که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی
روابط عمومی کانون تولد دوباره جهانبین
سال نو را به همه کاربران عزیزتبریک
عرض مینماید.....
فعالیتها و رویکردهای کانون و گزارش عملکرد و اخبار کانون
که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی
روابط عمومی کانون تولد دوباره جهانبین
سال نو را به همه کاربران عزیزتبریک
عرض مینماید.....
سم زدایی و پاك كردن مواد افیونی از بدن نخستین گام برای بیمارانی است كه وارد برنامه های درمان و توانبخشی ترك اعتیاد میشوند. به همراه آن باید بیمار به شركت فعال در گروههای خودیاری و درمان های غیردارویی تشویق شود چرا كه سم زدایی تنها در دراز مدت با موفقیت چندانی همراه نخواهد بود. ِ
سمزدایی به شیوه های ساده با داروهای مسكن و آرام بخش و نیز به اشکال پیچیده كه نیاز به بستری شدن و بیهوشی دارد، امكانپذیر است.
سم زدایی سرپایی :
در این روش از داروهایی استفاده میشود كه باعث رفع برخی از علائم ترك میشوند (مانند كلونیدین، بوپرنورفین، ....) به همراه این داروها از داروهای ضدافسردگی، داروهای ضد درد غیر مخدر، داروهای ضد تهوع، داروهای خواب آور نیز استفاده میشود. با توجه به اینكه مصرف هركدام از داروهای ذكر شده فواید و عوارض خاص خود را دارد ، نظارت حرفه ای و تخصصی در طول انجام سمزدایی ضروری است.
سم زدایی سریع :
در مـــوارد مقاوم، در افراد جوان و در افرادی كه از سایر روشهای درمانی فایده نبردهاند از این روش استفاده میشود. در این روش با كمك امكانات بیهوشی و مراقبت های ویژه و بستری شدن بیمار، سرویس های تخصصی دارویی ارائه میشود.
سم زدایی فوق سریع :
در كسانی كه به سایر روشهای سم زدایی مقاوم بوده و تحمل علائم شدید ترك را نداشته و یا قادر به تكمیل كردن برنامه های ترك نبوده اند از این روش استفاده میشود . در این روش ابتدا بیمار تحت بیهوشی سبك قرار میگیرد. و در طول این مدت (5 الی 6 ساعت) با كمك داروهای ضدافیونی، مواد افیونی از بدن بیمار پاك شده و تنها برخی از بیماران ممكن است پس از اتمام بیهوشی علائم خفیف ترك را تجربه كنند. البته در برخی دیگر تا 72 ساعت كماكان احساسات درد و ناخوشی ادامه خواهد داشت .
پس از سم زادیی با هركدام از روشهای فوق برای پیشگیری از عود دو كار اصلی باید انجام گیرد.
1) استفاده از داروی پیشگیری از عود (نالتروكسون )
2) درمان های غیردارویی
برای شروع داروی پیشگیری از عود (نالتركسون ) حتماً دوره سم زدایی باید به اتمام رسیده باشد.
درمان های غیر دارویی :
· گروه درمانی: امكان صحبت در مورد مشكلات و بررسی و بحث و تبادل نظر در مورد مسائل مربوط به فرآیند درمان را فراهم میكند.
بعضی معتقدند گروه درمانی بهترین روش برای درمان معتادان است.
· خانواده درمانی: پیرامون هر فرد معتاد، خانواده ای در رنج است. در درمان یا ادامه اعتیاد خانواده نقش بسزایی دارد.
· درمان های شناختی - رفتاری: در این روش كه بر مبنای یادگیری شكل گرفته است، بر توانایی انسان بر آموختن رفتارهای سازگار و ناسازگار و چگونگی تغییر آن تأكید میشود.
· روان درمانی روانپوشی: در این روش به انگیزه های فردی، ارتباطی و اجتماعی كه در طی دوران رشد بر فرد حادث شده و زمینه ساز پیدایش اعتیاد شده است، اشاره میشود.
· گروه خودیاری معتادان گمنام(NA): گروههایی هستند كه توسط خود معتادان به منظور حمایت از یکدیگر، گفتگو، راهنمایی و ارائه راهحل تشكیل میشود. این گروهها فاقد درمانگر بوده و خود معتادان آنها را اداره میكنند . در این گروهها بر مسئولیت خود فرد در ارتباط با اعتیاد تأكید میشود. این گروه بر اساس دوازده قدم و دوازده سنت كه نمایانگر قاعده و اصول این گروههاست، اداره میشود.
· جامعه درمان مدار(TC): برنامه های اقامتی طولانی مدتی هستند كه 9-12 ماه طول میكشند و بر مبنای خودیاری اند.کمکهای مردمی و خیرین به کانون
۰۱۰۷۱۰۱۳۸۸۰۰۷
بهبود همچنان در روزهای جمعه ساعت ۱۰ تا ۱۲
در سالن جلسات کانون برگزار میگردد.
روابط عمومی کانون تولد دوباره جهانبین جونقان
به نظر میرسد که با ورود مواد مخدر صنعتی جدید که تهدیدات تازهای برای جامعه ما دربر دارد هوشیاری بیش از پیش مردم و مسئولان ضرورتی انکارناپذیر است.
مفدرون جزو داروهای محرک است و از لحاظ خصوصیات و مکانیسم اثر شبیه خانواده آمفتامینهاست. اثرات این ترکیبات روی سیستم اعصاب مرکزی در بدن است.
در گذشته نیز ترکیباتی شبیه آن مثل شیشه و اکستازی شایع بود بر خلاف اینکه در تبلیغات این دارو اینطور معرفی شده که اثرات سوء نداشته و اعتیادآور نیست ولی باعث میشود که بهدنبال مصرف آن افزایش انرژی در فرد ایجاد شود؛ البته همراه با نشاط ظاهری و کاملا موقتی. این حالات هم در اثر آزاد شدن ترکیبات شیمیایی این دارو ایجاد میشود.
به گفته دبیر انجمن سمشناسی و مسمومیتهای ایران از دیگر اثرات زودگذر این دارو حس ارتباط با دیگران و افزایش اعتماد به نفس کاذب است. بهخصوص زمینه سوءمصرف این ماده در شبهای امتحان بین دانشآموزان و دانشجویان هم زیاد است.
عوارض سمی مفدرون
اما از اثرات دیگر این دارو این است که همراه با مصرف آن اشتها بهطور چشمگیری کاهش مییابد بههمین دلیل امکان سوءمصرف آن بین زنانی که آرزوی لاغرشدن دارند، زیاد است. این دارو مسلما در درازمدت باعث اعتیاد جسمی هم میشود علاوه بر اینکه فرد مدت زیادی بعد از مصرف آن شدیدا دچار افسردگی خواهد شد. بدبینی و اختلال پارانوئید هم در بین این افراد در درازمدت دیده میشود که زمینه آسیبرساندن به اطرافیان خواهد شد.
دکتر شادنیا میافزاید: کسانی که در کار تبلیغ اینگونه داروها هستند، برای جذب مشتری هرچند وقت یک بار با اسامی تازه آنها را وارد بازار میکنند.
«مصرف این دارو البته مسمومیت هم در فرد ایجاد میکند. علائم مسمومیت حاد هم شامل بیقراریهای شدید (پرفعالیتی سیستم اعصاب مرکزی)، تشنج، علائم قلبی - عروقی، افزایش ضربان قلب، خونریزی قلبی، مغزی، شکمی و حتی خونریزیهای داخل چشم است.»
وی در ادامه خاطرنشان میکند: خیلیها هم دچار سکتهحادقلبی میشوند. افزایش درجه حرارت بدن، تب بالا در حد 40درجه و اسپاسم شدید عضلانی هم از دیگر علائم مصرف این دارو است. ضمن اینکه خیلی از افراد هم دچار نارسایی کلیوی میشوند.
داروی نشاطآور معنی ندارد
با این حال یک روانپزشک نیز در گفتوگو با همشهری میگوید: مفدرون اصلا داروی جدیدی نیست. این دارو از اوایل قرن 20 تولید شده ولی از آن استفاده زیادی نمیشد تا سال 2003 که مصرف آن در کشورهای اروپایی و آمریکایی شروع شد. ابتدا هیچ شناختی نسبت به عوارض این دارو نبود حتی معروف به کوکائین قانونی هم شده بود و فروش گسترده اینترنتی داشت اما بعد از مدتی که تعدادی از مصرفکنندگان به آن معتاد شدند، نهایتا از سال گذشته این دارو ممنوع و غیرمجاز اعلام شد.
به گفته وی مهمترین عارضه این دارو دندان قروچه است، چه در خواب و چه در بیداری.
«مفدرون عمر کوتاهی دارد و بعد از 2ساعت از بدن خارج میشود برای همین هم فرد وسواس عجیبی نسبت به مصرف مداوم آن دارد.»
وی ادامه میدهد: کاهش حافظه کوتاهمدت و ایجاد افسردگی شدید هم از عوارض دیگر آن هستند. موارد مرگ ناشی از مصرف این دارو نیز زیاد گزارش شده ولی مشکل ما ناشناخته بودن مفدرون است و اینکه به هر اسمی مثل «مف» یا «درون» و بهعنوان یک داروی نشاطآور فروخته میشود در حالی که در روانپزشکی ما هیچگونه دارویی با خاصیت نشاطآوربودن نداریم و تجویز نمیکنیم.
امور فرهنگی کانون تولد دوباره جهانبین جونقان
قبل از اینکه درمورد شیشه صحبت کنیم بهتر است بصورت خلاصه اشاره ای به نحوه کار مغز و سیستم اعصاب مرکزی داشته باشیم.
در سیستم اعصاب مرکزی، سلولها یا رشته های عصبی بصورت مستقم به هم متصل نیستند. بلکه بین انتهای سلول قبلی با ابتدای سلول بعدی فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به این فضا در اصطلاح پزشکی سیناپس می گویند.
