خودم اومدم و دیدم هر روز دارم شیشه می‌کشم و یه مصرف کننده حرفه‌ای شدم.

بهرام می افزاید: شکاک شده بودم، هر روز با نامزدم دعوا می‌کردم، بهش می‌گفتم کجا رفتی، چرا نشستی، پرخاشگر شده بودم، من که سرمو جلوی پدر و مادرم بلند نمی‌کردم با پدرم درگیر می‌شدم، توی روشون می‌ایستادم، شب‌ زنده‌دار شده بودم، صبح تا شب می‌کشیدم، شب تا صبح بیدار بودم.

وی از بزرگترین توهمش می گوید که 2هفته دنبال قاتل پدرش گشته است و می گوید: توهم، شروع و پایان خاصی نداره بستگی به فازش داره، مهمونی بری توهمش فرق می‌کنه. فاز پرواز می‌گیری، گاوهای صورتی رو می‌بینی که دارن پرواز می‌کنن.خوابایی می‌دیدم که از این دنیا پرواز می‌کنم به اون دنیا سلوک دارم.

بهرام می افزاید:تخریبی که توی 2 تا 3 سال مصرف شیشه کشیدم خیلی زیاد بود. اغراق نکنم هر سال مصرف شیشه با 10 سال تریاک برابری می‌کند.

وی می‌گوید: اما الان سه ساله که پاکم و از تاریکی به سمت روشنایی حرکت کردم، قدر روشنایی رو می‌دونم چون تاریکی رو خوب لمس کردم.

جوانان سرگرمی ندارند، دنبال شیشه می‌روند

حسین دژاکام، دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در مورد مصرف شیشه می گوید: حدود 10 سالی است که شیشه وارد بازار کشور شده و من در طول این چندین دهه گذشته ماده‌ای خطرناک‌تر از شیشه ندیده‌ام.

وی در مورد دلیل مصرف آن می‌گوید: در وهله اول اعتیاد برای رشد بستر می‌خواهد. زمانی که امکانات تفریحی و ورزشی مناسب نیست یک جوان باید چه کار کند می‌خواهد به استخر برود باید 20 هزار تومان هزینه کند. اما با 2 هزار تومان شیشه می‌گیرد و در اقیانوس ذهنش شنا می‌کند.

دژاکام ادامه می‌دهد: سرگرمی وجود ندارد و اگر هم هست گران است در نتیجه اعتیاد بیشتر می‌شود. از طرف دیگر مواد مخدر جذابیت دارند. فکر نکنید افرادی که به سراغشان می‌رود به اصطلاح معروف کله‌شان باد دارد. بلکه به دلیل جذابیت و آگاهی نداشتن از عوارض، آن را تجربه می‌کند.

دژاکام در مورد قرص اکس نیز می‌گوید: زمانی که این قرص آمد کسی اطلاعاتی نداد اما وقتی که جمع شد و از مد افتاد در موردش صحبت‌ها کردند. در مورد شیشه هم اطلاع‌رسانی مناسب نمی‌کنند حتی عده ای می‌گویند اعتیاد ندارد در حالی که این یک ترفند است.

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 ادامه می‌دهد: مصرف شیشه در افراد باعث می‌شود تمرکزشان در ابتدا قوی‌تر شود اما به مرور این تمرکز از بین می‌رود و فرد را به جنون، می‌کشاند. دقت را در ابتدا زیاد می‌کند اما تا جایی پیش می‌رود که مصرف‌کننده فکر می‌کند با جهان ماورء‌الطبیعه در ارتباط است.

شیطان در وجود زنم نفوذ کرده است

دژاکام می‌افزاید: حتی برخی مصرف‌کنندگان می‌گویند آمده‌اند تا جامعه را اصلاح کنند و برخی معتقدند شیطان در وجود بچه و زنشان نفوذ کرده و دست به جنایت می‌زنند.

وی می‌گوید: شیشه به مرور زمان آدم را از پا می‌اندازد مصرف آن مانند سیگار است به جایی می‌رسد که فرد، پایپ را به دستش می‌گیرد و هر 10 دقیقه مصرف می‌کند در واقع شیشه مثل بنزین و روزنامه یک لحظه گُر می‌گیرد و سریع هم خاموش می‌شود.

شیشه، 5ساله فرد را کَله می‌کند

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 می گوید: تاکنون مصرف‌کننده شیشه زیر 20 سال ندیده ام. معمولاً بیماران مراجعه‌کننده 23 سال به بالا بوده‌اند. افرادی را دیده ام که در سن 50 سالگی مصرف را شروع کرده‌اند. مصرف‌ شیشه 5 سال بیشتر فرد را سرپا نگه‌نمی‌دارد و پنجساله فرد را کَله می‌کند.

دژاکام ادامه می‌دهد: فرد مصرف‌کننده کراک، هروئین و تریاک خودش را معتاد می‌داند اما متأسفانه فرد شیشه‌ای خود را معتاد نمی‌بیند و می‌گوید فقط تحت کنترل است.

معتاد شیشه‌ای با چاقو چشم خود را تخلیه کرد

وی می‌افزاید: در این سالها معتادان بسیاری را دیده‌ که دچار توهمات شدیدی شده بودند. یکی از بیماران می‌گفته در چشمش دستگاهی کار گذاشته‌اند که هر چه می‌بیند و انجام می‌دهد را ضبط می‌کند. به همین دلیل با چاقو چشم خود را تخلیه کرده بود چون فکر می‌کرد در چشمش دوربین کار گذاشته‌اند.

دژاکام ادامه می‌دهد: این افراد خدا نکند که همسر هم داشته باشند چرا که سوء‌ظن شدید پیدا می‌کنند و دست به اعمال وحشیانه می‌زند.

یک گله مگس در سرم ویراژ می‌دهند

وی می گوید: حتی فردی می گفت به دلیل توهمات و صداهایی که در سرش احساس می کرده انگار گله‌ای از حشراتی مثل مگس در سرش وجود داشته است.

وی می‌افزاید: در حال حاضر متأسفانه مصرف‌کنندگان شیشه به دلیل خاصیت بی‌بویی و بی‌دودی این ماده را به راحتی در دانشگاه و سرباز‌خانه مصرف می‌کنند و به اصطلاح خودشان ماده یک، دو، سه است. مصرف شیشه بین همکلاسی‌های دانشگاهی بسیار شایع شده و به راحتی به هم تعارف می‌کنند اما نمی‌دانند که با اولین مصرف در جریان آن قرار گرفته و برای مصرف مجدد مشتاق می‌شوند.

معتادان شیشه‌‌ای چه توهمی دارند

وی اختلال خواب را از نشانه‌های بارز این معتادان می‌داند و ادامه می دهد: معتادان شیشه‌ای سوءظن‌های شدید پیدا می‌کنند و دچار توهم می‌شوند اغلب صداهایی می‌شنوند و با اشخاص توهمی هم حرف می‌زنند.

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 برای آشنایی خانواده‌ها با این ماده مخدر می‌گوید: شیشه مثل ذرات یخ است اما کمی نسبت به آن کدر است پایپ نیز که شیشه در آن حرارت می‌بیند یک حباب شیشه‌ای است که کوچکتر از توپ پینگ‌پنگ است و میله‌ای مانند نی خودکار به آن وصل است و برای حرارت دادن آن از فندک‌هایی که به اصطلاح اتمی می‌گویند استفاده می‌کنند.

دژاکام می‌گوید: قتل‌ها و جنایت‌هایی که توسط معتادان شیشه‌ای رخ می‌دهد به دلیل توهمی است که به سراغ آنها می‌آید طی یکسال گذشته مصرف شیشه به حدی افزایش یافته که در سال گذشته و در مجموعه ما مقام سوم را پس از تریاک و هروئین داشت اما اکنون مقام دوم را پس از تریاک دارد.

زنان معتاد خانه‌دار و خانواده‌دار هستند

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در مورد مصرف شیشه در زنان نیز می‌گوید: زنانی که برای ترک مراجعه می‌کنند. برچسبی به چهره ندارند که مشخص شود معتاد هستند خانه‌دار و خانواده‌دار هستند و خیلی ها هم کارمند و دانشجو هستند و فرقی نمی‌کند که تحصیلکرده باشند یا نه چرا که ماده مخدر همه را به یک چشم می‌بیند.

دژاکام همچنین در مورد ارزان شدن شیشه و افزایش مصرف آن می‌گوید: در گذشته افراد کمی می‌توانستند آن را وارد و تولید کنند بعد از اینکه برخی افراد اقدام به درست کردن آن در آشپزخانه‌های زیرزمینی کردند باید عملیاتی در خلاء انجام می‌شد که نشد و از زمانی که مواد نامرغوب هم به شیشه افزوده شد عوارض و آسیب‌های بیشتری به مصرف‌کنندگان وارد شد.

استفاده از اسید لوله بازکنی(چنته) در شیشه

وی ادامه می‌دهد: از داروهای مرغوب در شیشه استفاده نمی‌کنند بلکه از اسید‌هایی که دارویی نیست مانند اسید لوله‌باز کن (چنته) استفاده می‌کنند که تخریب‌های بسیار و حتی مرگ و میر این افراد را به دنبال داشته است.

وی می‌گوید: در گذشته شیشه گرمی 200 هزار تومان بود اما چون دست زیاد شده 8 هزار تومان هم یافت می‌شود و مثل مواد مخدر معمولی به فروش می‌رسد. اینکه می‌گویند جوانان و زنان برای لاغری به آن رو می‌آورند درست است چون اشتها را کور می‌کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 13:7  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

،شیشه از خانواده آمفتامین‌هاست که از سال 1384 وارد کشور شد. تبلیغات دروغین در ‌خصوص عدم اعتیادآور بودن آن باعث افزایش میزان مصرف آن توسط جوانان شد.

مخدرها و محرکهای صنعتی در واقع ترکیبی از مواد سنتی با مواد شیمیایی هستند که به علت ترکیب شیمیایی که دارند، سیستم مرکزی اعصاب را تحریک کرده، باعث بروز نوعی تشنج و حرکات غیر قابل کنترل می‌شوند.

این مواد روانگردان جدید از جمله شیشه به دلیل مصرف آسان، بی بو و بی دود بودن مورد استقبال گسترده جوانان قرار گرفته‌ و متأسفانه به علت خاصیت بی‌اشتهایی که می آورد موج بالایی از مصرف را در میان زنان به منظور لاغری نیز ایجاد کرده است.

معتاد شیشه‌ای از تجربه اولین مصرفش می‌گوید

ع.ر معتاد شیشه‌ای است که از 27 سالگی مصرف شیشه را آغاز کرده و سه سال و نیم است که پاک شده است.

وی در مورد اولین مصرف خود می‌گوید ابتدا مصرف‌کننده تریاک بودم و برای ترک آن به سمت شیشه رفتم. به مرور شیشه مصرف می‌کردم تا اینکه متوجه تغییر نگاه اطرافیان شدم در حالی که 10 سال تریاک می‌کشیدم اما کسی نفهمید ولی کمتر از 5 ماه شیشه نکشیده بودم که همه فهمیدند چون رفتارم تغییر کرده بود و بی‌خواب شده بودم.

وی می‌گوید: 11 شب به خانه می‌آمدم اما انگار اول صبح بود. تعمیرات موبایل و کارهای فنی سخت انجام می‌دادم تا ساعتم طی شود. از کارهای سخت و ظریف لذت می‌بردم.

این معتاد شیشه‌ای می‌گوید: بعد از مصرف شیشه به قدری تندخو و پرخاشگر شده بودم که همسر و فرزندم جرئت نمی‌کردند به سمتم بیایند. پس از دو سال مصرف دچار توهمات شدید شدم. فکر می‌کردم کسی من را تعقیب می‌کند و مراقبم است.