برای اینکه یک سلول عصبی بتواند پیامی را به سلول دیگر انتقال دهد باید از انتهای خود ماده ای به داخل این فضای کوچک ترشح کند.( به این ماده در اصطلاح پزشکی نوروترنسمیتر می گویند) این ماده بر روی گیرندهایی که در ابتدای سلول بعدی قرار دارند می نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می شود. در سیستم عصبی نوروترنسمیترهای زیادی وجود دارند که ترشح هرکدام منجر به علایم خاصی می شود.
دوپامین و سروتونین دو نوروترنسمیتری عمده ای هستند که سوء مصرف شیشه یا مواد محرک باعث افزایش ترشح آنها در مغز می گردد و اختلال در نسبت ترشح آنها در ایجاد بیماری هایی مانند افسردگی یا دوقطبی نقش اساسی را بازی می کند.
و اما داستان شیشه.....
شیشه ای که در حال حاضر در بازار قاچاق مواد محرک ایران وجود دارد بیشتر بصورت کریستال های ریز ( مانند شکر) است که در تکه های کوچک یک لوله پلاستیکی ( نی نوشابه) جاسازی شده و سر و ته آن بسته می شود. این ماده به شکل های دیگری از جمله بلور های شفاف و تیز و.... نیز عرض می شود.
قاچاقچیان مواد با این شعار که: شیشه حاوی مورفین نیست پس اعتیاد آور نیست مصرف آنرا تبلیغ می کنند و متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاه خواسته یا ناخواسته در دام این ماده محرک گرفتار می شوند.
واقعیت اینست که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیاد آور است بطوریکه در بسیاری از مقالات پزشکی قدرت اعتیاد زایی آنرا بیشتر از مواد محرکی مانند کوکائین می دانند.
بخاطر داشته باشیم که در حال حاضر درمان اعتیاد به شیشه و مواد محرک مشکل ترین درمان در زمینه درمان سوء مصرف مواد است.
این ماده به چهار صورت کشیدنی، استفاده از طریق بینی، خوردنی یا تزریق ممکن است مورد سوء مصرف قرار گیرد. برای کشیدن آن از پایپی شیشه ای که مخصوص اینکار است، لامپ، چراغ خودرو و .... استفاده می کنند.
شیشه از ترکبات آمفتامین یا مت آمفتامین در آزمایشگاههای غیر قانونی ساخته می شود. قرص اکستاسی نیز از ترکیبات همین مواد است. شیشه در حقیقت هیدروکلراید مت آمفتامین است که علاوه بر شیشه به آن آیس یا کریستال هم گفته می شود. البته در استانهای شرقی کشور به کراک هم کریستال می گویند!
سوء مصرف شیشه ترشح دوپامین، سروتونین و نور اپی نفرین را در سیناپسهای عصبی در مغز به شدت افزاش می دهد و منجر به تحریک سلولهای مغز می شود. شخصی که به سوء مصرف شیشه روی می آورد در ابتدا علایم بسیار خوبی را تجربه می کند.
در ابتدا سوء مصرف شیشه باعث می شود که تجربه های لذت بخش با شدت بیشتری احساس شوند. فرضا اگر شما از شنیدن یک موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید شخصی که ماده محرک استفاده کرده است بر روی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه با آن به پرواز در می آید!!
قدرت تمرکز و اعتماد به نفس در چنین فردی به شدت بالا می رود، خطر را از خود دور می داند. ( به قول معروف دل و جراتش زیاد می شو د) حال تصور کنید چنین فردی در حال رانندگی چه وضعیتی خواهد داشت! بخاطر جرات زیاد فاصله ایمن را در نظر نمی گیرد. با سرعت زیاد از یک وجب جا سبقت گرفته، جاده را محیط خطرناکی برای خود و دیگران می کند! معمولا این افراد توسط پلیس دستگیر می شوند. اگر هم تصادف کنند تصادف های مرگباری خواهند داشت.
بسیار مهربان و صمیمی می شوند! خلاقیتشان زیاد می شود! شخصی که تا دیروز نمی توانست یک خط شعر حفظ کند شاعر می شود و شعر می گوید! بسیار دست و دلباز می شوند بطوریکه براحتی می توان از آنها پول یا چک گرفت! پس احتمال سوء استفاده مالی از این افراد وجود دارد!
در ابتدا حتی ممکن است وضعیت اقتصادی این افراد بهتر شود! این درست مانند آنست که بیمار وامی با بهره زیاد به خودش می دهد و احساس می کند ثروتمند شده است ولی وقتی این وام را پس می دهد بشدت فقیر و بی چیز می شود!
مصرف حتی مقدار کم شیشه منجر به بی خوابی می شود: شب تا صبح نمی خوابد دایم در حال عوض کردن کانال تلویزیون یا گوش کردن موسیقی است! بی قرار می شود و یک جا دوام نمی آورد! اشتها به شدت کاهش پیدا می کند! یکی از مواردی که اطرافیان به شخص مشکوک می شوند کاهش وزن شدید و کم خوابی است!
با مصرف زیاد؛ تنفس و ضربان قلب افزایش یافته، طپش قلب پیدا می کنند. فشار خون و دمای بدنشان بالا می رود و احساس گرما می کنند پس زیاد آب می خورند! ضربان قلب نامنظم می شود. بشدت تحریک پذیر و پرخاشگر می شوند و ممکن است دست به هر خشونتی بزنند. اضطراب، گیجی، لرزش اندامها، تشنج و در نهایت ایست قلبی و مرگ هم از دیگر عوارض سوء مصرف شیشه است.
سوء مصرف طولانی مدت شیشه منجر به ایجاد بدبینی شدید، خشونت، کاهش شدید حافظه، توهم های شنوایی و بینایی، سایکوز ( جنون آنی ) و بسیاری اختلالات عصبی دیگر و در نهایت مرگ می شود. اینها توهم های جالبی هم دارند! ممکن است رنگ ها را بشنوند و صداها را ببینند!
متاسفانه شیشه شخص را در وضعیتی قرار می دهد که تمایل به درمان ندارد و شاید این مصیبت بار ترین تاثیر شیشه بر مغز باشد که درمان و پیگیری این افراد را مشکل کرده است!
به علت ترشح زیاد نوروترنسمیتر ها، بعداز اندک زمانی انتهای اعصاب مغز تحلیل رفته و مغز نمی تواند روند طبیعی خود را داشته باشد و بیمار نه اینکه علایم خوبی تجربه نمی کند بلکه فقط بخاطر ترس از عوارض ترک شیشه که مربوط به کارکرد ضعیف مغز است اقدام به سوء مصرف آن می نماید!
بخاطر داشته باشیم که اعتیاد به مواد در هر نوع آن که باشد در ابتدا با تجربه های بسیار لذت بخشی همراه است بصورتی که شخص اعتقاد پیدا می کند که می تواند بصورت کنترل شده مواد را مورد سوء مصرف قرار داده و از تجربه های لذت بخش آن برخوردار شود! غافل از اینکه ثابت شده است که مصرف حتی مقدار کم مواد مخدر یا محرک ساختمان مغز و کارکرد آنرا بطور هم زمان تغییر می دهد که صحبت در مورد آن از حوصله این بحث خارج است.
همچنان که گفته شد در حال حاضر درمان مواد محرک از جمله شیشه از مشکل ترین درمان های سوء مصرف مواد است که توسط یک تیم مجرب صورت می گیرد. برای درمان، بر اساس مدت، مقدار، نوع و روش مصرف ممکن است فرد نیاز به درمان دارویی یا بصورت بستری و یا بصورت سرپایی داشته باشد. بعد از آن اختلالات روانپزشکی بیمار باید توسط روانپزشک آشنا به درمان سوء مصرف مواد مورد بررسی و درمان قرار گیرد و بدنبال آن یا هم زمان آموزش خانواده، آموزش مهارت های بهبودی اولیه و پیشگیری از بازگشت و رفتار درمانی انجام شود.
روابط عمومی کانون تولد دوباره جهانبین چهارمحال- مردادماه ۱۳۹۱ خورشیدی
محتویات
|
اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتیادآور.[۴] این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد میگردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن میشود.[۲] در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا میکند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.[۵]
-انواع مواد مخدر و اثرات مخرب جسمي و رواني آنها .1 اعتياد را مي توان يك مسموميت مزمن دانست كه براي شخص و هم براي خانواده و جامعه اش مضر است. انواع آن به شرح زير است: 1- ترياك : كه بيشتر در بين افراد مسن درگذشته معرف آن رواج داشته اما امروزه در بين جوانان و نوجوانان توزيع و مصرف مي گردد، ماده اي خواب آور بوده و شخص معتاد از مصرف آن احساس لذت ونشاطي «نئشگي» مي نمايد. معرف آن به تدريج باعث افزايش طلب مي گردد و فرد لحظه اي به خود مي آيد كه قادر به ترك آن نيست . 2- مرفين: كه از ترياك گرفته مي شود و بدو صورت مايع و پودر مصرف مي گردد، مصرف اين مواد در بين جوانان زياد است و ماده اي خواب آور و اثرات ترياك را دارد. 3- هروئين: اين مواد از تركيبات شيميايي ساخته شده و اثرش سه برابر مرفين بوده و خواب آور است، شخص معتاد هميشه در حال چرت زدن مي باشد و چشمهاي خواب آلود دارد. 4- كوكائين : موادي تحرك زا، توهم آور و اغفال كننده است ، كساني كه به اين دارو معتاد مي شوند معمولاً ساديسم جنسي پيدا مي كنند و بهمين دليل افراد بسيار خطرناكي هستند معتاد پس از مصرف اين دارو احساس شعف زايد الوصفي پيدا مي كند و شاد مي شود و لذت جنسي او تشديد پيدا مي كند، اثرات جسمي آن كم است در حاليكه از نظر رواني اثراتش از هروئين بيشتر است. 5-ال.اس.دي : مصرف اين مواد اعتياد جسماني ندارد ولي داراي اثرات مغزي و رواني زيانبخشي است، اين مواد توهم زا بوده و اعتياد رواني را بهمراه دارد. 6-آمفتامين ها : موادي محرك زا و اعتياد آور است . اين مواد سيستم مركز عصبي را تحريك مي كند، اين مواد در ميان دانشجويان مصرف بيشتري دارد زيرا باعث كم خوابي بوده و شخص را در حالت محركي قرار مي دهد. مصرف اين مواد باعث مي شود بدن در برابر آن مقاوم شود لذا شخص معتاد ناگزير مي گردد بيشتر مصرف كند. 7-ماري جوانا و حشيش: مصرف اين مواد، اعتياد جسماني نداشته ولي اعتياد رواني مي آورند و بهمين جهت زيان آور هستند، مصرف اين مواد اثرات مغزي ناگواري را به همراه داشته و اغلب به صورت سيگار مصرف مي شونداثرات مخرب آن : خواب آرامش بخش، تشديد احساس، خنده هاي بي مورد و طولاني، لذت بخش بودن زمان و مكان، لكن وقتي تأثير دارو تمام مي شود شخص معتاد حالت و احساس بدي پيدا مي كند و امكان ارتكاب جرم زياد مي شود و از سوي ديگر عاملي براي مصرف مواد مخدر قوي تر همانند هروئين مي باشد. 8- متادون : داروي مخدري است كه توهم زا و اغفال كننده بوده، واثرات زيانبخشي بر روي مغز دارد، معتاد پس از مصرف احساس لذت بخشي مي نمايد؛ لذا در صدد مصرف بيشتر آن بر مي آيد.
حضورفروهر تشویقی
روز شنبه:۶خرداد۹۱
جونقان/خ سردار
اسعدبختیاری/سالن
اجتماعات شهرداری
ساعت ۱۸تا۲۰
در سال جدید۱۳۹۱:
روزهای پنجشنبه
ساعت ۱۰ تا ۱۲
دختران شیشه و هرزگی
مادران دق مرگی ...
پدران سگ دو برای نان
بنویس... ... ... ...
بابا نای نان دادن ندارد
بابا کار ندارد
قبل از اینکه درمورد شیشه صحبت کنیم بهتر است بصورت خلاصه اشاره ای به نحوه کار مغز و سیستم اعصاب مرکزی داشته باشیم.
در سیستم اعصاب مرکزی، سلولها یا رشته های عصبی بصورت مستقم به هم متصل نیستند. بلکه بین انتهای سلول قبلی با ابتدای سلول بعدی فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به این فضا در اصطلاح پزشکی سیناپس می گویند.
برای اینکه یک سلول عصبی بتواند پیامی را به سلول دیگر انتقال دهد باید از انتهای خود ماده ای به داخل این فضای کوچک ترشح کند.( به این ماده در اصطلاح پزشکی نوروترنسمیتر می گویند) این ماده بر روی گیرندهایی که در ابتدای سلول بعدی قرار دارند می نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می شود. در سیستم عصبی نوروترنسمیترهای زیادی وجود دارند که ترشح هرکدام منجر به علایم خاصی می شود.
دوپامین و سروتونین دو نوروترنسمیتری عمده ای هستند که سوء مصرف شیشه یا مواد محرک باعث افزایش ترشح آنها در مغز می گردد و اختلال در نسبت ترشح آنها در ایجاد بیماری هایی مانند افسردگی یا دوقطبی نقش اساسی را بازی می کند.
و اما داستان شیشه.....
شیشه ای که در حال حاضر در بازار قاچاق مواد محرک ایران وجود دارد بیشتر بصورت کریستال های ریز ( مانند شکر) است که در تکه های کوچک یک لوله پلاستیکی ( نی نوشابه) جاسازی شده و سر و ته آن بسته می شود. این ماده به شکل های دیگری از جمله بلور های شفاف و تیز و.... نیز عرض می شود.
قاچاقچیان مواد با این شعار که: شیشه حاوی مورفین نیست پس اعتیاد آور نیست مصرف آنرا تبلیغ می کنند و متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاه خواسته یا ناخواسته در دام این ماده محرک گرفتار می شوند.
واقعیت اینست که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیاد آور است بطوریکه در بسیاری از مقالات پزشکی قدرت اعتیاد زایی آنرا بیشتر از مواد محرکی مانند کوکائین می دانند.
بخاطر داشته باشیم که در حال حاضر درمان اعتیاد به شیشه و مواد محرک مشکل ترین درمان در زمینه درمان سوء مصرف مواد است.
این ماده به چهار صورت کشیدنی، استفاده از طریق بینی، خوردنی یا تزریق ممکن است مورد سوء مصرف قرار گیرد. برای کشیدن آن از پایپی شیشه ای که مخصوص اینکار است، لامپ، چراغ خودرو و .... استفاده می کنند.
شیشه از ترکبات آمفتامین یا مت آمفتامین در آزمایشگاههای غیر قانونی ساخته می شود. قرص اکستاسی نیز از ترکیبات همین مواد است. شیشه در حقیقت هیدروکلراید مت آمفتامین است که علاوه بر شیشه به آن آیس یا کریستال هم گفته می شود. البته در استانهای شرقی کشور به کراک هم کریستال می گویند!
سوء مصرف شیشه ترشح دوپامین، سروتونین و نور اپی نفرین را در سیناپسهای عصبی در مغز به شدت افزاش می دهد و منجر به تحریک سلولهای مغز می شود. شخصی که به سوء مصرف شیشه روی می آورد در ابتدا علایم بسیار خوبی را تجربه می کند.
در ابتدا سوء مصرف شیشه باعث می شود که تجربه های لذت بخش با شدت بیشتری احساس شوند. فرضا اگر شما از شنیدن یک موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید شخصی که ماده محرک استفاده کرده است بر روی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه با آن به پرواز در می آید!!
قدرت تمرکز و اعتماد به نفس در چنین فردی به شدت بالا می رود، خطر را از خود دور می داند. ( به قول معروف دل و جراتش زیاد می شو د) حال تصور کنید چنین فردی در حال رانندگی چه وضعیتی خواهد داشت! بخاطر جرات زیاد فاصله ایمن را در نظر نمی گیرد. با سرعت زیاد از یک وجب جا سبقت گرفته، جاده را محیط خطرناکی برای خود و دیگران می کند! معمولا این افراد توسط پلیس دستگیر می شوند. اگر هم تصادف کنند تصادف های مرگباری خواهند داشت.
بسیار مهربان و صمیمی می شوند! خلاقیتشان زیاد می شود! شخصی که تا دیروز نمی توانست یک خط شعر حفظ کند شاعر می شود و شعر می گوید! بسیار دست و دلباز می شوند بطوریکه براحتی می توان از آنها پول یا چک گرفت! پس احتمال سوء استفاده مالی از این افراد وجود دارد!
در ابتدا حتی ممکن است وضعیت اقتصادی این افراد بهتر شود! این درست مانند آنست که بیمار وامی با بهره زیاد به خودش می دهد و احساس می کند ثروتمند شده است ولی وقتی این وام را پس می دهد بشدت فقیر و بی چیز می شود!
مصرف حتی مقدار کم شیشه منجر به بی خوابی می شود: شب تا صبح نمی خوابد دایم در حال عوض کردن کانال تلویزیون یا گوش کردن موسیقی است! بی قرار می شود و یک جا دوام نمی آورد! اشتها به شدت کاهش پیدا می کند! یکی از مواردی که اطرافیان به شخص مشکوک می شوند کاهش وزن شدید و کم خوابی است!
با مصرف زیاد؛ تنفس و ضربان قلب افزایش یافته، طپش قلب پیدا می کنند. فشار خون و دمای بدنشان بالا می رود و احساس گرما می کنند پس زیاد آب می خورند! ضربان قلب نامنظم می شود. بشدت تحریک پذیر و پرخاشگر می شوند و ممکن است دست به هر خشونتی بزنند. اضطراب، گیجی، لرزش اندامها، تشنج و در نهایت ایست قلبی و مرگ هم از دیگر عوارض سوء مصرف شیشه است.
سوء مصرف طولانی مدت شیشه منجر به ایجاد بدبینی شدید، خشونت، کاهش شدید حافظه، توهم های شنوایی و بینایی، سایکوز ( جنون آنی ) و بسیاری اختلالات عصبی دیگر و در نهایت مرگ می شود. اینها توهم های جالبی هم دارند! ممکن است رنگ ها را بشنوند و صداها را ببینند!
متاسفانه شیشه شخص را در وضعیتی قرار می دهد که تمایل به درمان ندارد و شاید این مصیبت بار ترین تاثیر شیشه بر مغز باشد که درمان و پیگیری این افراد را مشکل کرده است!
به علت ترشح زیاد نوروترنسمیتر ها، بعداز اندک زمانی انتهای اعصاب مغز تحلیل رفته و مغز نمی تواند روند طبیعی خود را داشته باشد و بیمار نه اینکه علایم خوبی تجربه نمی کند بلکه فقط بخاطر ترس از عوارض ترک شیشه که مربوط به کارکرد ضعیف مغز است اقدام به سوء مصرف آن می نماید!
بخاطر داشته باشیم که اعتیاد به مواد در هر نوع آن که باشد در ابتدا با تجربه های بسیار لذت بخشی همراه است بصورتی که شخص اعتقاد پیدا می کند که می تواند بصورت کنترل شده مواد را مورد سوء مصرف قرار داده و از تجربه های لذت بخش آن برخوردار شود! غافل از اینکه ثابت شده است که مصرف حتی مقدار کم مواد مخدر یا محرک ساختمان مغز و کارکرد آنرا بطور هم زمان تغییر می دهد که صحبت در مورد آن از حوصله این بحث خارج است.