وی می‌افزاید: با این وجود هیچ وقت همسرم به رویم نیاورد و همیشه من را حمایت می‌کرد حتی او من را برای ترک ترغیب می‌کرد. اما من فکر می‌کردم معتاد نیستم به نظرم فردی معتاد بود که توی خیابان و پارک می‌خوابید.

وی می‌گوید: مصرف شیشه اختلالات جنسی برایم ایجاد کرده بود و روزهای سختی را تجربه می‌کردم. روزی یک گرم شیشه مصرف می‌کردم و برای تهیه آن حتی راحت‌تر از تریاک بودم به کسی زنگ می‌زدم و 10 دقیقه‌ای برایم می آورد.

این معتاد ادامه می‌دهد: برای اینکه در هزینه‌ها و وقتم صرفه‌جویی کنم پایپ را خودم می‌ساختم. زمانی که همسرم از منزل خارج می‌شد از لوله‌های لوستر استفاده می‌کردم و چون دیده بودم که چگونه به شیشه‌ دیگری وصل می‌شود به راحتی آن را درست می‌کردم. مصرفم به حدی شده بود که هر دو ساعت مصرف می‌کردم و هر بار هم نیم ساعت طول می‌کشید.

قبل از مصرف بداخلاق می‌شدم و تا مدتی آرام بودم. در زمان اعتیاد همکارانم از دستم فرار می‌کردند و در جلسات اداره هم شرکت نمی کردم چون فکر می‌کردم ظاهرم نشان می‌دهد که معتادم.

جوانی که آرزوی پولدار شدن او را کارتن‌خواب کرد

ایمان. پسری 25 ساله است که از تجربه مصرف شیشه‌اش می‌گوید.

او می‌گوید: در یک رستوران کار می‌کردم و به پول زیادی نیاز داشتم. یکی از دوستانم به من پیشنهاد داد اگر شیشه را مصرف کنم کار یک هفته‌ای را در یک روز انجام می‌دهم. او می‌گفت شیشه اعتیاد ندارد اما این گونه نبود.

ایمان هیچ وقت بار اول مصرف را یادش نمی‌رود آن قدر انرژی داشته که نمی‌دانسته چه کند به قول خودش 48 ساعت به خانه نرفته و غذای 2 روز دیگر رستوران را هم آماده کرده است.

وی می‌افزاید: دست خودم نبود نمی‌شد سرجایم بنشینم تمام رستوران را 3 نیمه شب شستم. اما پس از 48 ساعت از مصرف دوباره انرژی من تمام می‌شد و میل کشیدنم بر می‌گشت. حتی یک بار به شمال رفتم و به دلیل مصرف شیشه، 72 ساعت چیزی نخوردم. خسته بودم اما نمی‌توانستم بخوابم چون انرژی غیرقابل درکی در من وجود داشت.

وی می‌گوید: در این شرایط خیلی اذیت می‌شدم بعد از مصرف و تمام شدن اثر آن، تا یک هفته اعصابم خورد بود چون هر روز به دلیل گران بودنش نمی‌توانستم شیشه بخرم.

ایمان می‌گوید: وقتی اثر شیشه می‌رفت با کوچکترین اتفاقی داد و بیداد می‌کردم در خانه نمی‌ماندم و بیرون می‌زدم به ماشین‌های خیابان و آدم‌های اطراف آسیب می‌رساندم اما بعدش ناراحت رفتارم می‌شدم که چرا این کار را کردم.

وی در مورد توهماتش می‌گوید: صداهای زیادی می‌شنیدم و افراد زیادی را می‌دیدم که مدام مرا تعقیب می‌کنند این افراد آشنا نبودند اما می‌دیدم که توی ماشین بغلی نشسته‌اند و من را می‌پایند.

ایمان می‌افزاید: آخرین روزهای مصرفم کارتن‌خواب شده بودم و حسرت خوردن یک وعده غذای مادرم را داشتم. حتی یک سال به خانه خواهرم نرفتم و فقط با رفقایم بودم به همین دلیل از خانواده طرد شده بودم. پسری که بچه آخر خانواده بود و ارتباط صمیمی با پدر و مادرش داشت دیگر آنها را نمی‌دید تا اینکه همه این شرایط مرا وادار به ترک کرد.

توهماتی که تمامی نداشت

بهرام.م جوان دیگری است که از تجربه مصرف شیشه‌اش می‌گوید، 18ساله بوده که توی دوران سربازی با تریاک آشنا شده و تا 27 سالگی شیشه‌ای حرفه‌ای شده است.

وی که اکنون 3 سال است پاک شده می‌گوید: برای ترک تریاک که خودم اقدام به آن کردم،حال وخیمی داشتم که یکی از دوستانم پیشنهاد داد برای خلاصی از این اوضاع شیشه مصرف کنم.هیچ وقت یادم نمی‌ره انگار کسی داشت منو از زمین بلند می‌کرد، من واقعاً اینو حس کردم، موهام سیخ شده بود و انگار یکی از موهام منو بلند می‌کرد.

این معتاد شیشه ای می‌گوید: اینجوری شد که هفته‌ای یکی تا دو بار شیشه مصرف کردم. 3، چهار ماه نشد که یک معتاد شیشه‌ای کامل شده بودم چون شیشه سیر صعودی سریعی داره و زودتر از مشتقات مرفین به بدن اثر می‌ذاره.پس به خودم اومدم و دیدم هر روز دارم شیشه می‌کشم و یه مصرف کننده حرفه‌ای شدم.

بهرام می افزاید: شکاک شده بودم، هر روز با نامزدم دعوا می‌کردم، بهش می‌گفتم کجا رفتی، چرا نشستی، پرخاشگر شده بودم، من که سرمو جلوی پدر و مادرم بلند نمی‌کردم با پدرم درگیر می‌شدم، توی روشون می‌ایستادم، شب‌ زنده‌دار شده بودم، صبح تا شب می‌کشیدم، شب تا صبح بیدار بودم.

وی از بزرگترین توهمش می گوید که 2هفته دنبال قاتل پدرش گشته است و می گوید: توهم، شروع و پایان خاصی نداره بستگی به فازش داره، مهمونی بری توهمش فرق می‌کنه. فاز پرواز می‌گیری، گاوهای صورتی رو می‌بینی که دارن پرواز می‌کنن.خوابایی می‌دیدم که از این دنیا پرواز می‌کنم به اون دنیا سلوک دارم.

بهرام می افزاید:تخریبی که توی 2 تا 3 سال مصرف شیشه کشیدم خیلی زیاد بود. اغراق نکنم هر سال مصرف شیشه با 10 سال تریاک برابری می‌کند.

وی می‌گوید: اما الان سه ساله که پاکم و از تاریکی به سمت روشنایی حرکت کردم، قدر روشنایی رو می‌دونم چون تاریکی رو خوب لمس کردم.

جوانان سرگرمی ندارند، دنبال شیشه می‌روند

حسین دژاکام، دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در مورد مصرف شیشه می گوید: حدود 10 سالی است که شیشه وارد بازار کشور شده و من در طول این چندین دهه گذشته ماده‌ای خطرناک‌تر از شیشه ندیده‌ام.

وی در مورد دلیل مصرف آن می‌گوید: در وهله اول اعتیاد برای رشد بستر می‌خواهد. زمانی که امکانات تفریحی و ورزشی مناسب نیست یک جوان باید چه کار کند می‌خواهد به استخر برود باید 20 هزار تومان هزینه کند. اما با 2 هزار تومان شیشه می‌گیرد و در اقیانوس ذهنش شنا می‌کند.

دژاکام ادامه می‌دهد: سرگرمی وجود ندارد و اگر هم هست گران است در نتیجه اعتیاد بیشتر می‌شود. از طرف دیگر مواد مخدر جذابیت دارند. فکر نکنید افرادی که به سراغشان می‌رود به اصطلاح معروف کله‌شان باد دارد. بلکه به دلیل جذابیت و آگاهی نداشتن از عوارض، آن را تجربه می‌کند.

دژاکام در مورد قرص اکس نیز می‌گوید: زمانی که این قرص آمد کسی اطلاعاتی نداد اما وقتی که جمع شد و از مد افتاد در موردش صحبت‌ها کردند. در مورد شیشه هم اطلاع‌رسانی مناسب نمی‌کنند حتی عده ای می‌گویند اعتیاد ندارد در حالی که این یک ترفند است.

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 ادامه می‌دهد: مصرف شیشه در افراد باعث می‌شود تمرکزشان در ابتدا قوی‌تر شود اما به مرور این تمرکز از بین می‌رود و فرد را به جنون، می‌کشاند. دقت را در ابتدا زیاد می‌کند اما تا جایی پیش می‌رود که مصرف‌کننده فکر می‌کند با جهان ماورء‌الطبیعه در ارتباط است.

شیطان در وجود زنم نفوذ کرده است

دژاکام می‌افزاید: حتی برخی مصرف‌کنندگان می‌گویند آمده‌اند تا جامعه را اصلاح کنند و برخی معتقدند شیطان در وجود بچه و زنشان نفوذ کرده و دست به جنایت می‌زنند.

وی می‌گوید: شیشه به مرور زمان آدم را از پا می‌اندازد مصرف آن مانند سیگار است به جایی می‌رسد که فرد، پایپ را به دستش می‌گیرد و هر 10 دقیقه مصرف می‌کند در واقع شیشه مثل بنزین و روزنامه یک لحظه گُر می‌گیرد و سریع هم خاموش می‌شود.

شیشه، 5ساله فرد را کَله می‌کند

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 می گوید: تاکنون مصرف‌کننده شیشه زیر 20 سال ندیده ام. معمولاً بیماران مراجعه‌کننده 23 سال به بالا بوده‌اند. افرادی را دیده ام که در سن 50 سالگی مصرف را شروع کرده‌اند. مصرف‌ شیشه 5 سال بیشتر فرد را سرپا نگه‌نمی‌دارد و پنجساله فرد را کَله می‌کند.

دژاکام ادامه می‌دهد: فرد مصرف‌کننده کراک، هروئین و تریاک خودش را معتاد می‌داند اما متأسفانه فرد شیشه‌ای خود را معتاد نمی‌بیند و می‌گوید فقط تحت کنترل است.

معتاد شیشه‌ای با چاقو چشم خود را تخلیه کرد

وی می‌افزاید: در این سالها معتادان بسیاری را دیده‌ که دچار توهمات شدیدی شده بودند. یکی از بیماران می‌گفته در چشمش دستگاهی کار گذاشته‌اند که هر چه می‌بیند و انجام می‌دهد را ضبط می‌کند. به همین دلیل با چاقو چشم خود را تخلیه کرده بود چون فکر می‌کرد در چشمش دوربین کار گذاشته‌اند.

دژاکام ادامه می‌دهد: این افراد خدا نکند که همسر هم داشته باشند چرا که سوء‌ظن شدید پیدا می‌کنند و دست به اعمال وحشیانه می‌زند.

یک گله مگس در سرم ویراژ می‌دهند

وی می گوید: حتی فردی می گفت به دلیل توهمات و صداهایی که در سرش احساس می کرده انگار گله‌ای از حشراتی مثل مگس در سرش وجود داشته است.

وی می‌افزاید: در حال حاضر متأسفانه مصرف‌کنندگان شیشه به دلیل خاصیت بی‌بویی و بی‌دودی این ماده را به راحتی در دانشگاه و سرباز‌خانه مصرف می‌کنند و به اصطلاح خودشان ماده یک، دو، سه است. مصرف شیشه بین همکلاسی‌های دانشگاهی بسیار شایع شده و به راحتی به هم تعارف می‌کنند اما نمی‌دانند که با اولین مصرف در جریان آن قرار گرفته و برای مصرف مجدد مشتاق می‌شوند.