همچنان که گفته شد در حال حاضر درمان مواد محرک از جمله شیشه از مشکل ترین درمان های سوء مصرف مواد است که توسط یک تیم مجرب صورت می گیرد. برای درمان، بر اساس مدت، مقدار، نوع و روش مصرف ممکن است فرد نیاز به درمان دارویی یا بصورت بستری و یا بصورت سرپایی داشته باشد. بعد از آن اختلالات روانپزشکی بیمار باید توسط روانپزشک آشنا به درمان سوء مصرف مواد مورد بررسی و درمان قرار گیرد و بدنبال آن یا هم زمان آموزش خانواده، آموزش مهارت های بهبودی اولیه و پیشگیری از بازگشت و رفتار درمانی انجام شود.
| هم وابستگی در خانواده اعتیادی | |
|
|
هم وابستگی یا وابستگی متقابل، گروهی از الگوهای رفتاری اعضای خانواده است وتحت تأثیر عضو معتاد خانواده صورت میگیرد. از خصوصیات اصلی افراد هم وابسته عدم تمایل به پذیرش مفهوم اعتیاد به عنوان یک بیماری ....
است که این امر سبب بروز احساسات خشم، طرد و شکست میشود و فرد مصرف کننده نیز با انکار مسئولیت خود، مصرف مواد را به گردن دیگر اعضای خانواده می اندازد. با تمرکز پیچیده به فرد معتاد که به صورت «اعتیاد به معتاد» دیده میشود، فرایند طبیعی خانواده به مشکل برخورده و زمینه تقویت رفتارهای اعتیادی فراهم میگردد. در واقع، مهارتهای خاصی در این خانواده ها پرورش مییابد که از آن جمله به رفتارهای زیر میتوان اشاره کرد: ● آزار و نادیده گرفتن خود ● عدم ابراز احساسات تلنبار شده ● تحمل موقعیتهای غیرقابل تحمل ● تحریف واقعیتها و خودفریبی این مهارتها در کنار شکست های متعدد خانواده در درمان اعتیاد باعث میشود که شکست های درمانی را نه به فرد معتاد یا فرایند بیماری بلکه به خودشان نسبت داده و زمینه تقویت افسردگی و افت عزتنفس را بیش از پیش فراهم آورند. در واقع، اعتیاد میتواند انواع مشکلات تحصیلی، شغلی، جسمانی، جنسی، روانی، مالی و خانوادگی را به دنبال آورد. با حفظ و تداوم اعتیاد و دوام کژکاری در خانواده هم وابسته نقشهای متعددی در چارچوب خانواده شکل میگیرد که اهم موارد به قرار زیر میباشد: رفتارهای میدان دهی این رفتارها مانع فروپاشی خانواده شده و موقعیت اعتیادی را تقویت میکند. در واقع در نتیجه این رفتارها فرد معتاد از فرصت رویارو شدن با مشکلات، پیامدها و عوارض مصرف مواد محافظت می گردد. عضو فریادرس یکی از اعضای خانواده با حمایت از فرد معتاد و تضمین وی زمینه مصرف مواد را فراهم آورده و از عواقب رفتار نیز فرد معتاد را مراقبت می کند. عضو سپر بلا در اغلب موارد سپربلاها کودکان هستند و رفتار آنها به صورتی است که یا مسئولیتهای مورد غفلت والدین را بر عهده می گیرند و یا سعی در برآورده کردن نیازهای فراموش شده والدین می کنند که به این ترتیب، توجه دیگران را از رفتار و پیامدهای اعمال فرد معتاد، دور می سازند. عضو قهرمان خانواده قهرمان سعی بر حفظ آبروی خانوادگی و ارائه تصویری مثبت از خانواده میکند که در این موارد رفتارهای تقویتی سایر اعضای خانواده نیز این شرایط را تشدید می کند، در نتیجه ادامه رفتارهای اعتیادی را برای فرد معتاد امکانپذیر می سازد. از نقش های ناکارآمد دیگر در خانواده های اعتیادی می توان به موارد زیر اشاره کرد (وایتفیلد، 1991): «فرایند کودک گمشده «فرد جوش دهنده «فرد منطبق «فرد گله مند «فرد خانه پا «فرد لودهنده هيچ فردي نميتواند در خانواده اعتيادي رشد كند و خانواده او را تغيير نداده باشد افرادي كه در خانواده اعتياد زندگي ميكنند درون يك گردباد هستند و به هر چيزي كه بدانها كمك ميكند تا كنترل خود را به دست آورند، چنگ ميزنند محيط آنها به مدت طولاني از كنترل خارج گرديده و در آرزوي كسب ثبات در خانواده هستند.
هم وابسته ها داراي 4 نشانه اصلي هستند: 1- اشكال در تجربه سطوح مناسب عزتنفس 2- اشكال در ايجاد مرزهاي سالم خانوادگي 3- اشكال در پذيرفتن و تصديق كردن واقعيت خود 4- اشكال در برآورده كردن نيازهاي مربوط به خود
افراد هم وابسته چون مشكلات دردناكي دارند به چيزهاي ديگر غير از مشكل فكر ميكنند، مدام پيرامون معتاد در حال حركت هستند و موقعيتهاي غيرقابل تحمل براي ديگران را با توانايي شگفتانگيزي تحمل كرده و در زمينه غفلت از خود و آزار خود توان بالايي دارند.
ويژگيهاي عمده اين افراد شامل موارد زير است: ● احساس گناه و تقصير ● از دست دادن كنترل ● احساس شرم و حيا ● ناتواني در شناختن احساسات خود ● ناتواني در اعتماد به ديگران ● تلاش براي راضي نگهداشتن ديگران ● عدم شناخت نيازهاي خود ● احساس بيارزشي ● مهارتهاي ارتباطي ضعيف |
| اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری مینماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادتزا میباشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند. |
اساس پیشگیری تعلیم و تربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانوادههاست این آموزش باید در یک طیف گسترده اعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانههای گروهی در جهت آموزشی و نتیجتا پیشگیری از اعتیاد نخست با تحلیل کلیه عوامل احتمالی اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و غیره که افراد سالم را بسوی این انحراف عظیم مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی سوق دهد، کمال استفاده بعمل آید. آنگاه مسئولان تعلیم و تربیت علما و روحانیون ، روانشناسان و سایر صاحب نظران شیوههای مقابله را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای حاکم بر جامعه ارائه دهد.
روابط عمومی کانون تولددوباره جهانبین چهارمحال

متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود.
مطالعات مشخص نموده اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالباً در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است. البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد ، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست ؛ زیرا اولاً ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ؛ ثانیاً اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده دارد.
افرادی که شخصیت های خودشیفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعی دارند ، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند ؛ زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملاً برطرف می کند. از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصیت های زود رنج و احساساتی نیز کاملاً مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند.
به طور خلاصه می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد . فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی یا ژنتیکی او را برطرف نموده است . بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود . در این مرحله این شخص ، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است.
اعتیاد به مواد مخدر دارای دو جنبه جسمی و روانی می باشد.
منظور ازاعتیاد جسمی آن است که علایمی چون : درد عضلانی ، پرش عضلات ، آب ریزش بینی ، عطسه ، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بیمار بروز می کند که این علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفی) برطرف می شود. در پایان این دوره است که بیمار سم زدایی شده و ترک بدنی انجام داده است .

اعتیاد روانی همان تمایل بیمار به استفاده از مواد مخدر می باشد که در دوره سم زدایی و تا مدت طولانی بعد از ترک ، شاید سال ها طول بکشد. بیمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زیرا متأسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتی نظیر فشارهای روانی ، افسردگی ، اضطراب ، مشکلات جنسی و ... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراین فردی که اعتیاد را ترک کرده است در برخورد با هر یک از این مشکلات ممکن است که مجدداً به مواد مخدر روی آورد.
بیماری اعتیاد به مواد مخدر، تقریباً یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی ، قدم های بعدی درمان برداشته می شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد؛ اما امید به درمان و بهبودی ، بسیار بالاست.
از زمانی که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پدیده اعتیاد گردید، درمان های گوناگونی نیز برای برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نیز این روش های درمان پیشرفته تر و کامل تر می شود. از درمان و ترک کردن در اردوهای معتادان گمنام و درمان با داروی متادون گرفته تا جدیدترین شیوه درمانی که U.R.O.D ( سم زدایی فوق سریع ) است.
بیماران ، ترک جسمی را شروع می کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و یا به عبارتی مرحله تکمیلی آن آغاز می شود که درمانِ قسمت روانی آن است.
بیماری اعتیاد علاوه بر این که از نظر جسمی ، فرد را ناتوان و وابسته می کند، یک نوع وابستگی روانی نیز در او ایجاد می کند که حتی در مواقعی که از نظر جسمی هیچ گونه مشکلی ندارد و نیاز جسمانی ندارد هوس و میل به مصرف مواد مخدر در او می تواند دلیلی بر شروع مجدد مصرف شود و اینجاست که نیاز بیمار به درمان های روانی کاملاً احساس می شود.
بنابراین باید نگرش و باورهای بیمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر روانی ، تنفر و انزجار جایگزین عشق و علاقه به مواد مخدر گردد.
در حال حاضر درمان انتخابی و مطمئن روان درمانی فردی، گروه درمانی ، کلاس های آموزشی ، جانشین سازی ، فعالیت های مناسب و تکنیک های آرام سازی جسمی – روانی است .

ایجاد انگیزه در خانواده و همراهان بیمار و این که خانواده چه نقش مهمی در درمان بیمار معتاد دارد، یکی از اهداف مهم درمان اعتیاد است.
پس از سم زدایی جسمی ، بیماران احتیاج به حمایت های بسیار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که این حمایت شامل حمایت روانی و برخورد صحیح و مناسب با بیمار است. اغلب خانواده ها و مردم ، بیمار معتاد را یک مجرم می دانند و متأسفانه در مسیر تلاش در جهت بهبود بیمار خیلی سریع مأیوس می شوند و به اصطلاح ، بیمار را غیر قابل اصلاح می دانند که این ناامید شدن یکی از بزرگترین علل شکست در سیر درمان است. درحقیقت اعتیاد فقط یک بیماری عصبی – روانی می باشد که احتیاج به درمانی طولانی مدت شامل حمایت های روانی بسیار دقیق از بیماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدایی ، خانواده باید اغلب رفتار و برخوردهای لازم با بیمار را با توصیه های متخصصین روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زیرا کوچکترین حرکت اشتباه در مسیر درمان می تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بیماری شود.
هم اکنون اعتیاد به مواد مخدر یا سایر مواد روان گردان صرفاً به عنوان یک بیماری مزمن عصبی روانی شناخته می شود که با یک درمان سم زدایی ، مرحله درمان شروع می شود و با روان درمانی برای مدت حداقل شش ماه ؛ شامل شرکت در کلاس های گروه درمانی و مشاوره فردی ، و حمایت بسیار دقیق و کامل خانواده و اطرافیان ، ادامه می یابد . باید توجه داشت زمانی بیمار ترک کامل روانی را انجام می دهد که بعد از سیر درمان ، به طور کامل از مواد مخدر ، به معنای واقعی متنفر شده باشد، اگر بدین صورت مراحل درمان ادامه یابد به طوری که کلیه فعالیت های درمانی بیمار تحت نظارت گروه پزشکی و متخصص و در مراکز ترک اعتیاد معتبر و مجّرب صورت پذیرد، بدون شک اعتیاد درمان می شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بیمار به اعتیاد به حداقل می رسد.
جهت درمان بیمار مهمترین مرحله ، تحقیق خانواده و بیمار در جهت یافتن بهترین و موفق ترین مراکز درمانی می باشد که مسلماً برای این منظور باید به مراکز مختلف مراجعه شود و با سیستم درمانی ، آشنایی حاصل ، و اطمینان کامل ایجاد شود به طوری که با تماس مستقیم با بیماران درمان شده ، نظارت بر فعالیت های درمانی مرکز ترک اعتیاد و میزان حمایت از بیماران می توان تا حدود زیادی نسبت به میزان موفقیت ، اعتماد حاصل نمود.
در پایان و به طور خلاصه لازم به توضیح است که در درمان اعتیاد باید توجه داشت که آن را فقط یک بیماری مزمن دانست و بیمار باید با حمایت های کامل خانواده ، مرکز ترک اعتیاد و اطرافیان و با امید به روزی که این بیماری در جهان ریشه کن شود و با کمترین فشارهای روانی درمان شود.
امور فرهنگی کانون تولد دوباره جهانبین(جونقان)-تیرماه ۱۳۹۰
انگیزه اعتیاد هر چه باشد و فرم و صورت آن به هر گونه ای که باشد، خواه از مواد مخدر، خواه از الکل، و خواه از دیگر امور، باید گفت که آن عاملی برای زوال خانواده ها و از عوامل جرم زاست. موضوع اعتیاد به هر گونه ای که باشد سبب زوال، گرفتاری نسل و سقوط شخصیت معتاد و کلاً نابسامانی خانواده است. بلوغ عاطفی را دچار مخاطره ساخته و از انسانی که قادر است اوج گیری عروج کند فردی می سازد زبون، درمانده، ناتوان در اداره ی خود و زندگی خویش، دور ازاحساس مسؤولیت بی تفاوت در برابر وقایع و امورو نیز حوادثی که دردورو برش می گذرد.
اثر اعتیاد بر خانواده
امر اعتیاد برای خود فرد یک مسئله است و برای خانواده ی او مسئله ای دیگر. او نه تنها وجود خود را که سرمایه ای عظیم برای جامعه می تواند باشد به خطر می اندازد بلکه روزگار همسر و فرزندان را به تباهی می کشاند. اهم عوارضی که به خاطر اعتیاد گریبانگیر خانواده می شود عبارتنداز:
1- سردی کانون: خانه معتاد خانه ای سرد و بی رونق است، و گرمی و حرارتی در آن به چشم نمی خورد. زن و شوهرنسبت به هم احساس بیگانگی دارند هم بدان خاطر که معتاد فقط متوجه خود و دنیای خویش و از دیگران بیگانه است و هم بدان علت که عمل او مورد اعتراض همسر و مورد درگیری و انتقاد است. این سردی از جهت دیگری هم به چشم می خورد و آن ضعف اقتصادی خانواده و علت از میان رفتن توان کار و تلاش است. هرچه که تولید می شود صرف تهیه مواد می گردد. در نتیجه هزینه های ضروری خانواده فرو می مانند. در جهت سوم توجه به آینده چنین زندگی، شادابی و نشاط را از افراد می ستانند و خشونت و خوی حیوانی وارد عرصه حیات می گردند.
2- تأثیر منفی بر نسل: پدر یا مادر معتاد دو گونه تأثیر بر نسل می گذارد: یکی تأثیر وراثتی و آن دیگری تأثیر محیطی.
در جنبه ی وراثت باید گفت فساد جسمی و روانی معتاد ، مخصوصاً معتادان به مواد مخدر و الکل از راه وراثت به فرزندان منتقل می شود و زمینه را برای گرفتاری آنها فراهم می کند، بخشی از نقص عضوهای مادرزادی ، عقب ماندگی های ذهنی ناشی از اعتیاد به الکل یا دیگر مواد است. فرزندان الکلیک غالباً از لحاظ بدنی ضعیف ، علیل ، گرفتار عوارض ناشی از اختلال در غده تیرویید، انحراف در ستون فقرات ، و عدم رشد روانی و ... می باشد. از لحاظ محیطی تکلیف روشن است چه محیط رحم برای مادران معتاد و چه محیط خارج رحم برای پدر و مادر، می دانیم کودک در محیط رنگ می گیرد و در آنجا ساخته می شود. سوء رفتار، بدآموزی ها، کجرویهای آموخته از محیط در آن کاملاً به چشم می خورد. فرزندان افراد معتاد آن چنانند که گویی در برابر بیماری ها تاب مقاومت ندارند و در شرایط مساوی زودتر از دیگران بیمار می شوند. اینان در تمام مدت زندگی مخصوصاً در دوران قبل از بلوغ در معرض حملات گوناگون بیماری ها هستند و غالباً ضعیف و برخی از آنان (فرزندان الکلیک) گرفتار تشنجند.
3.عدم پذیرش مسئولیت: معتاد نه در زندگی خانوادگی و نه در حیات اجتماعی پذیرای مسئولیت و تعهدی نیست. او نمی تواند مسئولیت اداره همسر و تربیت فرزندان را بپذیرد و یا در رابطه با تأمین اقتصادی آنها تعهدی را در خود احساس کند و این امر خود یکی از عوامل ویرانی خانواده و ثبوت فرزندان است. معتاد پس از مدتی پسیکوپات (شخصیت ضد اجتماعی) می شود. رفتار اجتماعی او جنبه ی ضد اجتماعی دارد و منافی با اخلاق است. مرتکب انحراف و لغزش می شود. و برای خود احساس شرمی قايل نیست. از دیگران سرزنش می شود، خجالت می کشد و...در چنین صورتی چه احساس مسئولیتی برای اوست ؟
4. تأثیر بر تربیت: فرزندان افراد معتاد امکان تربیت و رشد ندارد مگر به میزانی که توسط مادر یا پدر غیر معتاد درباره شأن اعمال شود یا به اندازه ای که خود مدیر خود شوند یا بتوانند اوضاع خویش را سروسامان دهند. اعتیاد کی به آنها اجازه فرصت می دهد که امکانات تربیتی را در اختیار فرزندان قرار دهند و یا گامی را در راه پرورش آنها بردارند. اصولاً کی می تواند در راه سازندگی نسلی گام بردارند که خود ساخته و نسبتاً پرورده باشند. آن کسی که گرفتار انحطاط و تنزل اخلاقی بدان حد است که همه چیز را فدای اعتیاد می کند. چه توقع و انتظاری می توانیم از او داشته باشیم؟ و تازه اگر بنا شود که آنان در امر تربیت فرزندان گام برمی دارند چه تربیتی را می توانند به آنها بدهند؟ و با چه شیوه ای می توانند به پیش روند؟ به فرزندان خود چه بگویند؟ آیا آنها می توانند به فرزندان خود بگویند که شریف و پاکدامن باشید؟ می توانند به آنها بگویند که تن به آلودگی ها و اعتیاد ندهند؟ اگر هم بگویند که آیا واقعاً در کودک اثر خواهد کرد؟ آیا کودک نخواهد پرسید که اگرچنین رفتارهایی انحراف آلوده است پس چرا خود تن داده ای؟ و ...
5. سستی پیوند عاطفی با فرزند: معتاد لااقل به دو علت در روابط عاطفی با فرزندان دچار سستی است: یکی به خاطر نفس اعتیاد که حالت بی تفاوتی به افراد می دهد و به اصطلاح روانشناسان آنها را گرفتار حالت پسیکوپاتی می کند و این امر درباره ی آنها که به مواد مخدر چون هرویین گرفتارند، بیشتر صادق است و دیگر بدان خاطر که سرگرمی و اشتغال به مواد مخدر یا الکل حالت نئشه ای به آنها می دهد که خود را از داشتن رابطه ی عاطفی با فرزندان بی نیاز می کند. رابطه ی عاطفی با همسر و فرزند آنچنان سست است که حتی اگر برای او خبر آورند که همسرش دچار آلودگی شده حس غیرتش نمی جنبد. به همین ترتیب پیوند ازدواج سست می شود، خوی مهرورزی جای خود را به خشونت می دهد، قلب همسر و فرزندان را می شکند واز این بابت خود را در خور سرزنش نمی داند و این امری است که در رابطه با معتادان سابقه دار بیشتر به چشم می خورد .