معتادان شیشه‌‌ای چه توهمی دارند

وی اختلال خواب را از نشانه‌های بارز این معتادان می‌داند و ادامه می دهد: معتادان شیشه‌ای سوءظن‌های شدید پیدا می‌کنند و دچار توهم می‌شوند اغلب صداهایی می‌شنوند و با اشخاص توهمی هم حرف می‌زنند.

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 برای آشنایی خانواده‌ها با این ماده مخدر می‌گوید: شیشه مثل ذرات یخ است اما کمی نسبت به آن کدر است پایپ نیز که شیشه در آن حرارت می‌بیند یک حباب شیشه‌ای است که کوچکتر از توپ پینگ‌پنگ است و میله‌ای مانند نی خودکار به آن وصل است و برای حرارت دادن آن از فندک‌هایی که به اصطلاح اتمی می‌گویند استفاده می‌کنند.

دژاکام می‌گوید: قتل‌ها و جنایت‌هایی که توسط معتادان شیشه‌ای رخ می‌دهد به دلیل توهمی است که به سراغ آنها می‌آید طی یکسال گذشته مصرف شیشه به حدی افزایش یافته که در سال گذشته و در مجموعه ما مقام سوم را پس از تریاک و هروئین داشت اما اکنون مقام دوم را پس از تریاک دارد.

زنان معتاد خانه‌دار و خانواده‌دار هستند

دبیر جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در مورد مصرف شیشه در زنان نیز می‌گوید: زنانی که برای ترک مراجعه می‌کنند. برچسبی به چهره ندارند که مشخص شود معتاد هستند خانه‌دار و خانواده‌دار هستند و خیلی ها هم کارمند و دانشجو هستند و فرقی نمی‌کند که تحصیلکرده باشند یا نه چرا که ماده مخدر همه را به یک چشم می‌بیند.

دژاکام همچنین در مورد ارزان شدن شیشه و افزایش مصرف آن می‌گوید: در گذشته افراد کمی می‌توانستند آن را وارد و تولید کنند بعد از اینکه برخی افراد اقدام به درست کردن آن در آشپزخانه‌های زیرزمینی کردند باید عملیاتی در خلاء انجام می‌شد که نشد و از زمانی که مواد نامرغوب هم به شیشه افزوده شد عوارض و آسیب‌های بیشتری به مصرف‌کنندگان وارد شد.

استفاده از اسید لوله بازکنی(چنته) در شیشه

وی ادامه می‌دهد: از داروهای مرغوب در شیشه استفاده نمی‌کنند بلکه از اسید‌هایی که دارویی نیست مانند اسید لوله‌باز کن (چنته) استفاده می‌کنند که تخریب‌های بسیار و حتی مرگ و میر این افراد را به دنبال داشته است.

وی می‌گوید: در گذشته شیشه گرمی 200 هزار تومان بود اما چون دست زیاد شده 8 هزار تومان هم یافت می‌شود و مثل مواد مخدر معمولی به فروش می‌رسد. اینکه می‌گویند جوانان و زنان برای لاغری به آن رو می‌آورند درست است چون اشتها را کور می‌کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 13:6  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 16:50  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 16:37  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 16:25  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 16:18  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

یک نشانه ابتدایی سوء مصرف کراک، جدایی ناگهانی جسمی / روحی فرد از کانون خانواده و تغییر رفتار چشمگیر اوست. هرچند بسیاری از نشانه های زیر با مشکلاتی چون اختلالات احساسی یا گذراندن دوران سخت بلوغ مشابه است،اما هرگز نباید احتمال مصرف مواد محرک یا مخدر را از نظر دور داشت :

ـ تغییرات بارز در شخصیت و رفتار
ـ از دست دادن توجه و تمرکز
ـ کاهش وزن

ـ ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده
ـ رفت و آمد با افراد معتاد
ـ آشفتگی چشمگیر
ـ رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان

ـ برنامه خواب نامنظم
ـ بی توجهی به آراستگی ظاهری
ـ پارانویا شدید (سوء ظن به همه)
ـ بی قراری
ـ اضطراب

۵ نشانه هشدار دهنده مصرف کراک
به گفته معتادین به کراک حالات زیر در هنگام برطرف شدن آثار ماده محرک بروز میکنند :
ـ نگرانی و بیقراری برای تهیه مجدد کراک
ـ فقدان انرژی و بی اشتهایی
ـ بی خوابی
ـ داشتن احساساتی متناقض از عشق و تنفر نسبت به خود

آیا راه حلی هم وجود دارد؟
بله، با این شرط که شخص معتاد با آگاهی از مراحل مختلف سم زدایی، دارو درمانی، شرکت در جلسات و این مطلب مهم که ترک اعتیاد، بازگشت به زندگی و تولدی دوباره خواهد بود، به مراکز درمانی معتبر مراجعه نماید. دوستان و خانواده این افراد باید شرایط ناگوار آنها را درک نموده و در این راه از پشتیبانی او دریغ نورزند تا شخص معتاد بتواند با موفقیت و در زمان کوتاه تری به حالت طبیعی بازگردد.













+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392ساعت 14:9  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

تياد مسموميت مزمن است
امروزه طبق آمار سازمان ملل حدود 185 ميليون‌نفر در سراسر جهان درگير اعتياد هستند ، اگر اين تعريف كه اعتياد مسموميت مزمن است غلط باشد، كه به نظر ما همين طور است ، ميليون‌ها معتاد و هزاران پزشك و متخصص و مسئولين مختلف در سراسر گيتي گمراه شده اند. در اين صورت چه كسي مي‌خواهد پاسخ اين اشتباه علمي را بدهد ؟
اعتياد مسموميت مزمن نيست ! چرا ؟ 

چون وقتيكه مسأله مسموميت مطرح ميگردد ، عنوان سم به ميان مي آيد و وقتيكه چنين شد ، به دنبال سم‌زدايي مي رويم. 
اکنون بايد گفت موادمخدر اصلاً سم نيستند. 
مثلاً : هرويين اسم علمي آن دي‌استيل‌مرفين است ، ( از يك‌كيلو مرفين 900 گرم هرويين ساخته مي‌شود ) و هر روز از مرفين در امور پزشكي بعنوان يك داروي بسيار مؤثر و مفيد استفاده مي‌گردد. ترياك هم شامل : مرفين ، كديين ، پـاپـاورين و تركيباتي ديگر است كه در پزشكي كاربرد بسيار دارند. در حشيش و گرس هم ماده‌اي وجود دارد بنام THC كه در گذشته در پزشكي مصرف ويژه‌اي داشت. شايد گفته شود اگر زياد مصرف شود مثل سم عمل مي‌كند ، ما هم قبول داريم هر دارويي كه بيش از اندازه استفاده شود اثر كشنده دارد (مثل انواع قرص‌هاي روان‌گردان و آرام‌بخش و خواب‌آور و حتي ويتامين‌ها ). 
اصولاً سمي بودن ، امر نسبي است و لذا مي‌توان تعريف ذيل را ارائه نمود : 
هرگونه ماده خارجي ( بصورت گاز ، مايع ، جامد ) از هرطريق وارد جسم گردد و جسم را از تعادل خارج نمايد و به سمت مرگ سوق دهد ، سم تلقي مي‌گردد. بنابراين وقتيكه كسي را مار مي‌گزد ، بلافاصله او را به بيمارستان منتقل مي‌كنند و كاري مي‌كنند كه سم مار از بدنش خارج گردد ، چون سم مار عامل خطرناك و كشنده است و بايستي سريعاً از جريان خون خارج شود. اين عمل را سم‌زدايي مي‌گويند. فردي كه به ترياك عادت ندارد ، اگر بيش از يك‌گرم ترياك بخورد ، اثر كشنده و سمي دارد و او را بايستي بلافاصله سم‌زدايي نمود و يا اگر تعداد زيادي قرص بخورد ، همين عمل سم‌زدايي انجام مي‌گيرد. 
از اين اشتباه علمي فاحش تعجب مي‌كنم همين طور از اينکه چگونه متخصصين و دانشمندان به اين نكته توجه نمي‌كنند. اكنون براي روشن شدن اين اشتباه فاحش ، سوالات ذيل را مطرح مي‌نمايم . 
سئوال اول : فرض كنيم فردي به مدت 2 سال 8 واحد مرفين در بيمارستان به او تزريق ‌شود ، اكنون پزشك معالج مي خواهد مرفين او را قطع كند چه عملي انجام مي‌دهد ؟ 
الف : آيا او را سم‌زدايي مي‌كند ؟ 
ب : آيا مرفين مصرفي او را تيپر مي‌كند ؟ 
سئوال دوم : فرض كنيم شخصي 10 سال تمام از داروهاي آرام‌بخش ، خواب‌آور ، ضدافسردگي ، كديين‌دار ، كورتن و غيره استفاده مي‌كند ، براي قطع داروي او در صورت ضرورت چه عملي انجام مي‌دهيم ؟ 
الف : آيا او را سم‌زدايي مي‌كنيم ؟ 
ب : آيا داروي مصرفي او را تيپر مي‌كنيم ؟
حتماً پاسخ خواهند داد داروي او را تيپر مي‌كنيم ، چون اگر سم‌زدايي كنيم و بخواهيم بقاياي دارو را از بدن شخص خارج كنيم ، تخريب زيادي به شخص وارد مي شود و حتي در شرايط خاص ممكن است باعث مرگ شخص گردد. 
سئوال سوم : فردي 20 سال تمام هرويين و يا ترياك مصرف مي‌كرده ، حالا مي‌خواهيم مواد مصرفي او را قطع كنيم ، حالا چه عملي بايستي انجام بگيرد ؟
1 ـ آيا سم‌زدايي‌اش مي‌كنيم ؟
2 ـ آيا مواد مصرفي او را تيپر مي‌كنيم ؟ 
حتماً خواهيد گفت هرويين و ترياك با دارو فرق مي‌كند و موادمخدر محسوب مي‌شود. اينها سم هستند و بايد سم‌زدايي صورت گيرد و براي محكم‌كاري يك دارو هم بدهيم كه اگر پس از سم‌زدايي ، هرويين و ترياك مصرف كرد ، گيرنده‌هاي موادمخدر در بدنش مسدود گردد و اثر نكند. کارشناسان استناد مي کنند به اينکه ابتدا اين حالت را روي موش‌ها آزمايش كرده‌اند و پاسخ خوب بوده است. بيچاره موش‌ها ! 