6. ویرانی کانون : فرجام عارضه ی اعتیاد نابودی و زوال کانون است و بالاخره روزگاری می رسد که اهل خانه احساس می کنند نمی توانند با هم زندگی کنند. زن برای بازمانده ی خود هوشیار و حساس می شود، می کوشد برنامه ای بریزد که خود را از این شر رها سازد. فرزندان هم راه گریز، و ولگردی و دربه دری را در پیش می گیرند. اختلالات و بگومگوها شروع می شود، غیبت معتاد از محیط خانواده کم کم رخ می نماید. گاهی شب را در قهوه خانه ای، خرابه ای، در کوچه ای و یا در منزل معتاد دیگری به روز می آورد. مدت غیبت تدریجاً طولانی می شود، از آن بابت که گاهی دستگیر می شود و به بازداشتگاه می رود در حالی که خانواده از او بی خبر است و او هم ضرورتی نمی بیند که خانواده را خبردار کند. در چنین صورتی است که می یابیم دیگر خانواده ای باقی نمانده است. جدایی ها در اوج است بدبینی ها، بدگمانی ها ، سوء رفتارها از هر سو بر افراد احاطه می کنند ، عواطف خانوادگی به بازی گرفته می شوند. زن وهمسر دیگر نمی توانند روی او حساب کنند. هر کس راه خود را در پیش می گیرد و برای سعادت خود می اندیشد چه بسیاراند فرزندانی که از فرط بینوایی حتی از سوی پدر و مادر توأماً طرد شده اند و همچون توپ فوتبال دست به دست در خانه ی این و آن می گردند.
7. و بالاخره : اعتیاد عواطف را از بین می برد. غفلت و بی توجهی نسبت به همه امور، از جمله خانواده و شرافت آن را پدید می آورد، اعمال عالی شعوری را در فرد آنچنان ضعیف و حتی زایل می سازد که به فکر احدی نیست جز خود، آن هم در حیطه اعتیاد، تنزل اخلاقی را به درجه ای می رساند که گاهی از فساد اهل خانه و حتی خود فروشیشان نگران نیست درآمدی که باید برای تربیت و رفع نیازهای حیاتی افراد خانواده صرف شود در راه اعتیاد سرمایه گذاری می شود.
کودک و والدین معتاد:
کودکی که در خانواده با پدر و مادر معتاد مواجه است وضع خوب و مناسبی ندارد.فرد معتاد به او سرمشق بدی داده است ممکن است او به سوی اعتیاد سوق داده شود. احساس ناامنی ناشی از اختلال فکری و رفتاری پدر و مادر معتاد زمینه را برای دلواپسی واضطراب او فراهم می سازد تا مدتی که در خانه و مدرسه قرار و آرام ندارد و یکی از علل عدم پیشرفت تحصیلی کودکان همین مسأله است احساس شرمساری ناشی از داشتن پدر یا مادر معتاد مشکلی برای آنها در بیرون و در مدرسه است احساس عدم تأمین ناشی از وضع بد اقتصادی خانواده همیشه بار سنگینی بر دل کودک است که از آن شدیداًنگران است و... به خاطر این مسایل است که وضع او خوب نیست، دائماً در تشویش و اضطراب است، گاهی احساس شرم بر او غالب است و زمانی احساس بی پروایی. گاهی به فکر گریز از خانواده است و زمانی در جستجوی پناهگاه برای نجات خود از این دام و از مرگ یا یافتن زمینه ای برای تأمین حیات و شرافت و طبیعی است که چنین خانواده ای که موجد این همه اشکالات و مشکلات برای کودک است، خانواده ای نابسامان باشد.
بزهکاری کودک
استعداد جرم:خطر مهمتری که دامنگیر فرزندان معتادان است، خطر افتادان آنها به دام و وادی لغزش و ارتکاب جرم است. اصولاً تن دادن به یک لغزش یا جرم انگیزه می خواهد. و کار پدر یا مادر معتاد نه تنها انگیزه ساز است بلکه جهت دهنده کودک است به سوی جرم و انحراف. نتایج تحقیقات نشان می دهد حدود 25 درصد بزهکاران از والدین الکلیک و معتاد بوده اند، والدینی که مراقبت و نظارت کافی در امر تربیت فرزندان نداشته اند و یا با روش غلط خود موجبات انحراف و تبهکاری آنان را نداشته اند و یا با روش غلط خود موجبات انحراف و تبهکاری آنان را فراهم آورده اند. و نیز فرزندان افراد معتاد مستعد ارتکاب جرمند زیرا فرو افتادگی در اخلاق و انحطاط معنوی به علت الگو گیری از والدین در آنها بسیار است. آنها از پدر و مادر خود درس شرافت و اخلاق نگرفته اند که آن را در زندگی به کار بگیرند آنچه دیده و شنیده اند عمل می کنند.
ما چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم که از چنین خانواده ها افرادی سالم، متعهد، دارای روش انسانی و اخلاقی پدید آیند؟ مگر آنگاه که خود به درجه ای از رشد و تکلیف برسند که برای سعادت خویش برنامه ای بریزند.
امور فرهنگی کانون جهانبین جونقان
روانشناسی روابط خانواده، ویژگی ها و نحوه شکل گیری خانواده ناکارآمد، خصوصیات فضای ناایمن و توام با اضطراب، چگونگی و نوع شکل گیری نقش های مخرب، قوانین نامناسب و نحوه درمان اعتیاد در قالب خانواده درمانی و نحوه تبدیل خانواده ناکارآمد و ناسالم به خانواده کارآمد و سالم و عاری از اعتیاد در متن اصلی مقاله به تفصیل تشریح گردیده است.
جلسه خانواده روز جمعه ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ با حضور دبیر کانون رضا رحیمی بعنوان گرداننده جلسه و پاسخگوی سوالات خانواده های معتادان در حال بهبودی برگزار شده و خانواده هایی از سراسر استان درباره روند بهبودی و تاثیر برخوردهای سالم خانواده ها بر معتادان سوالاتی مطرح و پاسخهای خود را دریافت نمودند.
در زیر چکیده ای از سوالات و جوابهای داده شده می آید.
§از عوامل مهمی بگویید كه می توانند جوان را به دام اعتیاد بیندازند.
○طبق آمار به دست آمده سن فراوانی اعتیاد 18 تا 25 سالگی است. این مرحله حساس ترین دوران زندگی یك جوان است. عوامل زمینه ساز خطر در این سنین بحرانی عبارتند از: نابسامانی های خانواده، دوری از خانواده و احساس تنهایی ، گریز از خویشتن و آشفتگی هویت، كمبود ارتباط عاطفی بین اعضای خانواده ، فقر فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی، نداشتن برنامه سالم برای اوقات فراغت، هیجان خواهی بالا، عزت نفس پایین، احساس بی ارزشی و بی لیاقتی، فرار از واقعیت ها، افت تحصیلی، شكست های عاطفی، ترس از آینده شغلی، نداشتن هدف در زندگی، تأثیرپذیری شدید از گروه و همسالان و ...
§درباره ی نقش اساسی خانواده در پیشگیری از اعتیاد توضیح دهید.
○ خانواده قلب جامعه است و والدین از عوامل مهمی هستند كه می توانند به نوجوان كمك كنند تا از عهده آن چه لازمه استقلال است برآید و به انسانی توانا، متكی به خود و دارای تصویری مثبت از خویش تبدیل شود و توانمندی ها و قابلیت های خود را باور كند.
یافته های پژوهشی نشان می دهد جوانانی كه سازگاری كم تری دارند و با مشكلات بسیاری روبه رو هستند، متأسفانه غالباً مورد خشونت، خصومت، آزار و اذیت یا سهل انگاری و بی اعتنای قرار گرفته و از پذیرش همراه با احترام، اعتماد و محبت محروم بوده اند.
یكی از جنبه های مهم رفتار پدر و مادر، اقتدار و كنترل صحیح در مقابل خودمختاری است. والدینی كه از قاطیعت همراه با محبت، اعتماد و دموكراسی برخوردارند، در هدایت، نظارت و تربیت فرزندان موفق ترند. یك نوجوان در سن بحرانی عمیقاً به راهنمایی، حمایت و همكاری، اعتماد، انضباط، درك متقابل، دلسوزی، محبت و احترام نیازمند است؛ و كوتاهی پدر و مادر در هر یك از جنبه ها موجب گرایش فرزندان به گروه های ناسالم یا وابستگی به دوست و همسالان نامناسب خواهد شد، وابستگی هایی كه آغاز بسیاری از ناهنجاری هاست. والدین عاقل و آگاه با رفتار همدلانه و صمیمانه خود سعی می كنند از بروز ناهنجاری ها پیشگیری كنند.
§نقش گروه همسالان در تحریك و تشویق فرد به اعتیاد و انحراف چه اندازه است؟
○متأسفانه اخبار و اطلاعات حاكی از نفوذ بسیار شدید گروه همسالان در زمینه گرایش به مصرف مواد مخدر و انواع انحراف است. اگر خانواده نقش هدایتی، حمایتی، نظارتی و تربیتی خود را در شكل گیری شخصیت و رفتار فرزندان به خوبی و به موقع ایفا نكند، نوجوان به دلیل جذابیت های گروه همسالان به محیط هایی غیر از محیط خانه رو می آورد. این در شرایطی است كه پیوند او با والدین خود به تدریج ضعیف تر شده و تحت تأثیر شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزش ها و نگرش های همسالان قرار می گیرد و به آسانی با حمایت دوستان به دور از نظارت خانواده به انحراف كشیده می شود.
به علت خصوصیات سنین نوجوانی و جوانی، وابستگی های خاصی میان همسالان این دوره ها به وجود می آید. این حالات گاهی برای افراد تكیه گاه محسوب می شود و به آن ها احساس ایمنی و آرامش می دهد. آنان در كنار یكدیگر با اقدام به ناهنجاری ها، احساس رضایت و شاید جا افتادگی می كنند و پشتیبان خوبی برای تأیید خطاهای یكدیگرند؛ بنابراین محیط خارج از خانه را لذتبخش می یابند.