در اينجا لازم است متذكر بشويم بحث ما بحث علمي است و با تلقي عاميانه و برداشت جامعه و نگاه قانون كاري نداريم ، بحث فيزيولوژي انسان است . 
اكنون سئوال آخر من اين است : مگر نه اينكه نام هرويين اسم قراردادي يا تجاري دي‌استيل مرفين است ؟ و نام ترياك اسم قراردادي يا تجاري مجموعه داروهاي مرفين ، كديين ، ناركوتين ، نارسئين و پاپاورين است و ترياك يك تركيب وحشتناك و فوق‌العاده قوي از انواع داروهاي مسكن ، آرامبخش ، دوپينگ‌ ، عادت‌آور و . . . مي‌باشد. بنابراين ما با ترياك و هرويين و اسم عاميانه موادمخدر سركار نداريم ، اگر به اسم اصلي و علمي آن‌ها توجه مي‌شد ، مسئله خيلي براحتي حل مي‌شد و همان كاري را كه براي ساير داروها انجام مي‌دادند براي موادمخدر هم انجام مي‌گرفت. 
اكنون سم‌ نبودن موادمخدر را با مثال ديگري نشان مي‌دهيم. 
فردي كه به ترياك عادت ندارد اگر بيش از يك‌گرم ترياك بخورد آثار مسموميت در او ظاهر مي‌گردد و به سمت مرگ مي‌رود. حال اگر فرد ديگري معتاد به ترياك ‌باشد و روزانه 10 گرم ترياك را بصورت خوراكي مصرف كند وقتي كه مصرف مي‌كند به سمت تعادل حركت مي‌كند و اگر مصرف نكند ، به سمت عدم‌تعادل مي‌رود و البته احتمال مرگ هم در شرايط خاص يراي او وجود دارد. بنابراين اين چگونه سمي است كه براي يكي مايه مرگ است و براي ديگري مايه حيات ؟! 
به ديگر سخن ، اگر مرفين ، دي‌استيل‌مرفين ، كديين ، ناركوتين ، نارسئين و پاپاورين ، در جهان پزشكي سم تلقي مي‌گردند ، بنابراين مي‌توان هرويين و ترياك را هم سم تلقي نمود ، در اين صورت بايستي اين سموم را از جهان پزشكي خارج کرد چون داروهائي مثل شربت‌هاي سينه و يا قرص‌هايي كه حاوي كديين هستند و يا مرفين و ساير مشتقات ترياك كه درجهان پزشكي كاربردهاي مفيد و موثري دارند ، سم‌هايي هستند كه ما دانسته بخورد انسان‌ها مي‌دهيم.
علمي كه تجربه شده باشد ، سندي بدون نقص است 
همه مي‌گويند ، ما هم مي‌گوئيم که راه‌هاي زيادي براي درمان اعتياد وجود دارد ، ولي راه درست و صحيح و يا به عبارتي صراط‌مستقيم فقط يك‌راه است. نكته مهم اين است که براي رسيدن به مقصد ، سه اصل ذيل لازم و ضروري است : 
الف : مبدا 
ب : مقصد 
ج : هدف 
براي معالجه هرگونه بيماري بايستي 3 اصل فوق درنظر گرفته شود. مثلاً براي فردي كه سرطان دارد : 
مبدا : تشخيص نوع و پيشرفت بيماري ، مقصد : شيمي درماني يا جراحي و هدف : مهار بيماري است. 
ممكن است گفته شود براي مسافرت يا بيماري ، مبدا مهم نيست بلكه مقصد اهميت دارد ، ولي ما در پاسخ مي‌گوييم اگر شما در نقطه‌اي قرار داريد باوجود اينكه نقشه ، قطب‌نما و تمامي تجهيزات لازم را داريد ، امّا نمي‌دانيد در كجاي زمين هستيد و در چه نقطه‌اي قرار داريد ! چگونه مي‌خواهيد به طرف مقصد حركت کنيد و يا براي درمان يك بيماري كه نمي‌دانيم بيماري فرد چيست ، چگونه مي‌خواهيم او را درمان نماييم ؟ بنابراين براي درمان هر بيماري ، ابتدا لازم است مبدا را كه همان تشخيص كامل بيماري است ، مشخص کنيم كه بيمار در چه نقطه‌اي قرار دارد و دقيقاً كدامين قسمت‌هاي جسم دچار مشكل شده است. 
حال اين سئوال را مطرح مي‌نمايم. 
فرد معتاد از نظر جسمي يا فيزيولوژي در چه نقطه‌اي قرار دارد ؟ البته در اين بحث و بررسي فقط و فقط مسئله جسم و فيزيولوژي مطرح است و بررسي روان ، جامعه ، تفكر و انديشه كه در درمان اعتياد مهم هستند را كنار مي‌گذاريم . 
حال مبداء ، مقصد و هدف روش‌هاي درماني موجود را در سراسر گيتي كه به نام درمان در قسمت جسم يا درمان فيزيكي يا فيزيولوژي فرد معتاد عمل مي‌نمايند ، مورد كاوش قرار مي‌دهيم . 