§نابسامانی های خانواده چگونه در گرایش فرد به اعتیاد و انحراف تأثیر می گذارد؟
○اعتیاد یكی از والدین یا هر دو، زندانی بودن، انحراف جنسی یا انحرافات اخلاقی پدر و مادر، غیبت والدین از خانه، اختلافات میان آن دو، عقب ماندگی فرهنگی خانواده، طلاق و جدایی، بزهكاری والدین و سایر عوامل مشابه در گرایش فرد به اعتیاد و انحراف نقش بسیاری دارد. طبق آمار کشور ایران از نظر طلاق رتبه چهارم را در جهان دارد و هم اكنون از هر چهار ازدواج یك مورد به طلاق می انجامد. در همین آمار گزارش شده كه در سال 1356 تنها 2 درصد طلاق ها مربوط به اعتیاد بوده و و درحال حاضر این مقدار به 60 درصد رسیده است. به علاوه، فرزندان طلاق بیش از هر گروهی گرایش به انواع انحراف دارند.
به هر حال راهكار اساسی حل بحران، آگاهی جوانان و خانواده هاست تا بتوانند قاطعانه به وسوسه مصرف مواد مخدر « نه » بگویند. افزایش حضور والدین در منزل، تقویت ارتباط های عاطفی میان اعضای خانواده، توجه به ارزش های اخلاقی و معنوی در زندگی و اهمیت قائل شدن پدر و مادر برای مبانی اعتقادی ، ارزشی و مذهبی كمك می كند. كه جوان با بكارگیری راهكارهایی از جانب خانواده، بتواند سكان زندگی خویش را در میان دریای پر تلاطم جوانی به سلامت هدایت كند و به ساحل نجات و خوشبختی دست یابد.
هر نوع كمبود عاطفی یا روابط آشفته در خانواده، فرد را به دنبال عامل تسكین دهنده میكشاند و این خطر بزرگ به ویژه وقتی جدی تلقی می شود كه گروه های سود جوو پلید، به آسانی در گوشه و كنار شهر مواد مخدر را توزیع می كنند و باندهای قاچاق به این فاجعه دامن می زنند.
در خانواده ای امن، آرمش دهنده و اطمینان بخش، نوجوان می آموزد كه هر خطری را نباید در زندگی تجربه كرد و می پذیرد كه تحت هیچ شرایطی و حتی در اوج مشكلات، مواد مخدر را تجربه نكند؛ زیرا اعتیاد، همزاد تمام تباهی ها، ویرانگر همه زیبایی ها و مولد تمام آسیب ها و مشكلات جسمی و روانی است
ناهمترازی میان كمال واقعی انسان و كمال اجتماعی او، از جمله عواملی است كه ایجاد بحران می كند و باعث تشدید جدال جوانان تشنه ی استقلال با جامعه ای می شود كه آنان را از حقشان (استقلال) محروم می كند.
اگر فرزندان خانواده با احساس لیاقت ارزشمندی، حرمت و عزت نفس رشد یابند و مورد پذیرش و تأیید واقع شوند و روابط سالم اجتماعی و عاطفی با دیگران داشته باشند، می توانند قاطعانه و بدون تردید در برابر وسوسه های ویرانگر آلوده شدن به مواد مخدر،" نه" بگویند.
"پایین بودن عزت نفس" و" احترام قائل نشدن برای خویش "می تواند قدرت كنترل بر موقعیت های زندگی را از انسان بگیرد و احساس حقارت، درماندگی، ناتوانی و پوچی ناامیدی را در او تشدید كند. انسانی كه برای خود ارزش و حرمتی قائل نشود. به سادگی در دام انواع اعتیاد و انحراف اسیر می شود.
امور فرهنگی کانون تولد دوباره جهانبین چهارمحال ۲۳/۲/۱۳۹۰ خورشیدی
چکیده ای از بحثهای مطرح شده توسط برادر رحیمی دبیر کانون تولد دوباره جهانبین در جلسات خانواده که در سال ۱۳۹۰ در سالن اجتماعات کانون جهانبین جونقان با حضور گستذده خانواده ها برگزار گردید.
پديده اعتياد به شكل امروزي آن بيش از نيم قرن است كه در جهان از جمله كشور ما بوجود آمده و در حال گسترش است.شيوع اين پديده در زمانها ابعاد نگران كننده اي به خود گرفته و ذهن انسان رابه تفكر وا داشته كه چگونه اين گرايش بوجود آمده و چگونه مي توان از گسترش آن پيشگيري كرد.هدف از اين مقاله يافتن رابطه بين اعتياد و خانواده است.و اينكه چه زمينه و بسترهايي در خانواده موجب افزايش اعتياد در ميان فرزندان مي شود.اعتياد همانند همه پديده ها اجتماعي پيچيده بوده و از علل گوناگون بوجود مي آيد.ويژگي هاي جسماني ،ابعاد رواني،زمينه هاي متفاوت اجتماعي،فرهنگي و سياسي،در ايجاد و شيوع آن نقش دارد.يكي از زمينه هايي كه همگان بر آن توافق دارند، بستر هاي خانوادگي است.اما چه نوع خانواده اي و چه ويژگي هايي نقش وعلت مهمتري دارند. در تبيين آسيب ها و انحرافات اجتماعي نظريات گوناگوني وجود دارد اما مهمترين نظر يه درباره موضوع فوق نظريه((كنترل اجتماعي)) است.اين نظريه بر اين عقيده استوار استكه ارتكاب رفتار انحرافي بوسيله جوانان بعلت فقدان برخي كنترلهاي اجتماعي است كه داراي پيش فرضهاي به شرح زير مي باشد:-اگر بخواهيم از تمايلات جرم و بزهكاري جلوگيريشود مي بايست همه افراد اعم از جوان و بزرگسال كنترل شوند.- رفتار انحرافي عمومي وجهان مشمول مي باشد و آن نتيجه كاركرد ضعيف مكانيزمهاي كنترل اجتماعي است.-وفاق كليدر مورد هنجارها و ارزشها و باورهاي رايج در جامعه وجود دارد و كنترل اجتماعي بر مبناي وفاق اجتماعي انجام مي شود.سوال مطرح شده اين است كه چه خانواده هايي و با چهويژگيهايي مي توانند زمينه ساز بروز انحرافات اجتماعي در فرزندان گردند.از جمله خانواده ها و عواملي كه زمينه ساز بروز انحرافات مي شوند عبارتند از :-خانواده زيستي -خانواده نابسامان و اختلافات خانوادگي -والدين معتاد- والدين بي سواد از جمله مفاهيمي كه در اين مقاله تعريف شده است: - ازدواج:ازدواج عملي است كه پيوند دو جنس مخالف بر پايه روابط پاياپاي جنسي موجبمي شود ازدواج مستلزم انعقاد قراداد اجتماعي است كه مشروعيت روابط جسماني را موجب مي شود.-خانواده به مجموعه افرادي گفته مي شود بر اساس ازدواج داراي رابطه سببي يا نسبي بوده و با يكديگر خويشاوندند.-خانوار:تعداد افرادي است كه زير يك سقف زندگي ميكنند و دور يك سفره غذا مي خورند.-انحراف رفتار فرد يا گروهي كه با الگوها و هنجارهاي جامعه انطباق ندارد.-جرم :هر عملي كه در خور مجازات باشد.-معتاد:كسي است كه در اثر مصرف مكرر و مداوم متكي به مواد مخدر يا دارو شده باشد.اعتياد به دو دسته مجاز(مثل دارو و سيگار و...)و غير مجاز (مثل مواد مخدر)تقسيم مي شود. اين مقاله به صورت اسنادي انجام گرفته و از آمارهاي موجود و پژوهشهاي انجام گرفتهاز سال 1342 الي 1365 كمك گرفته است و جامعه آماري آن در محدوده ايران صورت گرفته است.در تحليل داده ها از نتايج آماري استفاده كرده است. در كل مي توان نتيجه گرفت كه اولاً بين خانواده و اعتياد رابطه وجود دارد.يعني وجود شاخص هايي در خانواده در بروز،اعتياد نقش اساسي دارد.طبيعي است كه در خانواده هايگسيخته،كم سواد با والدين معتاد،اجتماعي شدن به شكل كامل صورت نگرفته و نظم خانواده مختل شده و كنترل اجتماعي صورت نمي گيرد.لذا بر افزايش اعتياد تاثير مي گذارد امااعتياد ممكن است در خانواده هاي به ظاهر سالم و كامل نيز بروز نمايد.و يا برعكس دربرخي خانواده هاي آسيب زا فرزندان با توجه به ويژگيهاي فردي و يا يافتن تكيه گاههايي غير از خانواده به اعتياد آلوده نشوند.
در زیر چکیده ای از مباحث طرح شده در این جلسات را می اوریم:
خانوادههای معتادان تفاوت چشمگیری با خانوادههای عادی دارند
آقای عسگری گفت: خانوادههای معتادان، تفاوت چشمگیری با خانوادههای عادی دارند، به گونهای که روابط زوجین، روابط اجتماعی خانواده و نیز کارکردهای مختلف خانواده نظیر کارکرد عاطفی، اقتصادی، آموزشی و ... مختل میشود که هر کدام از این موارد میتواند منشاء مشکلات عدیدهای برای خانواده محسوب شود.
عسگری اظهار داشت: رابطه خانواده و اعتیاد یک رابطه یک طرفه نیست، بلکه یک رابطه چند سویه و پیچیده است. از طرفی وجود شاخصهایی در خانواده در بروز اعتیاد نقش اساسی دارد و طبیعی است که در خانوادههای از هم گسیخته، کمسواد و یا با والدین معتاد، به علت عدم شکلگیری کامل شخصیت اجتماعی و اختلال در کنترل اجتماعی اعتیاد زمینه بروز بیشتری خواهد داشت.
وی افزود: از طرف دیگر اعتیاد ممکن است در خانودههای به ظاهر سالم و کامل نیز بروز کند یا در برخی خانوادههای مستعد اعتیاد، فرزندان با توجه به ویژگیهای فردی و یا یافتن تکیهگاههایی غیر از خانوده به اعتیاد آلوده نشوند.
برادر رضا رحیمی دبیر کانون جهانبین نیز ضمن بحث در این رابطه گفت: اعتیاد گستره وسیعی از افراد را در خانواده متاثر مینماید.
وی اضافه کرد: همسران افراد معتاد، در مورد خود، وضعیت زندگی و آینده خانوده خود در رنج و عذاب هستند. اضطراب آنها برایندی از اشتغال ذهنی آنها در مورد بیفرجامی و از هم پاشیدگی زندگی است. آنها به دلیل فشار کارهای منزل، مشکلات اقتصادی ناشی از بیکاری همسر، یکنواختی زندگی، عدم رابطه صمیمانه با همسر و ... مضطرب و افسرده هستند.
مشاور علوم پزشکی شهرکرد آقای عسگری در خصوص پیامدهای اعتیاد در رابطه با فرزندان گفت: اعتیاد، همه کارکردهای اساسی خانواده در رابطه با فرزندان از جمله کارکرد اقتصادی و خدماتی، تعیین پایگاه اجتماعی فرزندان، جامعهپذیری فرزندان، آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان، حمایت معنوی و عاطفی فرزندان، روابط اجتماعی خانواده و ... را دچار اختلال میکند. نحوه ارتباط فرزندان خانوادههای دارای والد معتاد با والدین، همراه با احترام قابل انتظار نیست.
این متخصص روانپزشکی و مشاورخانواده یادآور شد: در اعتیاد نیز همانند بسیاری از معضلات دیگر به نظر میرسد که پیشگیری بهتر از درمان است و به همین دلیل طی سالهای اخیر تلاش بسیاری شده است که با آموزش در مورد خطرات اعتیاد و عوارض آن و یا نشاندادن چهرههای معتادان به انتها رسیده در رسانهها در جهت ارتقای آگاهی مردم و جوانان و پیشگیری از اعتیاد قدم بردارند. اما باید پرسید چرا نتیجه مطلوب حاصل نشده است؟
وی گفت: علت این موضوع این است که مسئله اعتیاد به این سادگیها نیست. این بیماری علت مشخصی ندارد و مجموعهای از عوامل در بروز آن دخالت میکنند. خیلی سادهانگارانه است که فکر کنیم با نشاندادن بعضی حالات تحقیر آمیز از معتاد و چند پیام بهداشتی بتوانیم جلوی این معضل اجتماعی را بگیریم. باید به صورت ساختاریتر به موضوع نگریست یعنی از سنین پایین افراد را در مقابله با مشکلات توانمندتر کرد.
عسگری خاطرنشان کرد: در واقع باید مستقیماً در مورد اعتیاد صحبت نکنیم بلکه تسلط فرد را بر دوستیابی، معاشرت موثر و مهارتهای اجتماعی افزایش دهیم، در عین حال تلاش کنیم اختلالات نسبتاً پنهان مانند افسردگیها یا اضطرابهایی که به صورت مشکلات رفتاری نظیر پرخاشگری و پناهبردن به روابط غیرسازنده خود را نشان می دهد را شناسایی کرده و درمان کند.
وی اضافه کرد: در اینجاست که نقش خانواده برجستهتر میشود، در واقع خانواده هم باید به اعضای خود کمک نماید و هم خود نیاز به کمک دارد. از خانوادهای که خود درگیر مشکلات عاطفی، اقتصادی و فرهنگی است خیلی نمیتوان انتظار توجه به مسائل بنیادی داشت. به نظر میرسد که شخص درگیر اعتیاد و خانواده برای حل نسبی مشکلات باید مسئولانهتر با موضوع برخورد کنند.
برادر رحیمی: همه اعضای خانواده باید در حل مشکلات ارتباطی درونخانوادگی با انجام مشاورههای فردی و خانوادگی بکوشند و از درمان اختلال روانشناختی احتمالی همچون افسردگی، اضطراب، وسواس و... اجتناب نکنند. نسبت به اعضای جوانتر و غیر معتاد حساس بوده و با اطلاع کافی از صفات شخصیتی آنان، برقراری ارتباط صحیح، تقویت اعتماد به نفس آنان، اهمیتدادن به ارزشهای معنوی و پرهیز از سرزنش و تحقیرشان، موجب ورود معتاد دیگری به اجتماع نشوند.
این جلسات با رویکرد توجیه خانواده ها و روانشناسی خانواده با حضور
دبیرکانون و آقای عسگری مددیار خانواده و روانشناس(از دانشگاه علوم
پزشکی استان) هرهفتهروزهای جمعه از ساعت ۱۰:۳۰ صبح تا۱۲ برگزار
میشود.
با ما در تماس باشید.
۰۹۱۳۱۱۱۹۴۷۰
۰۳۸۲۷۴۶۰۷۵۶
۲.پیشگیری
۳.کاهش آسیب
۴.مشاوره
۵.توانمندسازی بارویکرد ایمان مدار وپرهیزمدار
شرح برنامه ارایه شده
جلسه دهم خانواده هاروزجمعه 15/11/1389 درکانون تولد دوباره جهانبین چهارمحال برگزارگردید.مهمترین مباحث مطرح شده عبارتند از:
1.هم وابستگی وباورهای معتاد وهموابسته
2.تشریح انواع مواد مخدر وآلات مصرف از طریق کیف شناخت مواد مخدر(جعبه استانداردشناخت مواد ستاد کل استان)
3.پرسش وپاسخ خانواده ها
4.مشارکت حاضران در جلسه وارائه ی راهکاربوسیله دبیرکانون
و شرکت کنندگان در این جلسه
چرخه ی هم وابستگی
در این بحث میخواهیم عزیزان درمورد هم وابستگی اطلاعاتی کسب کرده و دربرخورد با مبتلایان به این نوع وابستگیها راه چاره ای داشته باشند.
((هم وابستگان)):والدین-همسر – فرزندان و به عبارت ساده تر کسانی هستند که با فرد معتاد زندگی میکنند.
آنان بدلیل وجود پیش زمینه ناسالم روانی که در اثر همجواری با ناخوشی اعتیاد پیچیده تر شده است مانند معتاد که اسیر وسوسه و اجبار برای مصرف است دایما در فکر((تغییردادن)) و ((خوب کردن))معتاد خود هستند.
در گرداب وسوسه و اجبار کمک به معتادان خود غوطه میخورند واز بقیه عزیزان خود و قسمتهای دیگر زندگی غافل میشوند.این اختلال و ناخوشی به چگونگی شکل گیری باورهای اجتماعی ماو چگونگی برخورد ناسالم خانواده ها در رویارویی با ناهنجاری ها و اختلالات مربوط است و از آنجا سرچشمه میگیرد.
هم وابستگی وضعیت جسمانی- فکری - عواطف و احساسات-معنویات و روحیات و روابط را مختل میکند. همه روزه ما و اجتماع ما تاوان این اختلال را به صور مختلف میپردازیم.
خانواده ها مرتب به کانون مراجعه کرده و خواستار کمک به معتادان خود بوده و همه نابسامانی ها و مشکلات رامربوط به
فردمعتاد میدانند.وقتی که از ریشه ناخوشی((هم وابستگی)) که در اعتقادات و باورهای ماست به عنوان پیش زمینه اعتیاد صحبت
میشود به حدی انکار در ایشان قوی است که تمالم صحبتهای مرا نشنیده میگیرند و مجددا می پرسند:حالا برای نجات او!! چکاری باید کنم؟؟
معمولا به این عزیزان پیشنهاد شرکت در جلسات نارانان داده میشود.این یک پیشنهاد ی است که برای نجات واقعی معتاد یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.زیرا روش برخورد با این بیماران را فراگرفته و در اصل خود ((هم وابسته))نیز بهبود خواهد یافت.
قبل از ادامه بحث در مورد بیماری اعتیاد در اینجا تعدادی از باورهای فکری ((معتاد)) و ((هم وابسته)) را می آوریم و شما
خود به تشابه این باورها پی خواهیدبرد.
باورهای یک معتاد:
1.میدانم مشکل دارم اما...
2.هیچکس مرا درک نمیکند.
3.امکان ندارد کسی بتواند مرا بپذیرد
4.من با بقیه فرق میکنم و مثل بقیه نیستم
5.من اسیر و قربانی هستم و هیچ چاره ای ندارم
همانگونه که میبینید یک فرد معتاد با این باورهای غلط فکری خانواده خود رانیز دچار مشکلات عدیده فکری و روحی نموده و هیچکدام از دو طرف بر این مساله آگاه نیستند.
باورهای یک ((هم وابسته)):
1.مردم وضعیت مرا درک نمیکنند.
2.اگرکسی از راز ما باخبر شود آبرویمان میرود.
3.شاید اگر آن کار را کرده بودم اینطور نمیشد.
4.باید بیشتر اهمیت میدادم.
5.باید سختگیرتر می بودم
6.اگر آدم بهتری بودم
7.اگر باهوشتر بودم و ...
این باورهای ناسالم و نادرست با زیربنای ((ترس)) و ((واکنش حاصل از ترس)) که همان ((کنترل)) می باشد نظام فکری ((هم
وابسته)) را ازطریق انکار به اختیار خود در آورده و آزار میدهد.
وسوسه فکری فردمعتاد ((مواد مخدر))است و وسوسه فکری هم وابسته ((خود معتاد)) است.درنشریات بهبودی میخوانیم)) تمام
زندگی و فکر و ذکر ما در مواد مخدر خلاصه شده بود)) اما درباره ((هم وابسته)) باید بگوییم((تمام زندگی و فکر وذکراودر
فردمعتاد خلاصه شده است))
خاتمه چرخه تراژدی ((هم وابستگی))هیچگونه ربطی به فردمعتاد
و ادامه مصرف و یا بهبودی او ندارد.بلکه به ارزش درونی شما و پیداکردن گوهر وجود بستگی دارد.
امور فرهنگی کانون تولد دوباره جهانبین جونقان
15بهمن ماه 1389