نگاهي به روش‌هاي ترك يا درمان فيزيکي اعتياد 

مبداء يا تشخيص : وجود مقداري سم يا موادمخدر در جسم بيمار_ 
مقصد : خارج كردن سم‌ها از جسم بيمار به روش‌هاي گوناگون 
هدف : منفي بودن آزمايش ادرار كه نشان خروج سم است.. 
اكنون خواهش مي‌كنم كسانيكه زباني جز زبان علم ندارند ، پاسخ مرا بدهند. به اعتقاد اينجانب تئوري سم‌زدايي برمبناي انديشه‌هاي خيالي و نادرست بنيان گرديده و در تجربه با شكست كامل مواجه شده است ، مگر نه اينكه اصلاً علم پزشكي برمبناي تجربه عمل مي‌نمايد ؟ تجربه‌اي كه هميشه با شكست مـواجه گرديده ، چرا نبايد مورد ترديد قرار بگيرد ، هرچند در تمامي كتب علمي از آن به عنوان يك روش نام برده شده است. شكست خوردگان درنهايتخواهند گفت : اعتياد درمان ندارد. 

اعتيـاد جـايگـزيـنـي مـزمـن است
يعني موادمخدر بيروني ، چه گياهي و چه شيميايي و حتي الكل ، جايگزين موادمخدر و يا مواد شبه‌افيوني طبيعي جسم انسان يا فرد معتاد شده است. براي مثال : موادمخدري مثل ترياك و هرويين ، جايگزين مواد طبيعي بدن انسان مثل دينورفين شده اند كه تا 200 برابر مرفين قدرت دارد و يا اندرفين كه 30 تا 70 برابر قدرت دارد و يا انكفالين و به طور كلي ، تمامي سيستم‌هاي توليدكننده موادمخدر طبيعي جسم فرد معتاد كه مي‌توان آن را سيستم بيوشيمي افيوني نام نهاد. البته به دليل مصرف مكرر موادمخدر و ورود مرفين خارجي به بدن ، موادمخدر طبيعي از چرخه حيات ، خارج و يا منهدم گرديده‌اند و براي درمان ، بايستي اين سيستم‌ها دوباره راه اندازي شوند. تجربه نشان داده است براي ترميم اين سيستم‌ها حدوداً يازده‌ماه زمان لازم است ، آن‌هم با روش صحيح ، زيـرا بيش از 95درصد حالت عدم‌تعادل فرد معتاد و عودهاي مكرر پس از قطع مواد با سم‌زدايي ، مربوط به اين قسمت‌ها مي‌باشد . بنابراين براي درمان اعتياد در قسمت جسم مبـدا ، مقصد و هدف را به‌گونه‌اي ديگر مطرح مي‌نمائيم : 
مبداء يا تشخيص : تعيين ميزان تخريب سيستم‌هاي شبه‌افيوني جسم 
مقصد : بازسازي آن‌ها در طول يازده‌ماه . 
هدف : برطرف شدن مشكلات رواني و روحي و رسيدن به تعادل و جلوگيري از عودهاي مجدد . 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 11:25  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 11:19  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

                          که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی  

 

روابط عمومی کانون تولد دوباره جهانبین

 

سال نو را به همه کاربران عزیزتبریک

 

عرض مینماید.....

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 15:34  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

سم زدایی و پاك كردن مواد افیونی از بدن نخستین گام برای بیمارانی است كه وارد برنامه های درمان و توانبخشی ترك اعتیاد میشوند. به همراه آن باید بیمار به شركت فعال در گروههای خودیاری و درمان های غیردارویی تشویق شود چرا كه سم زدایی تنها در دراز مدت با موفقیت چندانی همراه نخواهد بود. ِ

سم‌زدایی به شیوه های ساده با داروهای مسكن و آرام بخش و نیز به اشکال پیچیده كه نیاز به بستری شدن و بیهوشی دارد، امكانپذیر است.

سم زدایی سرپایی :

در این روش از داروهایی استفاده میشود كه باعث رفع برخی از علائم ترك میشوند (مانند كلونیدین، بوپرنورفین، ....) به همراه این داروها از  داروهای ضدافسردگی، داروهای ضد درد غیر مخدر، داروهای ضد تهوع، داروهای خواب آور نیز استفاده میشود. با توجه به اینكه مصرف هركدام از داروهای ذكر شده فواید و عوارض خاص خود را دارد ، نظارت حرفه ای و تخصصی در طول انجام سم‌زدایی ضروری است.

سم زدایی سریع :

در مـــوارد مقاوم، در افراد جوان و در افرادی كه از سایر روشهای درمانی فایده نبرده‌اند از این روش استفاده می‌شود. در این روش با كمك امكانات بیهوشی و مراقبت های ویژه و بستری شدن بیمار، سرویس های تخصصی دارویی ارائه میشود.

سم زدایی فوق سریع :

در كسانی كه به سایر روشهای سم زدایی مقاوم بوده و تحمل علائم شدید ترك را نداشته و یا قادر به تكمیل كردن برنامه های ترك نبوده اند از این روش استفاده میشود . در این روش ابتدا بیمار تحت بیهوشی سبك قرار میگیرد.  و در طول  این مدت (5 الی 6  ساعت) با كمك داروهای ضدافیونی، مواد افیونی از بدن بیمار پاك شده و تنها برخی از بیماران ممكن است پس از اتمام بیهوشی علائم خفیف ترك را تجربه كنند. البته در برخی دیگر تا 72 ساعت كماكان احساسات درد و ناخوشی ادامه خواهد داشت .

پس از سم زادیی با هركدام از روشهای فوق برای پیشگیری از عود دو كار اصلی باید انجام گیرد.

1) استفاده از داروی پیشگیری از عود (نالتروكسون )

2) درمان های غیردارویی

برای شروع داروی پیشگیری از عود (نالتركسون ) حتماً دوره سم زدایی باید به اتمام رسیده باشد.

درمان های غیر دارویی :

  ·   گروه درمانی: امكان صحبت در مورد مشكلات و بررسی و بحث و تبادل نظر در مورد مسائل مربوط به فرآیند درمان را  فراهم میكند.

بعضی معتقدند گروه درمانی بهترین روش برای درمان معتادان است.

  ·   خانواده درمانی: پیرامون هر فرد معتاد، خانواده ای در رنج است. در درمان یا ادامه اعتیاد خانواده نقش بسزایی دارد.

  ·   درمان های شناختی - رفتاری: در این روش كه بر مبنای یادگیری شكل گرفته است، بر توانایی انسان بر آموختن رفتارهای سازگار و ناسازگار و چگونگی تغییر آن تأكید میشود.

  ·   روان درمانی روانپوشی: در این روش به انگیزه های فردی، ارتباطی و اجتماعی كه در طی دوران رشد بر فرد حادث شده و زمینه ساز پیدایش اعتیاد شده است، اشاره میشود.

  ·   گروه خودیاری معتادان گمنام(NA): گروههایی هستند كه توسط خود معتادان به منظور حمایت از یکدیگر، گفتگو،  راهنمایی و ارائه راه‌حل تشكیل میشود. این گروهها فاقد درمانگر بوده و خود معتادان آنها را اداره میكنند . در این گروهها بر مسئولیت خود فرد در ارتباط با اعتیاد تأكید میشود. این گروه بر اساس دوازده قدم و دوازده سنت كه نمایانگر قاعده و اصول این گروههاست، اداره میشود.

·   جامعه درمان مدار(TC): برنامه های اقامتی طولانی مدتی هستند كه 9-12 ماه طول میكشند و بر مبنای خودیاری اند.


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 15:32  توسط جهانگیرزمانی جونقانی/رضا رحیمی جونقانی  | 

مطالب قدیمی‌تر